Partaw Naderi

اطلاعات روز
مافیا قوم ندارد

نمی‌دانم چرا هرباری که در پیوند به مافیاهای قومی می‌نویسم، شماری می‌آیند و به من نفرین می‌فرستند. شاید نمی‌فهمند یا نمی‌خواهند بفهمند که مافیاهای قومی آن حلقه‌ها و گروه‌های بر خاسته از اقوام گوناگون افغانستان اند که به نام قوم، جهاد و تاریخ مشغول دکان‌داری اند. شاید هم خرد شان را به روزمزدی داده‌اند!
به نظر من حساب گروه‌های مافیا از هر قومی که باشد از اقوم عزیز افغانستان جداست. هرچند این گروه‌های مافیای برخاسته از قوم اند، یعنی هر کدام به قومی تعلق دارد، با این حال آن‌ها جدا شده از قوم خود اند؛ مگر چنان دزدان تفنگ‌دار مقدرات و سرنوشت قوم را در دست دارند، از ناآگاهی سیاسی اجتماعی مردم به نفع خود سود می‌جویند و برای مردم می‌گویند که ما خدمت‌کاران شماییم، در حالی که آنان خود دشمنان مردم و قوم اند. به نام حق مشارکت سیاسی قوم پایه‌های مافیایی خود را استوار می‌سازند. مشارکت سیاسی از نظر مافیای قومی مشارکت دینامک اقوام در نظام نیست؛ بلکه مشارکت مافیا است. باری نوشته بودم که مافیا قوم ندارد، زبان ندارد و مذهب ندارد، تنها چیزی که دارد چسبیدن به قدرت و رسیدن به هرم‌های قدرت و اقتصاد مافیایی است.
وقتی از خانۀ هم‌سایه به سوی خانۀ من سنگ پرتاب می‌شود حال چه فرق می‌کند که هم‌سایه پشتون باشد، تاجیک، هزاره، اوزبیک یا بلوچ یا قوم دیگری، در هر حالی آن کسی که شبانه به سوی خانۀ من سنگ پرتاب می‌کند ، دشمن من و دشمن خانوادۀ من است. آن که حق مرا می‌خورد، قومیت‌اش برای من مهم نیست، او دشمن است که باید دستان متجاوزاش را کوتاه کرد، برای من مهم نیست که این مافیا به زبان من سخن یا به زبان دیگر یا از قوم من است یا اقوم دیگری!
مافیاهای قومی در افغانستان بیش‌تر از روشن‌فکران، آموزش دیده‌گان و چیزفهمان کشور با هم تفاهم دارند، نگاه کنیم به ترکیب مافیاهای اقتصادی دولتی که چگونه فراقومی اند و در تارج هستی مردم اختلافی ندارند. با این حال وقتی در پیوند به یکی از مافیاهای تاجیک چیزی می‌گویم، در گام نخست همین هم‌زبانان قومی من اند که بر من می‌تازند و دشنام می‌دهند، زمانی در پیوند به بیداد یک مافیایی پشتون می‌نویسم، می‌شوم قهرمان و قابل افتخار. دزد دزد است به هر قومی که تعلق داشته باشد.
بدون تردید هم‌اکنون سرنوشت مردم در دستان هم گروه‌هایی مافیایی افتاده است؛ آن‌ها بانک رای این، در حالی که یک رای حق دارند، مردمان هنوز نتوانسته‌اند تا اراده و خرد خود را از جادوی این گروه‌های مافیای رهایی دهند. این یک وضعیت بسیار بد است، آگاهان باید وضعیت را برای مردم روشن سازند. دیده‌درایی و احمق‌سازی این گروه‌های منفور مافیایی به جایی رسیده است که مردمان را تلقین می‌کنند که اگر ما نباشیم شما را از بین می‌برند، زبان و فرهنگ شما را نا بود می‌سازند، مردمان گاهی ساده اندیشانه چنین باور می‌کنند. یاوه‌تر از این سخنی نمی‌توان که مافیا بخواهد که از هستی فرهنگی و تاریخی مردم دفاع کند. تا حال دیده نشده است که نیروی پیدا شده باشد که قومی را و زبانی و مذهبی را نابود کرده باشد. دوران حذف فرهنگی و سیاسی دیگر به تاریخ پیوسته است، آن کسی مرا حذف کند خود را نیز حذف کرده است!
