مختارحسین حیدری، پژوهشگر ارشد شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر
هفتم عقرب مصادف با ۲۹ اکتبر بهنام روز جهانی کوروش، شاه معروف حوزه تمدنی ما نامگذاری شده است. امسال بعد از تویت یکی از سخنگویان جبهه مقاومت ملی، این مسأله بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته و بهخصوص در فضای مجازی، زمینهساز بحثهای جدی دربارهی نسبت ما با کوروش و حقوق بشر شده است. علی میثم نظری در این تویت نوشته است: «کوروش که اولین منشور حقوق بشر تاریخ را اعلام کرد، یکی از بزرگترین آزادیخواهان تاریخ و تمدن ما است. جبهه مقاومت ملی با دفاع از حقوق بشر بهعنوان ارزش مقدسی که در DNA تمدن ما تعبیه شده است، این میراث اجدادی خود را ادامه خواهد داد.» در مورد این گفتهها چند نکته قابلذکر است:
۱. کوروش کبیر مؤسس سلسله هخامنشی (۵۵۹- ۵۲۹ ق. م) ازجمله پادشاهان معروف پارس است که شامل ایران فعلی، افغانستان و چندین کشور دیگر میشود. در اینکه کوروش کبیر، شاه تأثیرگذار و شخصیت قابلاحترامِ حوزه تمدنی ما است، شکی نیست. او ازجمله معدود پادشاهانی است که نامش در مقابله با بدیها و اصلاح امور، در تاریخ به نیکی یاد شده است. به گفتهی یووال نوح حراری در کتاب (انسان خردمند)، کوروش اولین امپراتوری بود که ادعا کرد بهخاطر خیر و صلاح خود مردم بر آنها حکومت میکند و با پیگیری برخی اقدامات مبتکرانه عملا هم تلاش کرد تا رضایت و محبت آنان را جلب کند. آزادسازی یهودیان از بابل و کمک به بازگشت آنها به وطن ازجمله این اقدامات است. برخی از مفسران قرآن ازجمله محمدحسین طباطبایی معتقدند که کوروش همان ذوالقرنین مذکور در قرآن است و خداوند به او در زمین قدرت بخشید و همه امکانات را در اختیارش قرار داد تا برای دادگستری گام بردارد. کوروش کبیر، با تصرف بابل (۵۳۸ یا ۵۳۹ ق. م) قوم یهود را که بختالنصر به اسارت برده بود و تعداد آن بالغ بر چهل هزار میشد، آزاد کرد و آنچه از آنان ربوده شده بود، بازگردانید. دادگری و خوشرفتاری با اقوام و ملتهای مغلوب و آزادی ادیان بخشی از رسم حکومتداری کوروش بود. بنابراین نفس یادآوری از این شخصت پرافتخار از سوی هر کس ازجمله سخنگوی جبهه مقاومت ملی، کار نیکو و شایسته است.
۲. هرچند منشور کوروش به منشور حقوق بشر معروف شده است، اما به معنای دقیق کلمه، این منشور نمیتواند سند حقوق بشری باشد. در منشور معروف کوروش سخنان ارزشمندی مشتمل بر مفاهیم و ارزشهای نزدیک به اندیشهی حقوق بشر بیان شده است. بهعنوانمثال در این منشور از ممنوعیت بردهداری، احترام به دین و عقیده ملتهای دیگر، آزادی در انتخاب دین، آزادی در انتخاب محل سکونت و مبارزه با ظلم بهصراحت یاد شده است. درعینحال باید به این نکته توجه داشت که اندیشهی حقوق بشر که هستهی سخت آن حقداشتن فرد در برابر حکومت و نهادهای سنتی است، محصول دوران مدرن بوده و در هیچ دین و فرهنگ پیشامدرن، مفهوم حق داشتن، نقش محوری نداشته است. بنابراین به همان اندازه که ادعای وجود ماشین بخار (Steam Engine) در تمدنهای باستانی نادرست است، ادعای اندیشههای مدرن مانند حقوق بشر، تفکیک قوا و دموکراسی در ادیان و فرهنگهای سنتی، غیرقابلدفاع است.
۳. این ادعا که حقوق بشر در ژن تمدنی ما تعبیه شده هم غیرقابلقبول است. ضمن اینکه اصل اندیشهی حقوق بشر ریشه در تمدن مدرن اروپایی دارد که در یک قرن اخیر بهتدریج در حوزه تمدنی ما مطرح شده است، مفاهیم و ارزشهای نزدیک به این اندیشه نیز در حوزه تمدنی ما چندان برجسته نبوده است. همین نکته که در میان اینهمه سلسلههای حکومتی و حاکمان متعدد، کوروش اینقدر برجسته و بینظیر است، خود ثابت میکند که عدالت و رفتار سیاسی نیکخواهانه و مبتنی بر آزادی و تساهل او، استثنایی بر یک قاعده کلی استمرار ظلم و استبداد در این حوزه تمدنی است. واقعیت این است که نهتنها در گذشته ارزشهای حقوق بشری، بخشی از عناصر تشکیلدهنده تمدن ما نبوده است، بلکه امروزه نیز مدعیان میراث کوروش، چندان به برابری و آزادی که دو مؤلفه مهم اندیشهی حقوق بشر است، باور ندارند. تأکید بیشازحد بر آمار مشکوک جمعیتی که ولادیمیر پوتین بیان داشته است و یا فرمان انحلال تیم ملی کرکت از سوی جمهوری فدرال خراسان از سوی لطیف پدرام، هرچه باشد، با اندیشهی حقوق بشر که مبتنی بر برابری، آزادی، تساهل و احترام انتخابهای حتا نادرست فردی است، نسبتی ندارد.
۴. تفاوت و اختلاف اصلی گروه طالبان با شهروندان عمدتا تحصیلکرده و جوان افغانستان، به عرصه فکری و ارزشی ارتباط دارد. در مقابل طالبان که بر تبعیض سیستماتیک و تحمیل مستبدانه برداشت خاصشان از شریعت و فرهنگ بر همه شهروندان اصرار میورزند، شهروندان مخالف طالبان بر برابری، آزادی، مدارا و احترام به انتخابهای متنوع فردی و در یککلام حقوق بشر تأکید دارند. در چنین فضا، کسانی که درصدد مقابله با طالبان و حاکمیت طالبانی هستند و میخواهند در این مبارزه، شهروندان افغانستان از آنها حمایت کنند، باید قبل از هر چیز ثابت کنند که اندیشه و عملکرد آنها متفاوت از طالبان است. با دست کثیف نمیتوان پنجره اتاق خود را تمیز کرد. با اندیشهی زورگویانه و برتریطلبانه نمیتوان با زورگویی و برتریطلبی مبارزه کرد. در جامعه ما استناد به میراث ارزشمند کوروش کبیر و اندیشه عدالت در قرآن و اسلام، لازم است، اما تا یاد نگیریم که با گذشته تمدنی خود اعم از کوروش و اسلام انتقادی مواجه شویم و در برابر دستاوردهای ارزشمند فکری جدید، تواضع کافی و اعتراف به جهل نداشته باشیم، این ره که میرویم همچون گذشته، به ترکستان خواهد بود.
