نویسنده: ولادیمیر موگان
منبع: آژانس اطلاعاتی بینالمللی فرغانه
اشاره: پس از فروپاشی طالبان، افغانستان بیشتر از هر زمان، در محراق توجه جامعهی جهانی قرار گرفت. تعدادی رسانههای خبری، مراکز اطلاعاتی و مطالعهای در جهان، هرازگاهی مطالب چندی با موضوع افغانستان مینویسند. این در حالی است که افغانستان پس از طالبان- بر خلاف تصور- هنوز هم درگیر مشکلات بیشماری است.
تحولات و تغییرات جهانی و از جمله خاور میانه، آسیای میانه و اوکراین در چشمانداز جهانی، نه تنها نگاهها را از افغانستان دور کرده، بلکه یکبار دیگر مسئلهی آیندهی افغانستان را داغ کرده است. طی سیزده سال- خلاف انتظار- افغانستان به دلایل مختلف در تمام زمینهها، از جمله مسئلهی امنیت و مبارزه با تروریسم و افراطگرایی و همینطور مبارزه با کشت و قاچاق مواد مخدر، نتوانست پیشرفت قابل ملاحظهای را بهدست بیاورد. مهمترین اتفاقات در این دوره، گسترش حملات تروریستی و مسئلهی مواد مخدر بود. در حولوحوش این مهم، فرضیهها و سوالات بسیاری چه نزد دولت رییس جمهور کرزی و همینطور نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری امریکا و کشورهای آسیای میانه علاوه بر روسیه، مطرح است.
به نظر میرسد طی دو سال اخیر، روند جاری در افغانستان، بیش از همه رییس جمهور کرزی و دولتمداران افغانستان را نیز دست و پاچه کرده است. روابط پر کشوقوس کابل و واشنگتن و ظاهراً یک سری نومیدیها بر سر مسئلهی مبارزه با تروریسم را بهوجود آورده و جو اعتماد و توافق میان طرفین را بیشتر از پیش نیز آشفته کرده است. تمایل رییس جمهور کرزی برای برقراری روابط و ایجاد گفتمان سیاسی با محوریت ثبات و امنیت منطقهای و مسئلهی افغانستان با کشورهایی چون روسیه، کشورهای آسیای مرکزی و هند، نشاندهندهی این امر است که وی میخواهد از هر راه ممکن برای تأمین امنیت و مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی و هر نوع خطری که افغانستان را تهدید میکند، راه جدیدی را جستوجو کند. حضور رییس جمهور کرزی در چهاردهمین اجلاس سازمان همکاریهای شانگهای در دوشنبه- پایتخت تاجکستان- و در حاشیهی آن، دیدارهای خصوصی او با رییس جمهور پوتین و امامعلی رحمانُف، رییس جمهور تاجکستان با محوریت موضوع ثبات و امنیت منطقهای و بازخوانی روابط دیپلماتیک از زاویهی نو، همه نشاندهندهی تلاشهای رییس جمهور برای گشودن باب جدیدی از گفتوگوها و روابط است.
این در حالی است که از یکسال به اینسو، روسیه در سطوح مختلف، موضعگیریهایش را در قبال آیندهی افغانستان بیشتر از پیش تبارز داده و تلاشهایی هرچند در سطح پایین میان کشورهای آسیای مرکزی برای تأمین ثبات و مبارزه با هراسافگنی در افغانستان، نیز ظاهراً در جریان است. واقعیت این است که این موضعگیریها، ناشی از هراس و ترسی است با فرضیهی ثبات و امنیت افغانستان، مساوی به ثبات و امنیت کل کشورهای آسیای میانه و روسیه.
گسترش تروریسم، گسترش حملات دهشتافگنانه، روند رو به رشد افراطگرایی دینی و کشت و قاچاق مواد مخدر که افغانستان کنونی با آن درگیر است، در حقیقت دشمن باالقوهی تمام کشورهای آسیای میانه و روسیه به حساب میآید. مسلم است که ثبات افغانستان، در واقع ضمانتی بر ثبات کشورهای مذکور است و هر نوع خطر و مشکلی که متوجه افغانستان باشد، متوجه آنها نیز خواهد بود.
همانطور که در بالا اشاره رفت، تحولات و تغییرات بر سر مسایل افغانستان، کشورهای آسیای میانه و مسئلهی بحران اوکراین، یکبار دیگر قطببندیهای سیاسی در سطح جهانی را از نو تعریف کرده است. با این حال، دور از باور نیست که در آیندههای نزدیک، چرخش روند سیاسی معمول و معادلات سیاسی جهانی با محوریت افغانستان، تغییر کند. در این میان، نقش و نگاه ابرقدرتهای جهانی شرقی و از جمله روسیه و چین، در پیوند به این معادلات سیاسی، بدون شک قابل بحث و تأمل خواهد بود. روسیه کشوری است که از دیرباز، در سطوح مختلف با کشور افغانستان روابط نزدیک دیپلماتیک داشته است که بدون شک در آینده نیز این روند ادامه خواهد داشت.
بنابراین، دریچهی «نگاه مسکو» به این هدف باز شده است تا کنج و کنار این نگاهها و تلاشها را تا حد امکان، برتاباند. این دریچه بهصورت روزانه، مطالب و محتوای مهمترین سایتهای خبری و تحلیلی و اطلاعاتی مسکو را که به موضوع افغانستان پرداخته است، با نگاه نو تحلیل و انعکاس میدهد. دریچهی حاضر، در بردارندهی تحلیل و انعکاس خبرها، گزارشها و مقالات سیاسی است که یا بهصورت دستهبندی شده، یا بهصورت تحلیل و ترجمه در اینجا قرار داده شود تا علاقهمندان این حوزه از مطالعه، در صورت نیاز از آن مستفید شوند.
داغترین مطلب دیروز در رسانههای چاپی و انترنتی مسکو در خصوص افغانستان، حملهی انتحاری بالای کاروان خارجی نیروهای امریکایی در نزدیکی سفارت امریکا در کابل بود. خبرگزاری «ریا نووستی»، آژانس خبری غیردولتی انترفاکس، روزنامهی «مسکوفسکی نووستی» و همینطور «روزنامهی روسیه» تیترها و عنوانهای مختلفی از این حمله داشتند. ریا نووستی در گزارش خود نوشته است که «در سال 2014 [سال جاری] عملیات نظامی امریکا و متحدان ناتو، طبق جدول زمانبندیشده، به پایان خود میرسد. حملهی انتحاری بر کاروان نظامیان خارجی در حالی اتفاق میافتد که این نیروها خود را برای خروج تا پایان سال جاری آماده میکنند. البته تعدادی از این نیروها به هدف آموزش نیروهای افغان و پولیس که مسئولیت تأمین امنیت را به عهده دارند، باقی خواهند ماند. سال گذشته، یک سال بیسابقه برای کشتهشدگان نیروهای افغان و خارجی بود. با توجه به اطلاعات تقریبی، در سال 2013 بیش از 3 هزار نفر در حملات گروه طالبان جانشان را از دست دادند.» آژانس اطلاعاتی انترفاکس در گزارش خود هشدار داده است که «تشدید حملات طالبان در شرایط حساس انتخاباتی و همزمان با خروج قریبالوقوع نیروهای ناتو تا پایان سال جاری میلادی»، زنگ خطری برای آیندهی امنیت افغانستان میتواند باشد.
