اجازه بدهید که برای شماری از نوچههای فرهنگی آقای پدرام که تا حرف از دهنت ناپریده، فریاد واتاجیکا(!) واروشنفکرا(!) را راه میاندازند، یک مسئله را روشن کنم. اینکه حیثیت یک پنجشیری و یک بدخشی و یک بلخیِ اپرچونیست که هرازگاهی که گرسنه ماند یا هم میزان توجه بهش کم شد، داعیهی قومی سر میدهد، همسان است. از این منظر، احمدضیا مسعود و لطیف پدرام یا هر اسم دیگری را که شما در کنار آن اضافه میکنید، برای من یک حکم را دارد. در همین مقطع زمان، پدارم نه روشنفکر است و نه تاجیک. جناب پدرام برای من بیش از یک فرصتطلب نیست که موج گیر کرده و میخواهد سوار شود که دیری بود همنشینی با ظاهر قدیر و لالی حمیدزی نامش را در صف رقاصهای سیاسی کمرنگ کرده بود. تاجیک به رهبر نیاز ندارد. به خرد نقاد نیاز دارد که تقِ تقدیر از آن محروم است. تاجیک چیزی که دارد- تا دلت بخواهد- احساسات بسیار است. همان احساساتی که تا دیروز اسپ داکتر عبدالله را رکاب میزد و اکنون میرود که پدرام را روی گردهها سوار کند. بنابراین، خیلی دور از انتظار نیست که همین احساسات، انتقاد من از حرکت پدرام را نیز به رگهای از پنجشیری بودنم ربط دهد.
Kawa Jobran
با دیگران به اشتراک بگذارید
1,365 دیدگاه
1,365 دیدگاه