به نظر من هیچ راه دیگری نمی‌تواند بقای این سرزمین را تضمین کند جز رسیدن به فرهنگ شهروندی! هویت قومی کوچک‌تر از آن است که بتواند همه‌ی کشور را در زیر چتر خود نگهدارد. هویت‌های قومی باید در یک بزرگ ملی به گونه‌ی دینامیک در کنار هم زیست کنند!
به این گروه‌های مافیایی بدنام و دشنام‌سالاران شان باید گفت، هیچ مشکل سیاسی اجتماعی با دشنام دادن، اتهام زدن و توهین کردن به قوم‌ها، شخصیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور حل نمی‌شود. برتری‌جویی قومی از هر سویی که باشد، زشت و ناپسند است که باید در جهت ریشه کردن آن مبارزه کرد. نمی‌شود انگشت به سوی خایین قوم دیگر دراز و خایین قوم خود ابراهیم ادهم گفت. در چنین مواردی می‌شنوی که شماری در مقام اندرزگویان بزرگ می‌گویند، خیر است، هرچه است، از خود ماست. یا هم می‌گویند: خیر دی زمونژ خپل دی! من کاری ندارم، دزد و گروه مافیای وابسته به قوم من نیست، از قوم نیست، پیش‌تر از این گفتم، مافیا مافیا، مافیا قوم ندارد، حتا وطن ندارد؛ مافیا وطن را هم می‌فروشد.
مافیاهای قومی برای تاراج هستی این سرزمین با وجود اختلافاتی که دارند در تفاهم با هم، کار می‌کنند، تنها با این هشیاری که در میان مردم چنان ظاهر می‌شوند که گویی آنان نباشند ستون خانه‌های مردم فرو می‌افتد، قامت تاریخ شان می‌شکند. زمانی که چنین پس برای من و تو نیاز نیست تا با تفاهم در برابر آنان بیایستم و بر سینه‌ی شان مشت رد بزنیم، اگر تو از دزد خود به پاسداری بر خیزی و من از دزد خود باور داشته باشد که همیشه این مافیاها و زورداران خواهند بود که بر ما حکومت خواهند کرد و فردا فرزندان شان بر فرزندان مان!
من می‌اندیشم این تفکر شهروندی، تفاهم و همیسته‌گی مردم است که می‌تواند، چادر پاره پارۀ افغانستان را دوباره پیوند زند. البته این امر یک راه دراز است، کم حوصله‌گان سیاسی نمی‌توانند تحمل کنند، کم حوصله‌گان نمی‌دانند که زیستن در زیر چتر عدالت احتماعی و اندیشه و رفتار شهروندی است که می‌تواند ما را به مدینه‌ی فاضله‌ی ما برساند که هر شهروند در کنار شهروند دیگری برادری باشد!
هر گونه اندیشه‌ی برتری جویی قومی، زبانی و مذهبی، برای انسانی که صدای قلبش را از این گوشه‌ی جهان در آن گوشه‌ی جهان می‌شنود، بسیار شرم‌آور و محکوم به نابودی است. انسان‌هایی که روزگاری در کوهستان‌ها و دشت‌ها سرگردان بودند و می اندیشیدند که زمین روی شاخ گاویی قرار دارد، قبیله برای شان مقدس بود، رسوم قبیله و سنت‌های آن قانون اساسی آنان بود، قوم وقبیله‌ی دیگر را دشمن می‌انگاشتند و خود را برتر از همه گان فکر می‌کردند. حالا دیگر این شهروند است که مفهوم بزرگ پیدا می‌کند، هویت شهروند هویت قبیله نیست، هویت انسانی است که از خود اندیشه، اراده و حقوق جدا از قبیله دارد. در چنین روزگاری نمی‌شود اسب اندیشه‌های خود را در دریای سده‌های تاریک دور، آب دهیم و خود در موتر آخرین سیستم منزل بزنیم! نکته‌ی پایانی این‌که وقتی بخواهیم با عقب‌مانده‌ترین اندیشه و باورداشت‌های پوسیده و بازمانده از دوران سنت‌های جاهلی در دوران مدرنیته زنده‌گی کنیم، مانند آن است که خرد خود را جایی فراموش کرده‌ایم و تنها با حکم عزیزه و چراغ کور سوز آن راه را در تاریکی پیدا کنیم که بدون تردید، سرنوشت، چاهی خواهد بود تاریک و فرو رفته در ژرفای تاریکی که تا می‌رویم بیش‌تر بیش‌تر غریزی می‌شویم و تاج کرمنای خود را از دست می‌دهیم!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه