منبع: وال استریت ژورنال
نویسنده: سعد محسنی
برگردان: حمید مهدوی
پروژهی خط لولهی انتقال گاز از ترکمنستان به هند که برای یک مدت طولانی به تأخیر انداخته شده بود، میتواند سالانه 400 میلیون دالر برای کشور درآمد داشته باشد.
روز دوشنبه، افغانستان از طریق انتقال صلحآمیز قدرت، صاحب رییس جمهور جدیدی شد. اشرف غنی به عنوان رییس جمهور سوگند یاد کرد و عبدالله عبدالله رییس اجرایی شد. ریاست اجرایی پستی شبیه به نخستوزیری است و در نتیجهی توافق میان دو رقیب ایجاد شد. رهبری حکومت جدید افغانستان باید بهبود اقتصادی را در صدر اولویتهایش قرار دهد.
بدبینها استدلال میکنند که کمکهای خارجی که بخش بزرگ تولید ناخالص داخلی بیست میلیون دالری افغانستان را تشکیل میدهند، پس از 2014 کاهش مییابند و اقتصاد کشور را در مارپیچ رو به پایین میفرستد. این چیزی است که میتواند اتفاق بیافتد؛ اما نه در صورتی که رهبری جدید ابتکار عمل به خرچ دهد. افغانستان از لحاظ منابع طبیعی و منابع انسانی غنی است و زمینهای وسیع قابل زرع و جمعیت 30 میلیونی نسبتا کوچک دارد. حکومت میتواند از طریق راهبردهای کوتاهمدت، میان مدت و درازمدت رفاه پایدار را تأمین کند. این راهبردها قرار زیر اند:
ایجاد اطمینان در حقوق مالکیت. نظر به برآوردهای شخصی، حدود 4 میلیارد دالر در بانکهای تجارتی کشور وجود دارد که میتواند به افغانها قرضه داده شود تا خانههایشان را بهتر بسازند، فعالیتهای اقتصادی کوچک را راهاندازی کنند و استندردهای زندگیشان را بالا ببرند. محاسبات شخصی من نشان میدهند که بهطور بالقوه ساختمانهای مسکونی، صرف در کابل، 40 میلیارد دالر ارزش دارند. آزادسازی این ارزش باعث رونق فعالیتهای ساختمانی و تقاضای مصرف کنندگان خواهد شد.
متأسفانه، به دلیل تناقض قوانین، آداب و رسوم قبیلهای و فرمانهای ریاست جمهوری، نزاع بر سر زمین در افغانستان تقریبا یک امر معمول است. عدم اطمینان در حقوق مالکیت توسط قوانین رهنی بدتر شده است، قوانینی که باید واضح ساخته شده و تقویت شوند تا حقوق قرضهگیرنده و قرضهدهنده را واضح ساخته بتوانند. در حال حاضر، بانکها در بسیاری حالتها تمایلی به قرضهدهی ندارند.
روشن ساختن مالکیت خصوصی میتواند مزایای بزرگ اجتماعی را بهدنبال داشته باشد و از لحاظ قانونی فقیران و شهروندان عادی را توانمند سازد؛ چیزی که در کشورهای دیگر نیز همین نتیجه را داشته است. بهطور مثال، اطلاعاتی که توسط «بنیاد ملی برای دموکراسی» ارائه شده، نشان میدهد که اصلاحات در حقوق مالکیت و فعالیتهای اقتصادی در پیرو، 2.9 میلیارد دالر به ارزش داراییهای شهری و نزدیک به 8 میلیارد دالر بر درآمد مالیات اضافی افزود و بین سالهای 1992 و 2007 حدود 200 میلیون دالر از هزینههای تشریفاتی کاست. این برگشت زمانی اتفاق افتاد که پیرو پس از چندین دهه جنگ داخلی به نهادها و کشورهای خارجی و همچنین به متخصصان داخلی برای آوردن اصلاحات دست یافت. ادارهی مستقل اراضی افغانستان نیز میتواند این کار را انجام دهد.
تشویق سرمایهگذاری خارجی، بهویژه در زمینهی منابع طبیعی. ارزش منابع معدنی افغانستان که شامل مس، سنگ آهن، طلا، نقره، المونیم و عناصر کمیاب زمینی میشود، 900 میلیارد دالر تخمین شده است.
متأسفانه حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان به سرمایهی بینالمللی و غربی با تردید نگریست و این امر مانع پیشرفت شد. حکومت جدید افغانستان که به قراردادهای استخراج ده معدن یا بیشتر از آن متمایل است؛ چیزی که میتواند کشور را در زمینهی تمویل هزینههای داخلی از درآمد داخلی کمک کند.
نظر به گفتهی زمینشناسان، در حالی که ممکن است یک دهه یا بیشتر از آن زمان نیاز باشد تا استخراج معادن بزرگ به مرحلهی ثمردهی برسد، پروژههای کوچک و متوسط، بهشمول طلای زرکشان و معدن مس در ولایت غزنی، میتوانند در ظرف دو سال به ثمر بنشینند. ذخیرههای لیتیم در سراسر دریاچههای بخار شوندهی افغانستان و معادن کوبالت و مس در ولایت لوگر، نیز درآمدهای نسبتا سریع برای خزانهی افغانستان خواهند داشت.
