نه، به «حضرت صاحب»، آری به حق انتخاب مردم
آقای مجددی گفته بود که استخاره کرده است و بر اساس آن دریافته که باید از داکتر اشرف غنی حمایت کند. ایشان بر همین اساس، بارها گفتند که داکتر عبدالله را شایستهای ریاست جمهوری نمیدانند.
بعید است که آقای مجددی واقعا در پی استخارهای دریافته باشد که داکتر غنی شایسته است و داکتر عبدالله شایسته نیست. دلیل واقعی را باید در این واقعیت جست که حوزهای سنتی نفوذ ایشان، حوزهای است که اکثر مردم در آن طرفدار داکتر غنی هستند. ایشان در مصاحبهای میگویند که «سالها قیادت افغانستان به دست افغانهای پشتون» بوده است و کسی به دور عبدالله جمع نمیشود.
از سخنان آقای مجددی پیدا بود که ایشان عبدالله را به دلایلی از جمله دلیل قومی، برای ریاست جمهور افغانستان مناسب نمیدانند.
اکنون در حالیکه بحران انتخابات بر همه چیز سایه افگنده است،آقای مجددی، میخواهند به عنوان کلان ملت و رهبر مذهبی برای حامیان داکتر عبدالله سخنرانی کند، حامیانی که معتقدند در انتخابات تقلب شده است، و نامزد مورد نظر آنها عمدا از برنده شدن بازداشته شده است.
با در نظر گرفتن شرایط و با در نظر گرفتن احساس درماندگی هواداران داکتر عبدالله، واکنش آنها در مقابل آقای مجددی خیلی دور از انتظار نیست. اگر کسی به رای این آدمها، و ارادهای این مردم، احترامی قایل نباشد و حتی به دلایل قومی، رای شان را برای انتخاب رییس جمهور کشور، کافی نداند، آنها هم حق دارند او را کلان و رهبر شان ندانند، و فرصت ندهند تا در مراسمی که برای خود برگزار کردهاند، سخنرانی کند.
شکستن باور به شهروندان درجه اول و درجه دوم و جلوگیری از نهادینه شدن این باور، در کنار عمل حساب شده، به اندکی جسارت و سرکشی هم نیاز دارد. نه گفتن به آقای مجددی در خیمهای لویه جرگه، ممکن است ایشان را خشمگینتر کند، اما برای بسیاری دیگر میتواند مایهای عبرت باشد، و برای تعدادی میتواند نشان بدهد که بخشهای از جامعه، تقلب در انتخابات و بازی با رای شان را بسیار جدی میگیرند.
باور به درجه بندی شهروندان، کشورهای بسیاری را در گرداب جنگهای خونین، فرو برده است، و سرنوشتهای تلخ را بر ملتها و آدمها تحمیل کرده است. اجازهای سخنرانی ندادن به آقای مجددی، کمترین پیامد داشتن چنین باوری است. اگر ما به جای تلاش برای درک خشم مردم، اعتراض شان را حاصل خریت، اوباشگری و عقبماندگی شان بدانیم، بعید است که بتوانیم تغییری در کردار، رفتار و پندار بزرگان خود ایجاد کنم، و بعید است که بتوانیم ساز و کار نیمه رسمی درجه بندی شهروندان را از میان ببریم.
