دشمن اشتباهی – 78

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش هفتاد و هشتم

9

انفجار نظامی‌گری در پاکستان

بیت الله یک پشتونِ مودراز و مغرور بود. با آنکه فقط 33 ساله شده بود، موفق‌ترین رهبر طالبان پاکستانی بود و تمام گروه‌های شبه‌نظامی مناطق قبایلی را متحد کرده بود. در سال 2007، او هزارها مرد قبایلی را رهبری می‌کرد، اردوگاه‌های آموزشی فعال کرده بود و در افغانستان عملیات‌های برون‌مرزی اجرا می‌کرد. رابطه‌ی او با ارتش پاکستان متلاطم بود. او با ارتش چندین موافقت‌نامه‌ی صلح امضا می‌کرد و بعد به شکل جالب توجهی، آن را می‌شکست و اقدام به ربودن سربازان و حمله‌های پر سروصدا می‌کرد. مقام‌های امریکایی و پاکستانی به من گفتند که بیت الله رسما به حیث یک قانون‌شکن و متمرد خطرناک تشخیص داده شده بود، اما با آنهم آی‌اس‌آی ارتباطاتش با او را حفظ کرده بود و روی‌ پروژه‌های که اهداف آی‌اس‌ای را برآورده می‌نمود، با او کار می‌کرد. مقام‌های امریکایی متوجه شدند که نظامیان پاکستان هیچگاهی حرکت جدی‌ای در مقابل طالبان پاکستانی انجام نمی‌دهند و هیچ‌گاهی نمی‌خواهند که بیت الله را دست‌گیر کنند و یا به قتل برسانند. نیروهای بیت الله محسود، لشکر دیگری برای جنگ نیابتی بود که آی‌ا‌س‌آی آن را به خاطر استفاده برای اهداف خودش، تحمل می‌کرد. آی‌اس‌آی از این نیروها برای چانه‌زنی در برابر افغانستان و هند، به منظور نگهداشتن نوعی نظم میان هزارها جنگجو در مناطق قبایلی و حتا در برابر مردم خودش استفاده می‌کرد. این مقام‌ها به من گفتند که مناسبات آنها طوری بود که نمی‌توان پی‌برد و باور کرد که به بیت الله محسود وظیفه داده شده بود تا حمله بر بوتو و تعدادی دیگر در داخل پاکستان را سازمان‌دهی کند.

همانطوری که بوتو از مدت‌ها پیش هشدار داده بود، شبکه‌ای از مخالفان او در صدد کشتنش بودند و آنها همگی به شکلی با هم ارتباط داشتند. همه‌ی آنها در عقب شورش‌گری در افغانستان نیز قرار داشتند: طالبان، گروه‌های شبه‌نظامی پاکستان، القاعده و تأسیسات نظامی پاکستان که جنرالان بالارتبه مانند مشرف و کیانی را نیز شامل می‌شد. یک کمیسیون از سوی ملل متحد که برای تحقیق درباره‌ی قتل بوتو تشکیل شده بود، دریافت که هر گروه برای قتل بوتو انگیزه‌ای داشتند و باید هر کدام مورد تحقیق قرار گیرد.[1]

بازجویان پاکستانی بعدها پرویز مشرف را متهم کردند که در توطئه‌ی بزرگتر برای از میان برداشتن بوتو از صحنه‌ی سیاسی پاکستان دست داشته است. دادستان ارشد پاکستانی در دادگاه بررسی کشته شدن بوتو، چودری ذوالفقار علی، به من گفت که «شواهد گسترده‌ی مرتبط با این موضوع» وجود داشت که او امنیت بوتو را تأمین نکرده بود، چون می‌خواست مطمئن شود که قتل بوتو گریزناپذیر گردد.[2] او اضافه کرد که مشرف در جریان یک گفت‌وگوی تلفنی بوتو را مستقیما تهدید کرده بود. چودری که یک مرد سخت‌کوش و جدی در کارش بود، موفق به بازداشت مشرف شد و فشار پیش از آنکه در ماه می سال 2013 در هنگام رفتن به وظیفه کشته شود، فشار وارد می‌کرد که محاکمه‌ی او سرعت یابد. دوستان او گفتند، از وقتی که او تأکید بر دوسیه‌ی مشرف را آغاز کرد، تهدید می‌شد.

