مهدی زرتشت
بخش دوم
شما گفتید که برای پاکستان مهم است که برندهی انتخابات یک پشتون باشد. برای روسیه چطور، عبدالله یا غنی؟
عموماً چنین به نظر میرسد که مسکو بیشتر با غیرپشتون- نمایندگان ائتلاف شمال و در کل تاجیکهای افغانستان نزدیکتر و راحتتر است. آنطور که در زمان حکومت دکتر نجیبالله بود. اما امروز روسیه با در نظرداشت اوضاع سیاسی در افغانستان، با رییس جمهور مورد قبول آماده است همکاری کند. طوری که معاملهی عبدالله عبدالله و اشرف غنی را مسکو به آرامی میپذیرد، واضح است که در غیر این صورت، افغانستان در دامن جنگ جدیدی خواهد افتاد. و کرملین علاقهمند به هدر دادن زمان نیست، طوری که در زمان سرکوب جنگهای چریکی در این کشور اتفاق افتاد.
یکی از مهمترین پرسشها در مورد افغانستان این است که پس از خروج بخش اصلی نیروهای امریکایی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این مسئله به مسکو چه ارتباطی میتواند داشته باشد؟
نگرانی جامعهی روسیه و تعدادی از آگاهان بهطور خاص، در ارتباط به خروج نیروهای ناتو، همواره دوسوگرا بوده و خیلی واضح نبوده است. چند سال قبل، ما خواستار این مسئله شدیم که ایالات متحده جدول زمانی خروج نظامی خود را بهصورت دقیق تعیین کند. سپس، هنگامی که جدول زمانی تعیین شد، مسکو گفت که امریکاییها باید به شورای امنیت سازمان ملل در بارهی اجرای موفق عملیات برای «آزادی پایدار» گزارش بدهند. به تدریج این گفتوگو فروکش کرد و تا جایی بدیهی به نظر میرسید که گرچه امریکاییها در مبارزه با طالبان شکست خوردهاند؛ اما هیچکسی جز آنها نمیتوانند روی اوضاع افغانستان تأثیر بگذارند. طوری که در حال حاضر، در مسکو آگاهان توقع دارند که ایالات متحدهی امریکا الزاماً بهترین شرایط را برای توسعهی این کشور فراهم آورد و همه را مطمئن سازد که آنها برای جلوگیری از جنگهای تازه، به قدر کافی تلاش میکنند.
آیا جایی برای ترس وجود دارد که پس از خروج امریکاییها از افغانستان، هرجومرج و بیثباتی آغاز شود و از این طریق کشورهای همسایه [آسیای میانه و روسیه] به جنجال بیفتند؟
این احتمال را نمیتوان کاملاً نادیده گرفت. شرایط برای هرنوع مقابله، دشوار است. کافی است ساختاری مثل «دولت اسلامی» را در نظر بیاوریم. شواهدی در دست اند که نشان میدهند، شبهنظامیان این گروه در حال حاضر در خاک افغانستان نفوذ کردهاند. در ماه آگست سال روان، در مناطقی از ولایت قندوز- نقطهی مرزی با کشور تاجکستان- از طریق پاکستان دو گروه مسلح مربوط به دولت اسلامی متشکل از عربها، چچینیها و داغستانیها دست به فعالیت زدند. آنها تلاش داشتند که شریعت اسلامی را حاکم کنند. اما مجاهدین محلی* (تاجیکهای افغانستان) در مقابل آنها به مبارزه برخواسته و تعدادی از این شبهنظامیان را از بین برده و باقی پراکنده شدند. چگونه و چرا این پیکارجویان به آنها رسیدند؟ پاسخ دقیق برای این سوال، دشوار است؛ اما میتوان این فرضیه را پیش کرد که این گروه نه تنها از سوی پاکستانیها که توسط عربستان سعودی و قطر حمایت میشود. چرا این پیکارجویان را به شمال افغانستان گسیل دادهاند؟ این حملات و فعالیتها به این منظور بودند که تنش را در پایتخت کشورهای همسایه [افغانستان] بهوجود بیاورند تا به آنها [کشورهای آسیای میانه] هشدار داده باشند که امنیت در مرزهای جنوبی این کشورها نه تنها به روسیه بستگی دارد؛ بلکه به کشورهای دارای روابط نزدیک با اسلامآباد و ریاض نیز بستگی دارد. به عبارت دیگر، این میتواند از ساختارهای خاص غربی باشد. این یک اخطار خیلی جدید است که این حوادث در آینده تکرار خواهند شد.
برعلاوه، قابل ذکر است که از شروع بهار سال جاری، 20 مورد درگیری مسلحانه با تلفات بسیار، در مناطق نزدیک به مرز ترکمنستان و افغانستان رخ داد. مهم این است که تمام این درگیریها در خط لولهی گاز برنامهریزی شده که از ترکمنستان از طریق افغانستان و پاکستان، به هند کشیده خواهد شد. کسانی که در پشت این اقدامات هستند، میخواهند که کنترول منطقهی خط لولهی گاز را در اختیار داشته باشند، برای اینکه پس از آن در چانی زنیها با مقامهای ترکمنستان، سهمی داشته باشند، یا اینکه فقط دعوای حقوق تاریخی خود را در منطقه مطرح کنند که در مسیر خط لولهی گاز قرار گرفته است. قبل از این، عشقآباد تلاش کرده بود این مشکلات را نادیده بگیرد. اما در حال حاضر گزارشهایی در ارتباط به مذاکرات میان مقامها از تهران و ترکمنستان برای کمک به حل و فصل این مسئله وجود دارد. گو اینکه ایرانیها در مورد تصفیهی این مسئله، حرف خواهند زد.
ادامه دارد…
_____________
*شاید منظور دوبنوف، پلیس محلی باشد؛ در حالی که اصطلاح «مجاهدین» دیگر معنای خاصی ندارد؛ اما او در گفته اش، واژه دقیق مجاهدین را به کار میبرد که اساساً درست نیست./ مهدی زرتشت
