خطای بزرگ
هر کس مطلبی را در بارهی افغانستان بنویسد یا بیان نماید، بدون در نظرداشت نفوذ اقوام و مذهب بر سیاست؛ به خطا رفته است و احتمالا کپیبرداری از سرزمینهای دیگر کرده است.
حتی قبل از اینکه از مهاجرت به افغانستان بر گردم؛ از سلطهی این دو بر سیاست در افغانستان با خبر بودم. در آن سالها در اندیشهی نظام نو و جامعه پویا و تحول شگرف بودم. روزی یکی از یازده نفر وکیل منتخب از مهاجرین ایران گفت: داکتر اشرف غنی احمدزی خواستار ملاقات با وکیلان مهاجرین ایران است. همهی ما یازده نفر قبول کردیم که این وزیر قدرتمند( وزیر مالیه بود) را ببنیم. در یک خیمهی کوچک در مجاورت خیمهی اصلی در روی زمین نشستیم و صحبتها شروع شد. اشرف غنی چیزی زیاد نگفت. بیشتر نوت میگرفت و دیگران صحبت میکردند.
من گفتم: وزیر صاحب! شما وزیر قدرتمند این حکومت تازه تاسیس هستید. من فکر میکنم که تا زمانی که سیاست از زیر سلطه مذهب و قوم خارج نشود و به نهاد مستقل بدل نگردد؛ ما نه مذهب درست خواهیم داشت و نه سیاست موثر. وی خیلی مختصر گفت: شاید از سلطهی قوم خارج گردد اما از سلطه مذهب ممکن نیست. اما پس از گذشت یک دهه سلطهی قوم بر سیاست بیشتر از گذشته تقویت گردیده است
اکنون نفوذ قوم بر سیاست به نهایت رسیده است و انتظار دارم تا سالهای طولانی چنین باشد.
در اتخابات اخیر؛ اقوام غیر پشتون باخت استراتژیک را برای خود رقم زدند. نگرانی قومگرایان پشتون این بود که زعامت سیاسی را مبادا در نظامی مبتنی بر انتخابات از دست دهند. مبادا به دلایل مسایل تاریخی اقوام غیر پشتون متحد شوند.
روزی که محقق؛ عطا و عبد الله جنرال دوستم را راندند؛ کل نگرانی پشتونها خاتمه یافت. به سناریوی ذیل توجه کنید:
فرض کنید؛ یک هزاره ارادهی رسیدن به ریاست جمهوری را داشته باشد. او باید حمایت کل دو قوم ازبک و تاجیک را با خود داشته باشد تا شانس برد پیدا کند.
فرض کنید؛ یک تاجیک کاندید ریاست جمهوری باشد؛ باز حمایت کامل ازبکها و هزارهها نیاز است. فرض کنید؛ ازبک قصد زعامت داشته باشد؛ باید تمام تاجیکها و هزارهها از وی حمایت نماید. اما کاندید پشتون پست ریاست جمهوری تنها حمایت یکی از این سه قوم را نیاز دارد تا برنده شود. پر واضح است که در عرصه عمل کار وی آسان میگردد. در تیوری شانس ریاست یک پشتون سه برابر یک هزاره یا تاجیک یا ازبک است.
اما عطا نور؛ عبد الله و محقق با ایستادگی در مقابل نتیجه این انتخابات در واقع در مقابل دستاورد ازبکها ایستادند. آنها در ۲۰۰۹ نیز ادعای تقلب میکردند. به آسانی گذشتند و چرا که معاون اول از تاجیک بود. سالها طول میکشد که ترکتباران این رفتار هزاره و تاجیک را فراموش کنند. ازبکها بسوی پشتونها رانده شدند. اکنون در هر رای گیری پارلمان صف آنها پیروز میگردد.
یک سناریوی دیگر را هم در نظر گیرید. بر خورد نظامی. بدون تردید ازبکها از حمایت سه صد میلیونی ترک در منطقه که در شش کشور زندگی میکنند؛ بر خوردارند. سالها حمایت ترکیه و ازبکستان از دوستم باید پیام واضح به همه داده باشد. در طرف دیگر حمایت پاکستان از پشتونها قطعی میباشد. در چنین شرایط برای تاجیکها و هزارهها، جای مانور چندان نمیماند.
وقتی طبیب خطا کند یک مریض را میکشد زمای که سیاستمدار خطا کند یک ملت را تباه میسازد.