علاوه بر انعکاس حملهی انتحاری دیروز صبح بالای کاروان نیروهای خارجی، حواشی بحثها و گفتوگوهای سران سازمان همکاریهای شانگهای و بحث روی آیندهی افغانستان نیز تیتر برخی رسانههای مسکو بود. به گزارش نشریهی آزاد «افغانستان. رو»، در نشست سران سازمان همکاریهای شانگهای، روسیه گفته بود، بحث در مورد آیندهی افغانستان، از اولویت کاری اعضای سازمان شانگهای است. علاوه بر مسئلهی امنیت و آیندهی باثبات افغانستان، رییس جمهور پوتین اذعان داشت که «روسیه در رابطه با افغانستان خواهان حل مسالمتآمیز روند انتخابات است.» پوتین گفته است، «روسیه روند انتقال قدرت در افغانستان را کنترول میکند و امیدوار است که بحران فعلی انتخابات افغانستان بهزودی حل شود.» این در حالی که است که گمانهزنی در مورد «احتمال عضو شدن افغانستان در شانگهای بهصورت دایمی [عضو دایمی سازمان شانگهای]» نیز وجود دارد؛ زیرا طبق گزاشها، رییس جمهور پوتین «تبدیل وضعیت کشورهای ناظر سازمان همکاری شانگهای به دایم را مهم میداند و در این زمینه به رایزنی سیاسی در رابطه به افغانستان و مسایل دیگر منطقه ادامه میدهد.»
نکته: تشدید حملات تروریستی گروه طالبان همزمان با به درازا کشیده شدن نتایج آرا و بنبست انتخاباتی و همچنین خروج قریبالوقوع نیروهای امریکایی از افغانستان، زنگ خطر جدی برای حکومت جدید و آیندهی افغانستان است. از یکسال به اینسو و بهخصوص با زمزمهی خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی از افغانستان، حملات گروه طالبان در بسیاری از مناطق کشور افزایش یافته است. این در حالی است که ظاهراً امیدواریهای دولت رییس جمهور کرزی از سیاست امریکا و متحدان بینالمللی آن در قبال مبارزه با تروریسم و تأمین ثبات در افغانستان، بیش از پیش شکننده و متزلزل شده است. از یکسال به اینسو، کرزی تقریباً هیچ سفری به کشورهای غربی نداشته، بلکه همواره تلاش کرده است تا آدرس جدیدی برای همکاری به هدف دست یافتن به امنیت و مبارزه با تروریسم در افغانستان، جستوجو نماید. تلاشها به هدف همسویی و بحث و گفتمانهای سیاسی روی موضوع مبارزه با تروریسم با برخی از کشورها، از جمله کشورهای چین، هند، آسیای میانه و روسیه، نشانهی آشکار از خلای اعتماد با شریک استراتژیک قبلی دولت افغانستان است. همینطور، در محور بحث قراردادن مسئلهی امنیت افغانستان از سوی سران سازمان شانگهای، نشان میدهد که گسترش فعالیتهای تروریستی و دهشتافگنی و گسترش افراطگرایی، خطر باالقوه برای تمام کشورهای آسیای میانه و روسیه است. این نکته، مصداق همان شعار پوتین است که میگوید «Стабильность в Афганистане означает стабильность стран Центральной Азии и России» (ثبات افغانستان، به معنای ثبات کل کشورهای آسیای میانه و روسیه است.)
به هر روی اما تلاشهای دولت فعلی و دولت جدیدی که قرار است بهزودی روی کار بیاید، در راستای تأمین امنیت و ثبات دایمی، یک امر مهم و ضروری است. مردم افغانستان در نتیجهی سالها جنگهای داخلی و ناامنی سراسری و تهدید طالب و تروریسم، زیانهای بیشماری را متقبل شده و دیگر از ادامهی این وضعیت، به کلی خسته شدهاند. خلایی که پس از خروج نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا در پایان سال جاری میلادی ممکن است پیش بیاید، از هر راه و آدرسی باید پر شود.
