حکم تبعید دختران دانشجو لغو شد. وزارت تحصیلات عالی تصمیم عاقلانه گرفت. اما دخترهای تبعیدی از لیلیه محروم شدهاند. من هر شش دختر را از نزدیک میشناسم و وضعیت زندگی دشوار و مدتها سرگردانی آنان را شاهد بودم. اگر این حکم لغو نمیشد آنان حاضر بودند دست به اعتصاب غذای نامحدود بزنند و حاضر بودند تا مرگ از اعتصاب دست نکشند. در این مدتهای مبارزه دخترهای غریب سخت رنج و زحمت کشیدند. برای تک تک شان دلم میسوخت. اما برایم جالب بود هرروز جدیتر و مصممتر میشدند. عدهای از فعالین مدنی، صادقانه از آنان حمایت کردند و به صورت جدی برای برگشتن آنان تلاش کردند.
هر شش دختری تبعیدی روستازادگان فقیر هستند. زندگی شهری و بیرون از لیلیه برای آنان دشوار و حتا نامکن است. اگر آنان به خوابگاه برنگردند به تحصیلشان ادامه داده نمیتوانند. نه توان مالی دارند و نه امنیت اجتماعی وجود دارد. در شهر که چهار خانم از جمله یک خانم باردار ربوده شده و مورد تجاوز قرار میگیرند و خانم دیگر سربریده شده و در کنار سرک انداخته میشود چگونه شش دختر میتوانند سالها در کوچه و پس کوچه شهر بدون پول و سرپناه درس بخوانند. من از نمایندههای مجلس و آقای عبید و سایر دولت مردان میپرسم حاضرند چند سال دختر خودشان را در چنین شهر رها کنند تا درس بخواند؟ مردم دیگر نیز دختران شان را به اندازه نمایندهها و آقای کرزی و عبید دوست دارند و نگران شان هستند. به هرحال من این پیروزی را به همه تبریک میگویم و امیدوارم وزارت اجازه بدهد تا دختران به لیلیه نیز برگردند. امیدوارم دانشجویان تبعیدی موفق باشند و استادان و مسوولین وزارت تحصیلات عالی تلاش کنند تا دانشگاه تبدیل به کانون وحدت ملی، علم، آگاهی و آزادی شود. تلاش شود دیگر جنجالها و کشمکشها از دانشگاه شعلهور نشود. عوامل باید از بین برده شود. این مسوولیت دولت مردان است.
