مهدی زرتشت
بخش دوم
الکسی ماکارکین- معاون اول مرکز تکنولوژیهای سیاسی روسیه (ЦПТ)
منبع: وبسایت رسمی مرکز تکنولوژیهای سیاسی
رییس جمهور جدید و مسایل او
اشرف غنی احمدزی متعلق به یک خانوادهی بزرگ پشتونها از قبیلهی احمدزی- بخشی از اتحاد قبیلهای غلزایی است. در واقع همان قبیلهای که دکتر نجیبالله، رییس جمهور (1992) طرفدار شوروی به آن متعلق بود که چهار سال بعد توسط طالبان کشته شد. پدربزرگ اشرف غنی احمدزی، فرمانده عبدالغنی احمدزی از ولایت لوگر، یکی از رهبران قبیلهی احمدزایی بود. در سال 1919 عبدالغنی احمدزی در جنگ علیه بریتانیا شرکت نمود و در سال 1929 در برابر امیر خودخوانده- بچهی سقاو- در صفوف امیر آینده- نادرشاه- جنگید. پس از آن، او به عنوان فرمانده پادگان نظامی در کابل استقرار یافت.
پسر عبدالغنی- شاه جان [پدر اشرف غنی که به شاهپسند و شیرآغا نیز ملقب بود] در سالهای اخیر سلطنت به ریاست بخش ترانسپورت رسید و بعد از انقلاب ثور، در سال 1978، به اتهام توطئه علیه دولت، دستگیر شد. با این حال، او نه همچون یک خیانتکار، که به عنوان پسرعموی شاهپور احمدزی به زندان فرستاده شد. [شاهپور احمدزی] بلافاصله پس از انقلاب آپریل به ریاست ستاد کل رسید و چند ماه بعد، به جرم تلاش برای براندازی رژیم جدید، متهم شناخته شد. چند هفته قبل از ورود نیروهای شوروی به افغانستان، جنرال احمدزی به دستور حفیظالله امین تیرباران شد که پسرعموی او [شاه جان]، پس از سرنگونی حفیظالله امین، به همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شدند[1].
اشرف غنی- پسر شاه جان- از جملهی اعضای خانوادهاش که در دروان رژیم نورمحمد ترهکی و حفیظالله امین دستگیر شدند، نیست. در این دوران او در دانشگاه کلمبیا در ایالات متحدهی امریکا در مقطع ماستری در رشتهی انسانشناسی مشغول تحصیل بود. انقلاب و تهاجم اتحاد جماهیر شوروی باعث شد تا بسیاری از نخبگان افغان به ترک کشور مجبور شوند- البته که اشرف غنی در این دوره به افغانستان برنگشت و پس از ختم دانشگاه، در یکی از دانشگاههای امریکایی استاد شد و پس از آن، برای یک دهه در بانک جهانی کار کرد. طی این مدت، او شهروندی امریکا را بهدست آورد که در میان مهاجران افغان غیرمعمول نیست.
در سال 2001 او به عنوان نمایندهی ویژهی سازمان ملل متحد به افغانستان برگشت و سپس مشاور ارشد حامد کرزی شد. در دوران حکومت انتقالی از سال 2002 تا 2004 اشرف غنی احمدزی در پست وزارت دارایی (مالیه) خدمت کرد و در سال 2003 انجمن «معاملهگران بازارهای در حال ظهور» اشرف غنی را به عنوان بهترین وزیر دارایی در آسیا اعلام کرد. پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 (گرچه مایل نبود شهروندی خود را از دولت امریکا برای ادامهی کار در دولت منتخب از دست بدهد) او به ریاست دانشگاه کابل انتخاب شد. در سال 2006 او خود را برای پست دبیرکلی سازمان ملل کاندیدا کرد؛ اما در مقابل دبیرکل فعلی- بان کی مون- شکست خورد. طی این مدت، او از ناکارامدی دولت کرزی و فساد موجود در ادارات، همواره انتقاد میکرد. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009، او تنها 3 درصد آرا را بهدست آورد- رایدهندگان پشتون، عمدتاً به کرزی رای دادند […]. با این حال، پس از انتخابات او به حیث رییس پروسهی انتقال مسئولیتهای امنیتی، در دولت کرزی به کار ادامه داد. در سال 2013، اشرف غنی از سوی مجلهی بریتانیایی «پروسپکت» در لیست صد متفکر برتر جهان، در جایگاه دوم ایستاد.
پیروزی اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری از سوی عبدالله عبدالله در حالی مورد اعتراض واقع شد که او این نتایج را با پسزمینهی دور دوم انتخابات مقایسه میکرد که هم آرای او بلندتر از اشرف غنی بود و هم نامزدان ردیف سوم و چهارم انتخابات دور اول (زلمی رسول با 11,3 درصد آرا و عبدالرب رسول سیاف با 7 درصد آرا)، حمایتشان را از او اعلام کردند. با این حال، موفقیت نسبی اشرف غنی را میتوان به این مسأله ربط داد که او یک پشتون واقعی است[2]– در مقابل سیاف و رسول که گرچه متعلق به جامعهی پشتون اند؛ [اما] آنها نمیتوانند بهطور خودکار، صدای خود را از آدرس یک کاندیدای «تاجیک» بلند کنند. در این زمینه، تفاوتهای سیاسی و قبیلهای، اندک به نظر میرسند. بنابراین، رسول کاندیدای تحت حمایت کرزی در نظر گرفته شد و رییس جمهور دوران بهسر رسیده، او را همچون یک متحد قبیلهای از قوم محمدزایی فکر میکرد (گرچه او به یک شاخه از این قوم تعلق میگیرد). عبدالله موفق نشد که یکی از رهبران جامعهی در اقلیت تاجک- احمدضیا مسعود، معاون زلمی رسول را با خود همراه کند.
————
- قرار معلوم، هنوز بیوگرافی مفصل اشرف غنی در دسترس هیچکسی نیست. بنابراین، بیوگرافی خانوادهی دکتر غنی، همچنان مبهم است. یک عده از وبلاگنویسان افغانستان به این نظر اند که شاه جان، پدر اشرف غنی، اصلاً هیچ سمت دولتی نداشته است (مراجعه کنید به این صفحه: http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=2026) و در وبسایت رسمی اشرف غنی نیز، در بیوگرافی دو صفحهای دکتر اشرف غنی، معلومات مفصلی از رشته-بافتههای خانوادگی او نیامده است (مراجعه کنید به: http://ashrafghani.com/campaign/DrAshrafGhani_2014_Dari.pdf) با این حال، اینکه منبع معلومات نویسندهی مقاله (الکسی ماکارکین) از کجا و کدام است، نویسنده هیچ توضیحی ارائه نکرده است.
- منظور نویسنده از «پشتون واقعی»، احتمالاً این است که وی فکر میکند قبایل پشتون به اشرف غنی بیشتر باور دارند؛ زیرا فکر میکنند احساسات پشتونی او، نسبت به سایر رهبران این قوم، قویتر است.
