منبع: روزنامهی اِل موندوی اسپانیایی
برگردان: مختار یاسا
شناختن آنها آسان است. جوان، بههم ریخته و کولهپشتی کوچکی روی دوششان؛ یکی دنبال دیگری از کنار سرک میروند. همه به فکر بیرون شدن از افغانستان بهصورت غیرقانونی هستند؛ کاری که آنها را تا دمِ مرگ و آخر این دنیا میبرد. ولایت نیمروز، دورترین نقطهی افغانستان میباشد؛ دقیقا جایی که خطرناکترین نقطهی مرزی سه کشور افغانستان، ایران و پاکستان در آن با هم یکجا میشود.
در حالی که ماندن نیروهای ناتو در افغانستان بعد از 2014 تابهحال مشخص نیست، اما برای افغانها مشخص است: میخواهند بروند. کشور از بحرانهای اقتصادی و سیاسی بیسابقهای رنج میبرد. نتیجهی انتخابات دور دوم ریاست جمهوری که به تاریخ 14 جون برگزار شید، هنوز هم نامعلوم است.
بر اساس دادههای ادارهی سازمان ملل متحد برای مهاجران (ACNUR) در سال 2013، افغانستان با داشتن تعداد زیادی از پناهجویان، سومین کشور مهاجر دنیاست. هر روز هزارها افغان بهدنبال پیدا نمودن یک آیندهی بهتر، به کشورهای دیگر برای عبور از مرز در دستان گروههای مافیایی و قاچاقبر قرار میگیرند. از تمام نقاط کشور به زرنج، مرکز ولایت نیمروز میرسند و در «میدان نقشه گیرد» گرد هم میآیند؛ جایی که قاچاقبران در آنجا هستند. میدان بهخاطری به این نام یاد میشود که یک نقشهی بزرگ افغانستان در قسمت بالایی منار تاریخی آن میدان بهصورتی که چندان قابل دید نیست، گذاشته شده است. اکثریت کسانی که بهصورت قاچاقی برای عبور از این مرز چندین بار تلاش میکنند، در نهایت ناکام میمانند.
دوباره از مرز عبور میکنیم
نجیبالله حیدری، یکی از مسئولان مؤسسهی بینالمللی مهاجرت (IOM) در نیمروز میگوید: «ایران در هر ماه بهصورت متوسط 600 نفر و 200 خانواده را اخراج میکند. مرز، مسیرِ برگشتِ سیلآسای جوانان مأیوس، افسرده و خاکآلود با کولهپشتیهای روی شانهیشان میباشد.
سه جوان که با رنگ پریده، در جادهی زرنج افسرده و سرگردان قدم میزنند، میگویند: «ما ره پولیس ایران ده یک هوتل غافلگیر کد و در بین یک وانت رد مرز کرد».
هرچند اسرار میکنند که 22 سال دارند، اما خیلی جوانتر به نظر میرسند. یکی از آنها بهنام عبدالله و دیگری بهنام عبدالحمید سفر مشقتبارشان را به تهران، پایتخت ایران، که موفق نشدهاند به آن برسند را اینگونه بیان میکنند: «قاچاقبران ما را تا مرز پاکستان در یک کامیون کوچک (وانت) رساندند و از آنجا تا به ایران موتر ما را تغییر دادند. راه باقیمانده را 12 ساعت در شب پیاده رفتیم». طالبان نیز آنها را در راه متوقف کرده بودند؛ اما در بدل پول آزاد کردند تا به مسیرشان ادامه بدهند. حمید میگوید: «مرز را دوباره میرویم». این هم دومین بار بود که کوشش کردیم؛ اما موفق نشدیم. تا زمانی که به مقصدمان نرسیم، دنبال میکنیم؛ نباید هزینهی 25000 افغانی سفر را به قاچاقبر بپردازیم.
تجارت ویزا
مطابق گفتههای عزیز، مسئول هوتل «بابا ولی»، شمار کسانی که بهصورت قاچاق میخواهند از مرز عبور نمایند، در دو ماه اخیر از اثر بحران اقتصادی و کم شدن نیروهای بینالمللی، 60 درصد افزایش یافته است.
«بابا ولی» یکی از هوتلهای زرنج است که در آنجا جوانان منتظر قاچاقبران هستند. به همین شکل، اکثریت مسافرخانههای این شهر در اختیار این گروه (قاچاقبران) قرار دارند. عزیز با اشاره به اینکه این پدیده جدید نیست، میگوید: «این هوتل 28 سال میشود فعال است». ناگهان دهها جوان با عجله و در حال دوش از هوتل خارج میشوند. متوجه شدم که قاچاقبری آمد و همگی برای گرفتن جای در وانت یا کامیون کوچک، برای بردنشان بهسوی مرز، میدویدند.
یک هوتلدار دیگر که از گرفتن نامش خودداری میکند، میگوید: «گرفتن یک ویزا برای رفتن به ایران، 85000 افغانی هزینه دارد». بدون شک، گذشتن از مرز بهصورت قاچاقی اقتصادیتر تمام میشود؛ هرچند خطرناک است. در کابل ویزای ترکیه 4000 دالر و ویزای اندونیزیا 10000 دالر به فروش میرسد. حکومت برای بازداشتن افغانها از رفتن به دیگر کشورها در جادههای کابل آگهینامه و پلاکارت تبلیغاتی توزیع میکند.