برای مقام‌های امنیتی افغانستان که اوضاع را از کابل تماشا می‌کردند، ناکامی مشرف در تأمین امنیت بوتو نکته‌ی اصلی نبود. یک مقام امنیتی افغانستان به من گفت: «وقتی استخبارات شما می‌خواهد شما را از بین ببرد، دیگر هیچ‌گونه ترتیبات امنیتی شما را حفظ نمی‌تواند.»[3]

چودری شک نداشت که مغر متفکر توطئه‌ی ترور بوتو، القاعده بود که به گفته‌ی او شامل بیت‌الله محسود نیز می‌شد. او گفت: «{به این دلیل می‌خواست} او را ترور کنند که او طرفدار امریکا بود، به خاطری که او یک رهبر قوی و ملی‌گرا بود.» یک مقام امنیتی پاکستانی که از بعضی مظنونان دوسیه‌ی قتل بوتو و دیگر شبه‌نظامیان که در زندان‌های پاکستان بازداشت بودند‌ بازجویی کرده بود، به نتیجه‌ی مشبابهی رسیده بود. این مقام به من گفت که یک شواری عالی القاعده تصمیم به کشتن بوتو می‌گیرد. محسود و ابو عبیدالله مصری، رییس عملیات‌های القاعده در افغانستان و پاکستان در آن زمان، در جلسه حضور داشته اند.

صبح روز بعد از کشته شدن بوتو، مقام‌های پاکستانی تماس تفلنی بین بیت الله و یک آخوند ارشد در میان قبیله‌اش را شنود کردند. این مقام امنیتی به من گفت که بیت الله همیشه از یک یک تلفن‌ عمومی در کانیگورم، شهر کوچکی در وزیرستان جنوبی، تماس می‌گرفت و و مقام‌های پاکستانی همیشه بر این تلفن نظارت داشتند. متن گفت‌وگوی آن دو را حکومت پاکستان منتشر کرد که نشان می‌دهد هر دو مرد درباره‌ی این بمب‌گذاری صحبت کرده و به همدیگر تبریکی داده اند. آخوند که تازه از سفر برگشته است تأیید می‌کند که دو تن از افراد او به نام بلال و اکرام الله این حمله را انجام داده اند. بیت الله از او به خاطر این خبر، سپاس‌گزاری می‌کند: «آفرین. آنها پسران شجاع بوده اند که او را کشته اند.»

 10

حلقه‌ی طالبان تنگ‌تر می‌شود

«طالبان وقتی چیزی می‌گویند، آن را انجام می‌دهند. آنها مردم را تهدید به مرگ  و آن را عملی می‌کنند. اما وقتی ما می‌گوییم که امنیت شما را تأمین خواهیم کرد، آن را عملی نمی‌کنیم.»

-جیلانی پوپل، مقام حکومتی افغانستان

آگست 2008. یک کانتینر به یکطرفش چپه شده بود و در آتش می‌سوخت. کابین آن خالی بود و راننده‌ در هیچ جایی دیده نمی‌شد. کمی پیشتر، باقی کاروان به کنار سرک کشیده شده بودند. مردان مسلح در سرک ایستاده بودند، در یک دست شان تفنگ و در دست دیگر مخابره. فرمانده آنان عینک آفتابی پوشیده و یک دستمال‌ خط‌دار را به طور نامنظم دور سرش بسته بود. او در یک نفس، به مردانش و نیز در تلفن، دستور صادر کرد. یکی از افراد او با یک تیربار و سه‌پایه‌ی آن، در حالت دفاعی ایستاده بود و نواری از گلوله بازوان او را حلقه کرده بود. این افراد توسط مواد مخدر یا ادرینالین تحریک شده بودند.

آنان افراد یک شرکت امنیتی خصوصی بودند که از کاروان موترهای که به زنجیره‌ای از پایگاه‌های نظامیان امریکایی در جنوب کابل، غذا، آب و دیگر مواد تأمیناتی می‌بردند، حفاظت می‌کردند. من برای تهیه‌ی گزارشی با ارتش ملی افغانستان بیرون از شهر رفته بودم که با آنها برخوردیم. آنها به ما گفتند که بعد از این، جاده خیلی خطرناک خواهد شد و بیشتر وقت‌ها طالبان در آنجا کمین می‌زنند.

این شاهراه درجه یک و جاده‌ی اصلی کابل-قندهار بود که پایتخت را با جنوب افغانستان وصل می‌کند. بازسازی این جاده، یک پروژه‌ی بسیار با ارزش اداره‌ی بوش بود تا نشان دهد که امریکا به بازسازی افغانستان و  کمک کردن به مردم آن تا روی پای خود بایستند، متعهد است. در سال 2001، این جاده ناهموار و خاکی بود که حفره‌های بمب و پل‌های منفجرشده سراسر راه را نشانی کرده بود. در آن زمان، سفر ما با موتر به قندهار 16 ساعت وقت گرفت. من با تیمی کوچکی از راننده، ترجمان یا گزارشگر محلی و بعضی وقت‌ها با یک عکاس سفر می‌کردم. برای سپری کردن شب، در یک چایخانه توقف می‌کردیم. در پایان سفر، رگ‌های گردن از راست نگهداشتن سرم در تکان‌های مداوم راه، به درد می‌آمدند.

رییس جمهور کرزی این سرک را شاهرگ حیاتی می‌دانست که کشور را یکپارچه نگه‌میداشت و جنوب یاغی را به شمال تجارتی وصل می‌کرد و پشتون‌ها را که اکثر طالبان را تشکیل می‌دادند با قبایل شمال که مخالف طالبان بودند، با هم متحد می‌کرد. کرزی شخصا از بوش خواسته بود که این سرک را بازسازی کند. بازسازی این سرک دو سال طول کشید و هر مایل آن، یک ملیون دالر تمام شد و این سرک را یکی از پرهزینه‌ترین سرک‌های دنیا ساخت. در هنگام بازسازی این سرک تهدیدهای مضاعف امنیتی به شمول حمله بر انجینیران ساختمانی و ربودن آنها، تجربه شد. تا پایان سال 2003، تمام سه صد مایل- از کابل تا قندهار- پخته‌کاری شد و زمان سفر را به شش ساعت کاهش داد و باعث کاهش چشم‌گیر قیمت کالاها شد.

اما در ظرف چند ماه، شورشیان و افراد شاهراه به آزار و اذیت مسافران آغاز کردند. در سال‌های بعد همزمان با افزایش شورش در کشور، مقام‌های حکومتی، سازمان‌های امدادرسانی و کارمندان خارجی در هنگام سفر از شاهراه درجه یک این کشور با خطر اختطاف و مرگ مواجه می‌شدند.

ادامه دارد…

[1] یک کمیسیون تحقیق از جانب ملل متحد که برای تحقیق درباره‌ی شرایط قتل بوتو تشکیل شده بود، دریافت که ترتیبات امنیتی که توسط حکومت گرفته شده بود، «به شکل مرگباری ناکافی و نامؤثر» بوده است. بر اساس این گزارش، بوتو از چندین منبع مورد تهدید قرار داشت: طالبان، القاعده، گروه‌های جهادی محلی و به‌صورت بالقوه از جناب عناصری در تأسیسات نظامی پاکستان. این گزارش می‌توانید در اینجا ببینید:

http://www.un.org/News/dh/infocus/Pakistan/UN_Bhutto_Report_15April2010.pdf.

[2] مصاحبه با چودری ذوالفقار علی، اسلام آباد، 23 جنوری 2013.

[3]  مصاحبه با مقام ارشد امنیتی افغانستان، کابل، اکتوبر 2012.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه