هردم‌شهید (برف‌نوشته‌هایی از آیت‌الله احمدی)

اطلاعات روز
برف‌نوشته‌ی «نان» از آیت‌الله احمدی. زمستان ۱۴۰۰

حسن ادیب

«زندگی، داستانِ مرد یخ‌فروشی‌ست که از او پرسیدند فروختی؟ گفت نخریدند، تمام شد.»

«هردم‌شهید»، اسم مجموعه‌برف‌نوشته‌هایی از آیت‌الله احمدی است. احمدی، فوق لیسانس آکادمی ملی هنرهای قزاقستان (ژورگینوا) و استاد هنرهای زیبای دانشگاه مزار است. در دوران دانش‌آموزی، بنا به شرایط بد آن‌روزها، مجبور به آوارگی می‌شود: از پنجابِ بامیان، آواره‌ی ایران می‌شود.

در ایران با استفاده از زمینه، نقاشی و خوش‌نویسی را فرا می‌گیرد. پس از چندین سال اما، دوباره به بامیان برمی‌گردد. مکتب را به ادامه‌ی دوران اول دانش‌آموزی‌اش در مکتب پنجاب و دانشگاه را در دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه کابل به اتمام می‌رساند. او در بخش خودش، دانشجوی ممتازی فارغ می‌شود.

قرار می‌شود که استاد دیپارتمنت نقاشی دانشکده‌ی هنرهای دانشگاه کابل شود. شرایط حاکم قومی اما، به او اجازه‌ی استادشدن نمی‌دهد. می‌رود مزار. همان‌سال، به‌عنوان استاد نقاشی دانشگاه مزار، شروع به کار می‌کند.

در جریان ایفای وظیفه، برای ادامه‌ی درس‌هایش متقاضی دانشجویی در یکی از دانشگاه‌های قزاقستان می‌شود. کارشناسی ارشدش را آن‌جا می‌خواند. در جریان دانشجویی، همچنان دستی در طرح و رنگ دارد. ایده‌ی بسیاری از نقاشی‌هایش در آن زمان، از روزگار بد مهاجرین افغانستانی در قزاقستان منشأ گرفته است. خاطرات او از  این زمان، بسا خواندنی‌ست.

پس از اتمام تحصیل در قزاقستان، احمدی دوباره به مزار برمی‌گردد و همچنان در کنار تدریس، نگاه نگران دارد و درگیر دغدغه‌های اجتماعی است. در متن کارهای او یک درد و یک فریاد بلند وجود دارد. گویا او روایت‌گر درد است و خود، فریادی‌ست که هنوز کسی او را نشنیده است و یا اگر هم که شنیده، به عمد عمق کارهای او را درک نکرده است.

طالبان که کابل را می‌گیرند، دانشگاه‌های دولتی تعطیل می‌شود. احمدی که فوق لیسانس‌اش را گرفته بود، همچنان به کارش در استادی نقاشی دانشگاه مزار ادامه می‌داد. با آمدن طالبان، او بیشتر از پنج ماه است که خانه‌نشین شده است.

اکنون، او شاهد زنده‌ی کابل است. با آن چشم‌های جزئی‌نگر و تربیت‌یافته‌ای که دارد، همچون عقابی که شکارش را در پرواز می‌تواند تعقیب کند، تمام تلخی‌ها و تاریکی‌های کابل را با چشم خودش تعقیب می‌کند. او کابل را در آیینه‌ی آه و برف و دود به تماشا نشسته است.

مجموعه‌ی «هردم‌شهید» انعکاس زندگی در قالب هنر است؛ روایتِ بصَری از زندگیِ کابل. صبح‌هایی که از خانه بیرون می‌شود و می‌بیند که کابل را برف گرفته است، با دست‌های گرمِ برهنه بیرون می‌شود. می‌آید در کوچه‌ها و آن‌جا با برف، دیوارنویسی می‌کند.

وقتی که با برف متن می‌نویسد، برخلاف آنچه مخاطب در اول تصور می‌کند، این، موادِ متن از خودِ متن بامعناتر می‌شود. کابل، خانه‌ی جاویدانِ ویرانی‌ست. تقریبا سرنوشت تمام آثار ماندگارِ کابل با ویرانی رقم خورده است. برف‌نویسی، همین زبان همیشه‌ویران و هردم‌شهیدِ کابل است. همان زبان استعاری داستان مرد یخ‌فروشی‌ست که از او پرسیدند فروختی، گفت نخریدند، تمام شد. مهم نیست که در برف‌نویسی‌ها چه می‌نویسیم، مهم این است که هرچیزی می‌نویسیم عمر کوتاهی دارد. مثلا احمدی، یکی هم در کوچه‌های کابل «نان» می‌نویسد.

نان، نه تنها این‌روزها، که در تمام چند نسل گرسنگی، رویای مشترک بیشتر مردم کابل بوده است. چه وقت بوده است که برای یک لقمه ‌نان تحقیر نشده‌ایم، آواره نشده‌ایم، به کارهای شاقه مجبور نشده‌ایم؟ کارگر ایران و پاکستان، و مسافر دریاهای بی‌سروپای اروپا نشده‌ایم؟

«برف‌نوشته‌های نان»، همان انعکاس رویای مشترک گرسنگان در قالب هنری‌ست. درست همچون رویاهای مشترکِ شبانه‌ی گرسنگان، که با یک سروصدا، با یک هجوم دیگری در خواب‌های شخصی از میان می‌رود، برف‌نوشته‌های نان نیز با یک هجوم آفتاب، نابود می‌شود. گویا  نان برای ما همیشه خواب و خیال بوده است.

البته این نوشته‌ها علاوه بر «بیان واقعیت»، می‌تواند معناهای دیگری نیز داشته باشد. بسته به متن، تفاوت می‌کند. مثلا وقتی که می‌نویسد «این نیز بگذرد»،‌ با تمام وجودِ متن، نوید می‌دهد که به کمک امیدهای گرمِ آینده می‌شود ازین بدبختی‌ها هم عبور کرد.

از مجموعه‌ی «هردم‌شیهد» آیت‌الله احمدی. برف‌نوشته‌های کوچه‌های کابل در دوران طالبان.

یا وقتی که در این اوج روزهای سیاه کابل، «بدبختی» می‌نویسد، می‌تواند پیام‌آور امیدی هم باشد. برف‌نوشته‌ی «بدبختیِ» کوچه‌های کابل نشان می‌دهد که روزی و روزگاری، صبحی، هرچند که دیر، آفتابی خواهد آمد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه