مهدی زرتشت
ادامهی حضور تعدادی از سربازان امریکایی پس از خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان تا آخر سال جاری میلادی در چارچوب یک توافقنامهی امنیتی، یکی از مهمترین موضوعاتی بود که بهخصوص از یک سال به اینسو، اذهان دولت و مردم افغانستان را درگیر کرده بود. لویه جرگه امسال با رای عموم به امضای این پیمان موافقت کرد؛ اما این پیمان تا زمان تشکیل دولت وحدت ملی، از سوی کرزی بلاتکلیف باقی ماند. در دو دور انتخابات ریاست جمهوری امسال، وعدهی امضای این پیمان امنیتی از سوی هریک از کاندیداها، یکی از شعارهای اصلی بود. زیرا در نظرسنجیهای غیررسمی، اکثریت قریب به کل مردم افغانستان، خواهان امضای این سند بودند. با این حال، سرانجام تیم انتخاباتی اشرف غنی مطابق وعدهای که داده بود، چند روز بعد از مراسم ادای سوگند وفاداری، این پیمان امنیتی را در 30 ام سپتامبر میان دولت جدید و ایالات متحدهی امریکا امضا کرد که طبق این پیمان، پس از خروج نیروهای بینالمللی، در حدود دوازده هزار و پنجصد سرباز خارجی در افغانستان باقی خواهند ماند و علاوه بر آن، این سند ایجاد چندین پایگاه نظامی امریکا را در مناطق ناامن کشور، ضمانت میکند.
تعیین جدول خروج نیروهای نظامی بینالمللی و از جمله امریکا از افغانستان، در میان کشورهای همسایهی افغانستان و دورتر از آن- روسیه- با انعکاس و اظهار نظرهای گسترده همراه بود. اما طرح یک پیمان دیگر که ادامهی حضور بخشی از سربازان خارجی که بیشترشان امریکایی هستند، از سوی امریکا، آنهم در زمان حساس دو دور انتخابات، تب حساسیتها را بهشدت بالا برد. این امر، تا حدی قابل انتظار و طبیعی به نظر میرسد؛ زیرا دور و بر افغانستان متحد با امریکا را (بهجز پاکستان) همه کشورهایی تشکیل میدهند که روابط سیاسیشان با امریکا یا بهشدت سرد و تنشآلود بوده است، یا اینکه عدهای دستکم نقش غیرفعال را داشتهاند؛ در کنار اینکه مناسبات سیاسیشان بیشتر متمایل و متأثر از سیاست دو ابرقدرت آسیایی- روسیه و چین- بوده است. به این ترتیب، ایران- همسایهی غربی افغانستان- نسبت به این موافقتنامه همواره با بدبینی نگاه کرده و در مقابلِ موضع غیرمشخص چین، روسیه تا حال موضع خاص خود را داشته است. و پس از امضای این موافقتنامه، چند روز بعد از تشکیل دولت وحدت ملی، خبرگزاریهای روسیه پر بودند از نقد و نظر سیاستمداران و کارشناسان روسیه.
وزارت خارجهی روسیه یک روز پس از امضای این سند، در بیانیهی رسمی خود نوشت که «انتظار دارند با اجرای این توافقنامه، کشور سومی تهدید نشود.» این نهاد مهم دولت روسیه با تصریح اینکه «افغانستان کشوری مستقل است، هر تصمیمی را که بخواهد بگیرد، مربوط به دولتمردان خود این کشور است و با شریکان خارجی خود هر موافقتنامهای را هم که لازم بداند، امضا کند»؛ اما در عین حال تأکید کرد که انتظار میرود «افغانستان در اجرای مفاد توافقنامههای امضا شده آگاهی کامل داشته باشد، تا کشور سومی از آن احساس خطر نکند.» به این ترتیب، میخاییل کروناووسکی، دیپلمات سابقهدار روس که مدتی سفیر روسیه در کابل بوده است، با موضع تندتری اظهار نظر کرد که «پیمان امنیتی افغانستان با امریکا تضمین ثبات نیست.» او ضمن «نمادین» خواندن این توافقنامه، افزود که «امنیت افغانستان را فقط مردم خود این کشور میتوانند تضمین کنند.»
