یکی از بحثهای مهم در هر کشوری این است که وقتی که رییس جمهور جدید میآید، رییس جمهور کهنه کجا برود. مخصوصا در افغانستان که سرعت انتخابات سرسامآور است، این بحث جدیتر است. چند سال پیش عدهای از ریشسفیدان رفتند پیش حامد کرزی، رییس جمهور ما. به او گفتند که ملت قصد دارد برایش خانهای بسازد. کرزی اول قبول نکرد؛ اما وقتی به او فهماندند که قبول نکردنش کفاره دارد و شصت رهبر طعام باید دارد و اینها، ناگزیر به این پیشنهاد تن داد. چند سال که گذشت، همان ریشسفیدها دوباره پیش رییس جمهور رفتند و به او خبر دادند که خانهاش آماده شده. کرزی خوشحال شد. جالب اینکه کرزی تا همان لحظه که این خبر را به او دادند، خیال میکرد که در دشت بکوا برای او کلبهی فقیرانهای ساختهاند. به همین خاطر، از اطرافیان خود پرسید که آیا خانهی جدیدش ظرف و فرش و دیگدان دارد؟ همه خندیدند. وقتی رییس جمهور را به دیدن خانهی جدیدش بردند، قرهقل را از سر خود برداشت و پرسید: «این چیست؟ اینجا کجاست؟» همه گریستند. کسی که یک و نیم دهه بر کشور حکومت کرده بود، هنوز نمیدانست که خانهی جدیدش در کجاست و چه شکل و شمایلی دارد. یکی از نزدیکان رییس جمهور دهان خود را نزدیک گوش او برد و گفت:
«رییس صاحب، این همان خانهای است که برای شما ساختهایم.»
در اینجا کرزی چنان عصبانی شد که به زمین دستور داد که دهان باز کند و او را ببلعد؛ اما زمین نپذیرفت. رییس جمهور لحظهای ساکت ماند و آنگاه فریاد برداشت:
«چرا از پیش خود این کارها را میکنید؟ چرا مرا خبر نکردید؟ چرا به من نگفته بودید که برای من قصر میسازید؟ به خدا قسم که که که که که یک روز هم دراین خانه زندگی نخواهم کرد. شما وضع مردم افغانستان را ببینید، این قصر را ببینید. این انصاف است؟ جوانمردی است؟ چرا پیش از اینکه این خانه را بسازید، با من گپ نزدید؟»
گفته میشود، حالا که کرزی قهر کرده و نمیخواهد دیگر روی آن خانه را ببیند، داکتر عبدالله و داکتر احمدزی سر آن خانه دعوا دارند. بر اساس گزارشها، تنها مسئلهی اختلافانگیزی که میان این دو نفر باقی مانده، این است که بعد از پنج سال چه کسی در طبقهی دوم زندگی کند و چه کسی در طبقهی اول.

<满金星小叶紫檀
Neat blog! Is your theme custom established or did you grab it from somewhere?
A design like yours with a few simple adjustements would really make
my blog jump out. Please make me aware where you got your design. Thank you