گفته میشود رییس جمهور احمدزی قصد دارد در زمینهی غیرقومی شدن مشخصات شهر کابل اصلاحاتی انجام بدهد. این کار خوبی است. اما از کجا باید شروع کند؟ به نظر من، یکی از موارد مهمی که میتوان در آن اصلاحات فراقومی انجام داد، حوزهی استراتژیک تشناب است. یعنی میگویم فعلا پروژهی پاک کردن شهر از لوث وجود نامبارک فیض محمد کاتب را بگذاریم برای یک زمان دیگر.
چرا تشناب؟ همه میدانند که در شهر کابل گفتمان غالب همشهری فقدان تشناب است. درست است که بعضی آدمها از سر اشتیاق و گرویدگی بیش از حد به مسایل عرفانی در سرِ سرک و رو به دیوار مینشینند و دردهای دل خود را با زبالهها و پلاستیکها و پوستهای خربزه و بوتلهای جوس درهم شکسته میگویند. اما این طایفه از خلق در اقلیت اند. اکثر مردم چنین دردهایی ندارند و تنها بهسادگی گاهگاهی هوس تشناب به سرشان میزند. این اکثریت در هنگام جستوجوی تشناب عمیقا افغان اند. یعنی یادشان نمیآید که پشتون، هزاره، تاجیک، اوزبیک، ترکمن، بلوچ، هندو، عرب و… باشند. این قدر میدانند که از صمیم قلب تشناب میخواهند و از ته دل با تمام افغانهای دیگری که بر حول محورِ این خواست ملی له له میزنند، احساس وحدت میکنند.
به یاد بیاورید که یک تکسی از خیرخانه به طرف کارته سه میرود و سرعتش چنان زیاد است که شما خیال میکنید حالاست که این جت جنگندهی زرد که تنها بهخاطر مسایل رازآلود نظامی تکسی مینامندش، از زمین کنده شود و به سوی آسمان زیبای میهن اوج بگیرد و نیم ساعت بعد دمار از روزگار عساکر پاکستانی درآورد. ولی حرف جای دیگری است. نه اینکه خدای نخواسته تکسیهای ما نتوانند پرواز کنند یا رانندگان تکسی تمایل و غیرت بمباران کردن پاکستانیها را نداشته باشند. اینها هستند. اما واقعیت آن است که بیشتر این تکسیها مسافرانی را حمل میکنند که در میانهی خریدِ پرده و پوش تشک از دکانهای خیرخانه، به یکبارگی متوجه شدهاند که تشناب خونشان کم شده. تشناب هم در خانه، در کارته سه. این است که تکسی گرفتهاند و با سرعت ماورای کبود به طرف کارته سه میروند تا آنجا با تشناب دیداری بههم رسانند و دوباره برگردند به خیرخانه و پرده را بخرند. از نظر علم اخلاق هم که به مسئله نگاه کنیم، این قضیه خیلی پارادوکسیکال هست. یعنی نباید هدفِ پرده خریدن از مسیر محتمل بیپرده شدن بگذرد. فهمیدید؟ نفهمیدید؟ بلایم به پستان. در وقتی که دانشگاه و پوهنتون کابل همزمان در اختیارتان بود و هیچ افغان از هیچ افغان دیگر نه کمتر بود و نه برتر، کجا بودید که درس میخواندید و حالا برای فهم مسئلهای به این سادگی دچار تکشکُش نمیشدید؟
خلاصه اینکه اصلاحات خوب است، اما باید بدانیم آن را از کجا شروع کنیم.