دو، جمهوری ترکمنستان
رژیم توتالیتر موجود در این کشور «بیطرف» در واقع بیش از حد بینظم و ناکارآمد است. نیروهای نظامی قربانقلی بردی محمدُف، رییس جمهور ترکمنستان توسط دستگاه سرکوب- ارتش و پولیس- هنوز قادرند قدرت خود را حفظ کنند. اما دولتی که در آن مافیای مواد مخدر افغان و مافیای مواد مخدر بینالمللی گرد آمده است، همانطور که ژاندوس مایتی بایف، تحلیلگر قزاق میگوید، شواهدی در دست است که نشان میدهد نمایندگان و سازمانهای اجرای قانون ترکمنستان در تجارت مواد مخدر دست دارند. به گفتهی کارشناسان مبارزه با مواد مخدر، 10 درصد از حجم کل عایدات مواد مخدر از افغانستان، به این کشور سپرده و میرسد. دوسیم ساتپایف، یکی دیگر از تحلیلگران قزاق معتقد است که ترکمنستان در حال حاضر یکی از مهمترین گذرگاههای قاچاق مواد مخدر است؛ با این حال، خاکپوشی این کشور از این مسأله، دسترسی به اطلاعات بیشتر در مورد قاچاق مواد مخدر را مشکل میکند. هرگونه تلاش برای تغییر این وضعیت، منجر به درگیری بیشتر و تغییر احتمالی رهبری این کشور میشود. در این کشور نیز همچون ازبکستان، سناریوی رشد و نفوذ اسلامگرایان از احتمالات قوی است.
قدرتمند شدن طالبان چه اندازه محتمل است؟
وزارت دفاع روسیه و اعضای رهبری سازمان گفتوگوی جمعی (ОДКБ) بهخوبی آگاه اند که جدایی ترکمنستان و ازبکستان از ادامهی همکاریهای فعال نظامی با فدراسیون روسیه و متحدان آن، خطر باالقوه برای کل منطقهی آسیای مرکزی است. نتیجهگیری جنرال ایگور سرگئونا، رییس بخش اطلاعات و مدیریت ستاد کل (ГРУ ГШ) میگوید که بر اساس دادههای «مدلسازی ریاضی از سه سناریوی احتمالی برای وضعیت افغانستان» نشان میدهد، احتمال قوی از به قدرت رسیدن طالبان وجود دارد. (0,27) در این ارتباط، ستاد کل روسیه حدس میزند که «تهدیدها در جمهوریهای همسایهی افغانستان- آسیای مرکزی- افزایش خواهد یافت.»
جنرال سرگون خاطرنشان میکند که «در صورت شکست کامل نیروهای خارجی یا در صورت محدود کردن قدرت و صلاحیت این نیروها، تصرف قدرت از سوی جنبش اسلامی طالبان ممکن است.» در این صورت، آنها فرصت مییابند تا تقریباً در سراسر خاک کشور نفوذ خود را گسترش دهند و دامنهی فعالیتهای خرابکارانه و تروریستی خود را فراختر کنند.
این سناریو برای حفظ پتانسیل بالای گروههای مسلح غیرقانونی و یک شبکهی گستردهای از اردوگاههای آموزشی شبهنظامی از سازمان تروریسم بینالمللی است. رییس ستاد کل میگوید که «این وضعیت باعث ایجاد یک تهدید واقعی از انتقال فعالیتهای نظامی اسلامگرا به منظور دسترسی به قدرت در جمهوریهای همسایه و در درجهی نخست، آسیای مرکزی میشود.» این مقام نظامی همچنان معتقد است که حفظ نظام کنونی در کابل در حال حاضر تنها با حضور محدود نظامی کشورهای غربی در افغانستان میسر شده است. […] در این مورد، ستاد کل تخمین میزند که بخشی از محدودههای ملی افغانستان در معرض سقوط خواهند بود. «سقوط محدودههای ملی افغانستان محتمل است، در صورتی که جنبش اسلامی طالبان و متحدان آن، تلاش کنند تا بر تمامی قلمرو افغانستان کنترول داشته باشند.» در این صورت، اقلیتهای قومی، بهویژه هزارهها، تاجیکها، ازبکها و ترکمنها که بهطور عمده در بخشهای شمالی و غربی کشور افغانستان زندگی میکنند، میتوانند به مقاومت مسلحانه در برابر طالبان اقدام کنند […].
