دشمن اشتباهی – 80

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش هشتادم

10

حلقه‌ی طالبان تنگ‌تر می‌شود

در ماه اپریل، چند مرد مسلح تلاش کردند که حامد کرزی را به قتل برسانند. آنان بر مراسم گرامی‌داشت از پیروزی مجاهدین حمله کردند. گروهی از این افراد برای چندین روز در یک هوتل بسته در شهر پنهان شده بودند. آنان از پنجره‌ی هوتل با یک مسلسل سنگین، بر  این مراسم آتش گشودند و گروهی دیگر که موفق به قاچاق خمپاره به داخل یک رستورانت در نزدیکی محل برگزاری مراسم شده بودند، از آنجا آغاز به شلیک کردند. این حمله دو عضو پارلمان را که در صف پیشرو نشسته بودند، به قتل رساند و باعث شد که دپلومات‌ها و سربازان از آنجا پا به فرار نهند. بازجویان از تیلفون‌های همراه آنان دریافتند که مردان مسلح که در هوتل پنهان شده بودند،‌ به فرمانده شان در پاکستان پیام داده بودو او از آن‌ها  خواسته بود که تا آخرین لحظه حمله‌ی شان را ادامه دهند.

پس از آن، در ماه جولای یک حمله‌کننده‌ی انتحاری با موتر پر از مواد انفجاری خود را پیش دروازه‌ی ورودی سفارت هند منفجر کرد. سفارت هند در نزدیکی وزارت داخله‌ی افغانستان موقعیت دارد. اتشه‌ی نظامی هند و یک دپلومات که در حال وارد شدن به سفارت بود، بر اثر این حمله کشته شدند. اما تلفات اصلی آن را مردم عادی متحمل شدند که در پیش سفارت به خاطر دریافت ویزا صف کشیده بودند و یا از آنجا به طرف وزارت داخله می‌رفتند. پنجاه مرد، زن و کودک کشته و تعداد بیشتر زخمی شدند.

پنج سال بعد از آغاز شورش شان، طالبان اکنون آنقدر قدرت یافته بودند که قلب پایتخت افغانستان را به لرزه درآورند.

بعضی وقت‌ها آنان دست به حمله‌های کورکورانه می‌زدند، مانند حمله بر مشتریان یک بانک در جلال‌آباد، یک سوپرمارکیت در کابل و حمله بر مهمانان یک رستورانت در کنار بند قرغه. بعضی حمله‌ها، خیلی با احتیاط و هدفمند انجام می‌شد،‌ مانند حمله بر سفارت‌های هند و امریکا، پایگاه‌های نظامی و وسایط نقلیه‌ی ناتو. یک حمله‌ی انتحاری در کابل به هدف کشتن رهبر شورشیان بلوچ، براهمدغ خان بُگتی، انجام شد. آقای بگتی از پاکستان به افغانستان پناهنده شده بود. کشتن بگتی هدف طالبان نبود، اما نظامیان پاکستان می‌خواستند او را به قتل برسانند.

نظامیان ایالات متحده این نوع حمله‌ها را «حمله‌ی پیچیده» یاد می‌کردند،‌ چون برای انجام آن از چندین حمله‌کننده و انواع اسلحه،‌استفاده می‌شد. حمله‌کننده‌های انتحاری معمولا، ایستگاه امنیتی نخست هدف حمله را انفجار می‌دادند و پس از انفجار اولی، افراد مسلح و بمب‌گذاران دیگر به داخل هجوم می‌بردند. در انجام این حمله‌ها طالبان مهارت و برنامه‌ریزی ای از خود نشان دادند که پیش از آن دیده نشده بود و دلالت بر آموزش نظامی آنان داشت. اما به نظر نمی‌رسید که این حمله‌ها، توسط القاعده تحریک شده باشد. با گسترش حمله‌های آنان به شرق و جنوب افغانستان و حتا در مومبای هند در ماه نومبر 2008، شواهد فزاینده‌ از دست داشتن پاکستان در این حمله‌ها به دست آمد. گروهی از تفنگداران انتحاری پاکستانی، بر چندین هدف در شهر مومبای هندوستان حمله کردند و در مدت 48 ساعت بیشتر از 160 تن را کشتند. پلان حمله‌ی آنان، اصلا توسط آی‌اس‌آی طرح و نوشته شده بود.

یک بار دیگر، کاملا آشکار بود که مقام‌های استخباراتی پاکستان با پیکارجویان و حمله‌کنندگان انتحاری که پایتخت افغانستان را آماج قرار می‌دادند، همکاری داشتند. تقریبا هر حمله انتحاری که دنبال می‌شد، سر نخ آن به میرانشاه، مرکز وزیرستان شمالی، به شبکه‌ی حقانی و لشکر طیبه می‌رسید. این دو گروه شبه‌نظامیان پیکارجو، از آنجا با نزدیک‌ترین مناسبات با آی‌اس‌آی فعالیت می‌کردند. هنگامی که تحقیق‌کنندگان تمام این حمله‌ها را کنار هم تحقیق و تحلیل کردند، به یک نتیجه رسیدند: امرالله صالح، رییس امنیت ملی افغانستان، در کنفرانس خبری مشترک با وزیر دفاع و داخله فقط چند روز بعد از حمله به قصد کشتن کرزی اظهار کرد که «یک بار دیگر، حمله‌ها بر کشور ما از خاک پاکستان صورت می‌گیرد. این مسئله مانند روز، روشن است و ما تمام شواهد {برای اثبات ادعای خویش} را در دست داریم.»[1] حمله‌ بر سرینا، ارتباط احتمالی القاعده را روشن ساخت. استخبارات افغانستان دریافت که پلان این حمله توسط عرب‌های مقیم میر‌انشاه ریخته شده و یک شهروند افغانستان، ساکن یکی از کشورهای عربی، پول انجام این حمله را پرداخته بود. اجراکننده‌ی حمله بر سرینا و پلان ترور کرزی در هشت ثور، یک شهروند افغانستان به نام همایون بود که بارها به وزیرستان و از آن‌جا به افغانستان رفت‌وآمد کرده بود. اشخاصی از داخل وزارت‌های داخله و دفاع کمک کرده بودند که شبه‌نظامیان به اسلحه دست یابند، اما بذر حمله در پاکستان کاشته شده بود.

یک روز بعد از حمله بر هوتل سرینا، همایون به پاکستان گریخت. اما یک روز بعد، از آنجا با همسرش تماس گرفت. مقام‌های استخبارات افغانستان که تماس تیلفونی او را ردیابی کرده بودند، شماره اش را به مقام‌های پاکستانی دادند. مقام‌های دولت افغانستان شکایت داشتند که پاکستانی‌ها هیچ اقدامی برای بازداشت او روی دست نگرفتند و او توانست برای اجرای طرح حمله در روز هشت ثور، به کابل بازگردد. حتا او برای اجرای سومین  حمله‌ی انتحاری توسط یک زوج خارجی که یک کودک نیز داشتند، آمادگی می‌گرفت. سه روز بعد، پولیس خانه‌ی او را محاصره کردند و تمام آن‌ها بر اثر تبادل آتش میان دو طرف، کشته شدند.

حمله بر سفارت هند، روشن‌ترین شواهد دست داشتن پاکستان در برنامه‌ریزی حمله‌ها و اجرای آن را به دست داد. مأموران امریکایی و دولت افغانستان، تماس‌های تیلفونی مقام‌های آی‌اس‌آی از پاکستان با حمله‌کنندگان را در آخرین روزهای پیش از انجام حمله، شنود کرده بودند. در آن زمان، مقام‌های استخبارات افغانستان که بر این تماس‌های تیلفونی نظارت داشتند، نمی‌دانستند که چه پلانی ریخته شده است. اما دست داشتن یک مقام بلندپایه‌ی آی‌اس‌آی در انجام یک حمله‌ی تروریستی آشکار بود.

این شواهد آن‌قدر واضح بود که اداره‌ی بوش، معاون سیا (CIA)، استیفن کِپس (Stephen Kappes) را به اسلام‌آباد فرستاد تا اعتراضش را به پاکستانی‌ها گوشزد کند. اما انتحارکننده، پیش از رسیدن کپس به پاکستان خود را منفجر کرد. بازجویان، تیلفون همراه انتحارکننده را از میان لاشه‌ی موترش پیدا کردند. آن‌ها کسی را که با او در کابل همکاری کرده و اسباب حمله را فراهم کرده بود، پیدا کردند. این تسهیل‌کننده‌، شهروند افغانستان بود که تماس مستقیم تیلفونی با پاکستان داشت. شماره‌ای که او به آن زنگ زده بود، از یک مقام بلندپایه‌ی آی‌اس‌آی در پشاور بود. مقام این کارمند آی‌اس‌آی آنقدر بلند بود که مستقیما به مرکز آی‌اس‌ای در اسلام‌آباد گزارش می داد.[2] حمله بر سفارت هند، کار عوامل سرکش آی‌اس‌آی نبود که از سر به خود عمل کنند. انجام این حمله توسط بلندپایه‌ترین مقام‌های استخبارات پاکستان تأیید شده بود و توسط آنان نظارت می‌شد.

ادامه دارد…

[1]  کنفرانس مطبوعاتی در رابطه به نتیجه‌ی تحقیقات درباره‌ی حمله‌ی 7 اپریل 2009 بر مراسم هشت ثور، کابل، 30 اپریل 2009.

[2]   مصاحبه با یک مقام بلندپایه‌ی استخبارات افغانستان، کابل، 2008.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه