نویسنده: Peter Beinart
برگردان: قدرتالله رجوی
منبع: مجلهی آتلانتیک
بحثها پیرامون عراق باعث غفلت امریکاییها از پرداختن به موضوعی مهمتر شدهاند. در حال حاضر هفتههاست که رسانههای امریکایی با خرسندی مشغول به تشریح مواضع لئون پانتا، وزیر دفاع پیشین امریکا هستند. لئون پانتا در رابطه با تصمیم باراک اوباما مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از عراق، اظهاراتی را بیان کرده است. «پانتا از قصر سفید به دلیل خارج کردن نیروهای امریکا از عراق ابراز نارضایتی کرد». این یکی از تیترهای اخیر فاکس نیوز است. جنیفر روبین (Jennifer Rubin) نیز در روزنامهی واشنگتن پست اظهار داشت: «لئون پانتا دست به افشای دروغهای گفته شده در بارهی عراق زده است».
قابل قبول است. پانتا حق دارد که اوباما را بهخاطر نادیده گرفتن مشورهی وی و خروج سریع تعداد بسیار زیادی از نیروهای امریکایی] از عراق[ مورد انتقاد شدید قرار دهد. همچنین با در نظر داشت این نکته که امروز عراق در فاجعه بهسر میبرد، کاملاً طبیعی خواهد بود که رسانهها چنین اظهاراتی را گزارش کنند.
اما چیزی که عموماً گزارشگران از پانتا نمیپرسند، این است که وی در مورد تصمیم اوباما مبنی بر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان چه دیدگاهی دارد. این مایهی شرم است؛ زیرا اگر بحث نیروهای مستقر در عراق مربوط به مقصر دانستن تصمیمهای فاجعهبار گذشته باشد، بحث نیروهای مستقر در افغانستان به این قضیه مربوط میشود که آیا باید باز هم تصمیمهای احتمالاً فاجعهبار در آینده تکرار شوند یا خیر. به عبارت دیگر، در افغانستان، بحث خروج نیروها مطرح است که در حال حاضر موضوعی بسیار بااهمیت میباشد. با این حال، طرح چنین موضوعی در رسانهها تقریباً جایگاهی ندارد.
اگر این چنین میبود، (یعنی این موضوع برای رسانهها اهمیت میداشت) امکان داشت امریکاییها متوجه شوند که باز هم فاجعهی دیگری در انتظارشان است. پانتا در کتاب جدید خود نوشته است که در سال 2013، طی آخرین روزهای کاریاش در پنتاگون، او «در حال وارد کردن فشار» بر قصر سفید بوده تا طرح ابقای هشت تا ده هزار عسکر امریکایی در افغانستان را پس از اتمام عملیات نظامی امریکا در سال 2014، مورد حمایت قرار دهد. سپس وی با رضایت خاطر تأکید میکند که پس از خروجش از پنتاگون، «رییس جمهور اوباما سال بعد [2014] اعلام کرد که او نیز با طرح ابقای 9800 نیروی امریکایی در افغانستان پس از اتمام عملیات نظامی موافقت دارد».
این گفته باعث میشود اینگونه به نظر برسد که گویا اوباما تعهد کرده است تا 9800 نیرو را بهطور دایمی در افغانستان باقی بگذارد (ابقا کند)؛ اما در حقیقت چیزی که اوباما گفته، این است که تعداد نیروهای امریکایی تا آخر سال 2014 به 9800 نفر کاهش پیدا میکند و این مقدار تا آخر سال 2015 به نیم خواهد رسید و «تا آخر سال 2016، حضور نظامی ما عادی و در حد سفارت در کابل تقلیل خواهد یافت، به علاوهی تعدادی برای تأمین امنیت سفارت، همانگونه که در عراق این کار را کردیم». در همین ماه اکتوبر، یکی از سخنگویان قصر سفید تأیید کرد که طرح ]دولت امریکا[ هنوز هم همان طرح است.
برای بسیاری از دنبال کنندگان تحولات افغانستان هراسی به وجود آمده است مبنی بر اینکه طرح مذکور ممکن است در پایان به گریه ختم شود (در آخر کار منجر به سرازیر شدن اشک از چشمان شود). از جملهی چنین افرادی، جنرالهای اوباما هستند که طبق گفتهی روزنامهی نیویورک تایمز، «توصیه کرده بودند که حداقل ده هزار عسکر برای چندین سال (فونت ایتالیک از خود نویسنده) پس از پایان رسمی مأموریت نظامی در افغانستان باقی بمانند» (بر اساس کتاب پانتا، مشخص نیست که وی از جنرالها پشتیبانی کرده یا خیر. [«نویسنده»]). همچنین در این زمینه میتوان به ارتش افغانستان اشاره کرد، که یکی از افراد ارتش به واشنگتن پست گفته بود، «خروج در سال 2016 مسئولانه نیست». نارندرا مودی، نخستوزیر هند نیز از همین دسته افراد است که طی سفر اخیرش به ایالات متحده، گفته بود که وی «از امریکا در رابطه با موضوع خروج نظامی درخواست کرده- لطفاً اشتباهی را که در عراق انجام دادید، دوباره تکرار نکنید… روند خروج از افغانستان باید بسیار آهسته باشد. فقط در این صورت قادریم تا از جان گرفتن طالبان جلوگیری کنیم». همچنین میتوان احمد رشید، روزنامهنگار معروف پاکستانی را نام برد که اخیراً در اظهار نظری طرح خروج امریکا [از افغانستان] را «به طرز فاجعهآمیزی اشتباه» توصیف نموده و پیشبینی کرده است که چنین کاری «تقریباً بهطور حتم به معنای بازگشت به جنگ داخلی و ظهور گروههایی بهمراتب افراطیتر از طالبان است، همانگونه که در عراق و سوریه رخ داده است».
چیزی که این افراد [به گفتهی نویسنده] بد تلقی میکنند، این است که افغانستان به اندازهی عراق یا حتا بدتر از آن، از لحاظ سیاسی و نظامی کارایی لازم را ندارد. نویسنده در ادامه میافزاید دولت تازهتأسیس وحدت ملی با ساجق جان کری به هم چسپانده شد، آنهم بعد از اینکه نزدیک بود دو رقیب انتخاباتی دست به سلاح ببرند. طبق گفتهی رشید، طالبان در حال حاضر در بسیاری از ولایتهای افغانستان فعال اند و «در بسیاری از مناطق، عسکران افغان بهسختی قادر اند امنیت پایگاههای خود را تأمین کنند». ماه گذشته واشنگتن پست گزارش داد که «بودجهی دولت مرکزی افغانستان تقریباً به اتمام رسیده است و در ظرف «پنج یا شش روز» نیاز به کمک مالی 537 میلیون دالری ایالات متحده و دیگر کمک کنندگان بینالمللی دارد تا بتواند به پرداخت حسابات خود ادامه دهد».
در حال حاضر بحثی در جریان است که با در نظرداشت گستردگی مشکلات افغانستان، ابقای ده هزار نیروی امریکایی در این کشور تنها برای چند سال آینده، تأثیر چندانی نخواهد داشت. گذشته از این، بسیاری از افغانها در رابطه با حضور نیروهای خارجی در کشورشان آشفته نیستند. طبق نظرسنجی صورت گرفته توسط بنیاد آسیا (Asia Foundation)، بیش از سه-چهارم افغانها «هنگام مواجهه با نیروهای بینالمللی، از خود هراس نشان میدهند». با در نظرداشت اینکه بازگشت کامل افغانستان به دوران جنگ داخلی، پیامدهای اخلاقی هولناکی را به همراه خواهد داشت، جای بحث آن باقی است که آیا چنین سناریویی واقعاً تهدیدی برای امنیت امریکا محسوب میشود یا خیر. در حال حاضر سالهاست که جو بایدن، معاون رییس جمهور امریکا از این بحث میکند که طالبان-در عین خبیث بودن- جنبشی ملیای است که میخواهد فرامنطقهای باشد و اینکه امریکا قادر است با ظهور مجدد القاعده از طریق هوایی مقابله کند.
نویسنده در ادامه میگوید که وی در این رابطه قادر به تصمیمگیری نیست. چیزی که واضح است، این است که با در نظرداشت گرایشهای موجود کنونی، ممکن است سیاست امریکا نزول افغانستان را به دهشت مبدل سازد. نویسنده در ادامه میافزاید که رسانهها باید پانتا و دیگر مقامهای برجستهی امنیتی و سیاستمداران را وادار بسازند تا از هم اکنون این دهشت بالقوه را هدف قرار دهند و به آن بپردازند.
بعد از وقوع یک فاجعه، گفتن این نکته به جهانیان که شما چنین فاجعهای را پیشبینی کرده بودید، قابل قبول است. اما چیزی که واقعا خرد و شهامت میطلبد، این است که در درجهی اول شما چگونه از وقوع چنین فاجعهای جلوگیری خواهید نمود.
