پکه ی اتاق من ساخت امریکا است. هر وقت سویچ اش را بزنی روشن می شود و شروع می کند به چرخ زدن بر گرد ِ خود. چار بال دارد. یکی رو به سمت غرب و سه تای دیگر به سوی شرق و جنوب و شمال. بال های اش طلا نیستند ، فقط رنگ طلایی دارند. خودش نمی فهمد چه وقت باید شروع کند به چرخیدن بر گرد ِ خود. در سرد ترین روز هم که سویچ اش را بزنی روشن می شود. راستی این پکه از سقف آویزان است. از یک سیم ِ نازک آویزان اش کرده اند. گاهی با خود می گویم : اگر این سیم ِ نازک بگسلد چه خواهد شد؟ جواب اش البته تاحدی روشن است. پکه از سقف خواهد افتاد و احتمالا بر سر دو سه چیز خواهد خورد و خراب شان خواهد کرد. خودش را بر می دارند و می برند به کهنه فروشی. به جای اش یک پکه ی دیگر می آویزند. این پکه یک عیب کلان دارد. خیلی سر و صدا می کند. یک عالم پول سرش مصرف کردم. با وجود این ، گاهی به نحو دلخراشی سر و صدا راه می اندازد. تازه گی ها یک مشکل دیگر هم پیدا کرده. گاهی در میانه ی چرخیدن ، یک باره می ایستد و سمت چرخش خود را تغییر می دهد. البته بسیاری معتقد اند که تا وقتی که یک پکه می چرخد و باد تولید می کند و می توان درجه اش را کم و زیاد کرد مشکلی نیست و واقعا اهمیتی ندارد که به کدام سمت بچرخد.

Awesome! Its truly remarkable post, I have got
much cloear idea about from thiss article.
whoah this weblog is magnificent i love reading your articles.
Keep up the good work! You already know, lots
of people are hunting round for this information, you could aid them greatly.