این پیشبینیها در سومین کنفرانس امنیت بینالمللی مسکو که از سوی وزارت دفاع [روسیه] در ماه می 2014 برگزار شده بود، ارائه شد. و البته، این پیشبینیها دور از واقعیت نیستند. […] سرگون میگوید که مدل پیشبینیهای منتشرشدهی فوق «بیش از 300 عوامل تأثیرگزار شناخته شده است. از جمله، قابلیتهای باالقوهی نیروهای مختلف سیاسی داخلی، گروههای افراطی، منافع و فعالیتهای دولتهای خارجی در دفاع از خود و همچنین خصوصیات فیزیکی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان.»
رییس ستاد کل روسیه همچنان اشاره میکند که «انتخاب رییس جمهور جدید میتواند تأثیری بر روند توسعهی ثبات افغانستان داشته باشد. با درک این مهم، برنامههای اصلی کاندیداها برای احراز پست ریاست جمهوری، جدا از اینکه چه کسی که در دور دوم انتخابات برنده اعلام میشود، تغییرات در نظام سیاسی است. افزایش همکاری با ایالات متحده به عنوان اولویت امور سیاست خارجی افغانستان از وابستگی عینی (موجه) آن کشور به کمکهای مالی و نظامی خارجی برمیخیزد.»
اقدامات روسیه چه خواهد بود؟
بنابراین، میبینیم که ستاد کل فدراسیون روسیه با پیشبینی خود، در ارتباط به وضعیت داخلی افغانستان و همینطور آسیای میانه، مضطرب و نگران است. رهبران نظامی روسیه به این باورند که نقش ایالات متحده و غرب در پیوند به مسئلهی افغانستان را نمیتوان نادیده گرفت. با این حال، زیر سایه، هنوز مسایلی است که میتواند روسیه را به یک سری اقدامات ملزم سازد. آنچه سرگی شایگو، وزیر دفاع در سومین کنفرانس مسکو گفت، این است: «در سالهای اخیر، ما در تلاش تقویت یک سری فعالیتهای نظامی در خارج از مرزهای روسیه و بهخصوص تقویت پایگاههای نظامی روسیه در تاجکستان و قرغیزستان هستیم. در همین راستا، در پایگاه هوایی در قرغیزستان بخشی از ساختار پایگاه 201 نیروی هوایی افزایش یافته است. همچنین، روسیه دوستان و متحدان خود را فراموش نمیکند. ما در راستای تقویت نیروهای مسلح کشورهای عضو سازمان گفتوگوی جمعی (ОДКБ) و سازمان همکاریهای شانگهای، فعالانه شرکت میکنیم.»
گفتههای وزیر دفاع، واقعیت دارد. البته که معلوم است روسیه برنامهی کاملی برای وضعیت آیندهی افغانستان در سر دارد. که در مورد این- اقدامات اخیر وزارت دفاع روسیه و ایدهی نشستها و گفتوگوهای سازمان گفتوگوی جمعی در آسیای مرکزی- فرضیههای چندی میتوان پیش کرد. پس روسیه چه خواهد توانست؟
با اطمینان کامل میتوان خاطرنشان کرد که با وجود فعالیتهای نیروهای نظامی بینالمللی و در قدم نخست، ایالات متحدهی امریکا در افغانستان، بعید به نظر میرسد که روسیه بتواند عملاً دخالت کند. جنرال سرگئون در سومین کنفرانس مسکو یادآوری کرد: «با اطمینان میتوان گفت که حضور نظامی امریکا در افغانستان، حداقل تا سال 2024 ادامه خواهد داشت. با این حال، [این حضور] تأثیر قابل توجهی در کاهش پتانسیل مبارزه با مخالفان مسلح ندارد. برآورد ما این است که فعالیت گروههای رادیکال اسلامی در ساحات کشور [افغانستان] هنوز هم منبع اصلی تهدیدهای تروریستی در آسیای مرکزی است.» بنابراین، میتوان حدس زد که در ده سال آینده- در صورتی که کابل بهطور فعالانه از سوی ایالات متحدهی امریکا و ناتو به لحاظ نظامی حمایت شود- روسیه تنها در قلمرو کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای مشترکالمنافع به منظور محافظت از خود و متحدان خود، عملیات نظامی و استفاده از نیروهای نظامی خود را برنامهریزی خواهد کرد.
تلاشهای نظامی روسیه در خاک تاجکستان متمرکز خواهد شد. اعزام و استقرار پایگاه قطعهی نظامی 201- بزرگترین پایگاه نیروهای زمینی فدراسیون روسیه در خارج از کشور- حتمی است. [روسیه] علاوه بر استقرار پایگاه نیروی زمینی و نیروی هوایی، برای تقویت موقعیت خود تلاش خواهد کرد. در همین حال، مذاکرات روسیه و تاجکستان بر سر موضوع فرودگان آینی [Айни] بدون توجیه به تأخیر افتاده است. با این وجود، هیچ نوع نگرانی خاصی که متوجه دوشنبه باشد، از سوی مسکو وجود ندارد. دیر یا زود، اما روسیه پایگاه نیروی هوایی خود را در خاک تاجکستان خواهد داشت. همراه با پایگاه هوایی در قرغیزستان، نیروهای اضافی نیز اعزام شده است تا در صورت لزوم، از آن به عنوان سکوی پریش برای حمایت نیروهای مستقر و دفع تجاوز ممکن از سوی طالبان در مرزهای جنوبی کشورهای مستقل مشترکالمنافع استفاده شود. امکان ندارد که میان روسیه و متحدان او- سازمان گفتوگوی امنیت جمعی- در آسیای مرکزی (قزاقستان، قرغیزستان و تاجکستان) توافق صورت نگیرد که به موجب آن، یک مانور ناگهانی در مقیاس بزرگ با رهبری نیروهای روسی- مانند آنچه در ماه جون 2014 صورت گرفت- در منطقهی آنها برگزار خواهد شد.
روسیه البته منتظر بازگشت ازبکستان و ترکمنستان به آغوش خویش است. اما [روسیه] از راههای دیپلماتیک و با ادامهی همکاریهای خود در بخشهای توسعهی نظامی و فنی با آنها، این خواسته را تحقق خواهد بخشید.
برای خنثاسازی تهدیدها از مرز افغانستان، علاوه بر کشورهای مشترکالمنافع، البته که هند، چین و ایران از شرکای بینالمللی اصلی خواهد بود. این احتمال وجود دارد که در طولانیمدت ستاد کل روسیه با آنها یک تعداد عملیات نظامی را به منظور از بین بردن پایگاههای طالبان در مناطق افغانستان عملی کند.
امکان دارد که نیروهای مسلح روسیه در آسیای مرکزی، یک سری گزینههای دیگر را روی دست گیرند. این برنامه عملی خواهد شد، در صورتی که وضعیت به گونهی مطلوب نباشد. سه گزینهی اصلی توسعهی وضعیت در افغانستان را ستاد کل فدراسیون روسیه پیشبینی میکند. روشن است که روسیه به نحوی در درگیریهای افغانستان خود را دخیل خواهد دانست که البته این برای مسکو هزینهبر نیز خواهد بود.
ولادیمیر موگان، ستوننویس روزنامهی «نیزه وسیما گازتا»
منابع:
Статьи по теме:
Узбекистан, 2012: Итоги и прогнозы. Часть I, 2013-01-23 00:43:11
Статьи по теме:
Узбекистан, 2012: Итоги и прогнозы. Часть I, 2013-01-23 00:43:11