انتقاد مسکو بر سر چیست؟
جالبتر از همه اینجاست که از یکسال به اینسو و همزمان با تغییرات و تبدلات اخیر در کشور، مقامهای روسی همیشه از یک موضع دوگانه، مسئلهی خروج یا ادامهی همکاری امریکا با افغانستان را مورد بحث قرار دادهاند. بسیاری از صاحبنظران و سیاستمداران روس تا قبل از امضای این توافقنامه، در نوشتهها و مصاحبههایشان همواره بر این نکته انگشت میگذاشتند که خروج کامل نیروهای امریکایی و قطع همکاری از سوی امریکا، ممکن است دولت نوپای افغانستان را متزلزل کند و خطر نفوذ و گسترش طالبان و تمام گروههای تروریستی و افراطگرایان دینی را بیش از پیش جدیتر کند. اما در عین حال، این مقامها همواره مخالفت و بدبینیشان را نسبت به حضور امریکا در افغانستان، در سطوح مختلف ابراز داشتهاند؛ در حالی که این انتقادها جز تکرار چند واقعیت، چیزِ نوی در خود نداشتهاند.
میخاییل کروناووسکی برای دفاع از حقانیت اظهار نظرش گفته است که «امریکا وعدهی تأمین امنیت در افغانستان را داده، اما 13 سال گذشته نشان داد که نه امریکا، بلکه مردم خود افغاستان فقط میتوانند ابزار تأمین امنیت باشند.» واضح است که ناکامی دولت کرزی در 13 سال گذشته، نه تنها به امریکا ربطی نمیگیرد، که این کشور را نیز مورد پرسشهای جدی قرار میدهد. اینکه چرا طی سیزده سال امنیت تأمین نشد، چرا طالبان روزبهروز قدرتمندتر شدند، چرا گراف تولید و قاچاق مواد مخدر پایین نیامد، و دهها چرای دیگر، همه سوالهایی اند که قبل از اینکه دولت کرزی را به باد انتقاد بگیرند، متوجه دولت امریکا به عنوان نزدیکترین متحد دولت افغانستان است. علاوه بر این، مسایلی چون قاچاق مواد مخدر به کشورهای روسیه و آسیای میانه و همین طور، گسترش افراطگرایی اسلامی و خطر تازه از نفوذ دولت اسلامی (داعش)، از مهمترین نگرانیهای روسیه اند که نقش فعال رهبری کشورهای عضو سابق شوروی را اکنون دارد و خود را قویترین مسئول و مبتکر حفظ ثبات و امنیت این منطقه از آسیا میداند.
عوامل استراتژیک
با وجود این، اما پسمنظر این انتقادها را مسئلهی مهمتری تشکیل میدهد. م. کروناووسکی دیپلمات باسابقهی روسیه گفت که «اما در وضعیت ژیوپولیتیک کنونی، حضور نیروهای خارجی در کشورهای همسایهی روسیه موجب افزایش نگرانیها میشود.» و همچنین اذعان داشت که «در حال حاضر روابط میان امریکا و روسیه متشنج است و حضور نیروهای امریکایی در هر منطقه، بهویژه در مرزهای نزدیک روسیه وضعیت را جدیتر میکند.» چندی قبل نیز معاون نخست مرکز تکنولوژیهای سیاسی روسیه- الکسی ماکارکین- در مقالهی اختصاصیاش در ارتباط به مسایلی چون انتخابات جدید در افغانستان و مسایل حاشیهای آن، خاطرنشان کرد که یکی از مهمترین اولویتهایی که دولت غنی باید به آن توجه کند، حفظ و تأمین روابط دیپلماتیک با کشورهای منطقهای و «بازیگران جهانی و از جمله روسیه» است.
با این حال، میتوان گفت که تمام انتقادهای مقامهای روسیه، از نگرانی این کشور در ارتباط به مسئلهی افغانستان ناشی میشوند. مسکو با پیشفرض بدبینانهتری نسبت به سیاستهای امریکا و متحدان غربیاش در مسایل کشورهای آسیایی و از جمله افغانستان و حتا مسئلهی اوکراین، اعتمادش را نسبت به غربیها بیش از پیش از دست داده است. بحث روی ثبات افغانستان در آیندههای نزدیک، یکی از مهمترین موضوعات رهبران سازمان همکاری شانگهای بود. این مسئله خود نشان داد که مسکو تقریباً به هیچ همکار غربی جز خودش، باور و اعتماد ندارد و به این ترتیب، خود در تلاش است تا به مرور زمان، موضعش را عملاً تثیبت کند.
