منبع: سایت رسمی خبرگزاری «انترفاکس»
بخش دوم و پایانی
مهدی زرتشت
انتظار روسیه از دولت جدید افغانستان چیست؟
روابط ما معمولی خواهد بود. شخصاً با اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله، گفتوگوهایی داشتیم. آنها در خصوص توسعهی همکاریهای گستردهی اقتصادی با کشور روسیه و اهمیت روسیه در منطقه و نیاز افغانستان به کمک و حمایت ما، صحبتهای زیادی کردند. آنها بهخوبی درک میکنند که میتوانند از فرصتهای اقتصادی ما استفاده کنند. میگوییم که رفتن کالاهای افغانی به بازارهای اروپایی، بهطور مؤثر با همکاریهای روسیه اجرا شده است.
آنها همچنین در انتظار سرمایهگذاری از سوی ما در بخش اقتصاد افغانستان هستند. هم هی اینها حرفهای عالی هستند و اما سرمایهگذاران ما در افغانستان برنامههای اقتصادی خود را دارند که البته این همکاریها، بسته به وضعیت امنیتی این کشور خواهند بود.
چه فکر میکنید، آیا نیروی جدید دولت افغانستان برای تأمین شرایط بهتر امنیتی در کشور، قدرت کافی خواهند داشت؟
آنها انتخاب دیگری ندارند. البته که تنها قدرت کافی نیست. به اعتقاد من، ارتش افغانستان هنوز آنقدر آماده نیست که بارها و بارها به همکاران غربی دولت افغانستان تعهد داده است. با این حال، این تلاشها بهخاطر دفاع از کشور هم ادامه خواهند داشت.
اما در صورتی که آنها تا زمان حضور نیروهای ناتو قادر به تأمین امنیت نباشند، بعد از ترک کامل آنها، برای آمادهسازی نیروهای امنیتی افغانستان هیچکسی نخواهد بود.
شما درست میگویید. این امر درست است، بهویژه با در نظرداشت پسزمینهی آنچه برای ارتش عراق پیش آمد؛ طوری که آنها خیلی دیر آماده شدند و طی چند روز، تحت ضربات دولت اسلامی [داعش] سردرگم شدند. اما از سوی دیگر، راه دیگری- همانطور که یادآوری کردم- برای آنها [نیروهای امنیتی افغانستان] وجود ندارد.
البته که وضعیت در افغانستان با وضعیت عراق فرق میکند؛ اما خطری که شما از آن یادآوری کردید، وجود دارد و ما این مسئله را در روابطمان با افغانستان در نظر خواهیم گرفت. در پیوند به این، این امکان وجود دارد که وضعیتی که پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان پیش آمد، یکبار دیگر تکرار شود. ارتش ملی و پولیس افغانستان نفس تازه کردهاند. آنها [ارتش و پولیس افغانستان] احساس میکنند که مسئول امنیت کشور اند. حس میهنپرستی و غرور در آنها بیدار شده است. آنها تقریباً سه سال با تحمل همهی بدبختیها، مقاومت کردند. به سهم خود، دولت جدید را حمایت خواهیم کرد. نه تنها ما؛ به عنوان مثال، در نشست اخیر کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، مجدداً آمادگی خود را برای ارائهی کمکها و تقویت دولت مشروع در افغانستان اعلام کردیم.
با وجود برخی نگرانیها در ارتباط به اینکه «طالبان» ممکن است از عدم اطمینان در مورد رهبری آیندهی کشور پس از انتخابات، سود بجویند و به تقویت موضع خود در افغانستان بپردازند…
تا حدی رسیدهاند و در بخشی، نه. برای مثال، ما تصور نمیکردیم که طالبان در افغانستان تا این حد قدرتمند شوند. با آنهم، طالبان با وجود اظهارات تهدیدآمیز خود، هنوز آنقدر از قابلیتهای نظامی برخوردار نیستند که تمام کشور را تحت نفوذ خود درآورند. اما طالبان میتوانند با استفاده از ضعف و سردرگمی دولت، به گسترش دامنهی نفوذ خود اقدام کنند. آنها در بسیاری از مناطق و بهخصوص دور و بر کابل، موفق شدهاند. البته که آنها با توانمندی نیروی سیاسی خود، یکی از راهها را برخواهند گزید: مذاکره یا مبارزه.
همانطور که در مسکو نیز باور دارند، آیا طالبان جز افزایش گستردهی نفوذ خود، کار دیگری از پیش خواهند برد؟
تواناییهای آنها بهمراتب بیشتر خواهد بود. اگر درست نگاه کنیم، حتا ارتش افغانستان آن توانایی را از خود نشان نداد که ما فقط یادآوری کردیم: نمیزنند، از خودشان محافظت نمیکنند. بلی، ما معتقدیم که ارتش و پولیس افغانستان در مقابل طالبان کافی نیست. فراموش نباید کرد که طالبان خیلی مجهز اند.
با این حال، احتمالاً طالبان از روحیهی قویتری برخوردار شدهاند؛ چرا که آنها باور دارند، مبارزات در مقابل «اشغال خارجیها» برای آزادی کشور و دفاع از اسلام است. و چنین روحیهای، در هر ارتشی- چه چریکی یا سربازان بهطور منظم- بسیار مهم است.
تا حال در مورد دولت اسلامی (ИГИЛ) و فعالیتهای آن در کشور عراق، صحبت کردیم. آیا این خطر وجود ندارد که آنها با درک ضعف ارتش افغانستان، تلاش کنند مناطقی از افغانستان را نیز تحت کنترول خود درآورند؟
این خطر وجود دارد و این قصد از سوی دولت اسلامی تا حال مشخص شده است. در ماه آگست سال روان، در منطقهی پشاور در منطقهی قبایلنشین پشتون- نقاط مرزی میان پاکستان و افغانستان- جزوهی دولت اسلامی پخش شد. برخی منابع ادعا میکنند که تا حال مرکز فعالیت دولت اسلامی در افغانستان تشکیل شده است. […] این واقعیت است که گروه دولت اسلامی توسط جهادیستها، بهخصوص جهادیستهای جوان در صفوف طالبان، بهسادگی اهدافشان را پیش میبرند. آنها در نگاه این جوانان که بهجای حس میهندوستی، برای احیای خلافت اسلامی میجنگند، خیلی جذابتر اند. برای این دسته از شبهنظامیان، شعارهای دولت اسلامی همچون یک نیروی قوی جاذبه است که آنها را بهسادگی فریب میدهد. همین است که دولت اسلامی میتواند برای افغانستان یک خطر جدی تلقی شود.
که احتمالاً جمع شدن زیر پرچم دولت اسلامی، معبر تلاقی این جنبشها خواهد شد؟
به احتمال زیاد، بلی. طوری که من میدانم، طالبان و حتا القاعده، به دولت اسلامی به چشم یک مدل محافظهکار و تا حدودی نزدیک به سنت واقعی میبینند؛ در حالی که ایدیولوژی آنها بهمراتب شرورانهتر و تهاجمیتر است.