در گذشته، اختلافات میان شرکتهای استخراج معدن و حکومت افغانستان بر سر تمویل ساخت خطوط آهن، پروژههایی چون معدن سنگ آهن در ولایت بامیان را که ارزش آن به 11 میلیارد دالر میرسد و حقوق استخراج آن به یک کنسرتیوم فولاد هندی داده شده است، به تأخیر انداخته است. هیچ نهادی به تنهایی نمیتواند اعمار خطوط آهن افغانستان را تمویل و مدیریت کند. در عوض، چیزی که نیاز است همکاری میان حکومت، سازمانهای کمک کننده و شرکتهای استخراج معدن است.
مدرنسازی زراعت. پیش از تجاوز روس در سال 1979، افغانستان 10 درصد کشمش جهان را تولید میکرد. امروزه، جنگهای تناوبی با موانع ستیزهجویی و تدارکاتی دست بهدست هم دادهاند و رشد زراعتی را که سهچهارم جمعیت افغانستان از آن تأمین معیشت میکنند، کند ساخته است و به دلیل کمبود سرکهای مناسب، عرضهی کالاها در بازارها دشوار است. در حالی که سیستمهای آبیاری و سیستم ذخیرهسازی ناقض، کشاورزان افغان را از موجودیت آب کافی محروم میسازد، رودخانههای افغانستان به شکل رایگان به کشورهای همسایه سرازیر میشوند.
حکومت جدید افغانستان باید روی پروژههای بند آب متمرکز شود و همچنین در مورد حقوق آب با ایران، پاکستان و دیگر کشورهای همسایه، راهحلهای مسالمتآمیز را دنبال کند. این همسایهها، که در گذشته از سوی مقامهای افغانستان به مداخله در پروژههای اعمار بند آب متهم شدهاند، باید بدانند که یک افغانستان باثبات و امن که در همکاری با آنها کار میکند، بهمراتب بهتر از یک دولت ضعیفی است که در برابر ترویستها آسیبپذیر باشد.
امروزه افغانستان اغلب کالاهای خام با پردازش و بستهبندی کم، مانند پیاز و پنبه، را تولید میکند تا در بازارهای نزدیک به این کشور صادر کند؛ در حالی که نسخههای پردازششدهی گرانترِ همین کالاها را وارد میکند. امکانات بالقوه برای کشاورزان کارآفرین و پیشگامان فعالیتهای اقتصادی وجود دارند تا محصولات سودآورتر، بهشمول آبمیوهی بستهبندی شده و کشمیره و نخ پنبه با کیفیت بالا را عرضه کنند.
عرض اندام کردن به عنوان بازار انرژی آسیا. افغانستان با واقع شدن بین کشورهای غنی از انرژی و مصرف کنندهی انرژی، میتواند به راهرو ترابری تبدیل شده و همسایههایش در آسیای مرکزی و شرق میانه با تقاضای رو به رشد در هند و پاکستان را با هم وصل سازد. بهطور مثال، خط لولهی تاپی که اعمار آن مدت زیادی به تأخیر انداخته شده است، میتواند گاز را از ترکمنستان و از طریق افغانستان به پاکستان و هند انتقال دهد. تاپی، پس از اتمامش، بهطور ایدهآل در سال 2017، سالانه 400 میلیون دالر برای افغانستان درآمد خواهد داشت. قطعا برای آن بازار وجود دارد: بانک انکشاف آسیایی برآورد میکند که تقاضا به انرژی در جنوب آسیا بین سالهای 2010 تا 2020 دوبرابر خواهد شد. قرار گزارشها، چین و بنگلادیش در ماههای اخیر به پیوستن در پروژهی تاپی تمایل نشان دادهاند. وقتی شبکهی منطقهای ایجاد شود، ذخایر قابل توجه گاز طبیعی و نفت افغانستان را میتوان برای استفادهی داخلی و صادرات بسط داد.
توسعهی مهارتهای نیروی کار. نظر به گزارش جی.آی.زید، سازمان کمکی حکومت آلمان، در سال 2014 صرف 250 مکتب حرفهای در افغانستان وجود داشتند که به 90 هزار جوان آموزش میدادند؛ در حالی که 20 میلیون جمعیت افغانستان را جوانان زیر 25 سال تشکیل میدهند.
افغانستان رسمیسازی بخش حرفهای-تحصیلیاش را آغاز کرده است؛ اما برای آموزش نجارها، میکانیکها، تکنیسنها و کارگرهای دیگر برای بهبود اقتصاد در نسل آینده بهکار بیشتر ضرورت دارد. افغانها در انتخابات فصل بهار با ایستادگی در برابر تهدید طالبان شجاعت بزرگی از خود نشان دادند. رهبران جدید آنها باید شجاعت مردم را با تعهدات بیمضایقهیشان در زمینهی اصلاحات اقتصادی مطابقت دهند. آقای غنی و آقای عبدالله باید کینهها و جنگهای سیاسی چند ماه گذشتهیشان را کنار بگذارند و اطمینان دهند که حکومت وحدت ملی آنها با یک صدای قوی سخن میگوید و یک چشمانداز استراتژیک واضح از یک افغانستان با ثبات و شگوفا ارائه دهند؛ افغانستانی که دیگر پناهگاه افراطگرایی نخواهد بود. سرمایهگذاری مسئولانهی جامعهی جهانی میتواند به تحقق این چشمانداز کمک کند.
