دزد دموکراسی
هیچکسی تصور هم نمیکرد که انتخابات اینگونه لجنمال شود. انتخاباتی که به هرچیز دیگر میماند الا انتخابات. به راستی چرا عاقبت انتخابات افغانستان به چیزی غیر از اختلافات ختم نشد؟ قومگرایی، کم یا بیش در اکثر نقاط جهان وجود دارد. گرایشهای محلی و منطقهای در بسیاری از جاها جریان دارد. انتخابات که میشود همهی این گرایش را سرپوش میگذارد. رای جمعی سرنوشت حکومت و دولت بعدی را تعیین میکند.
ما در این سالهای سرنوشت ساز، دموکراسی را خوب تمرین و تجربه کردیم. آزادی بیان، نقد همدیگر، نقدپذیری و تحمل اندیشه و فکر مخالف، آزادیهای زنان، آزادی سیاسی و… دستآوردهای ارزشمند این سالهاست. میدانم که شهید دادیم. میدانم که تابوت بر دوش کشیدیم. میدانم که چشم طالبان جز ابروی پاکستان چیز دیگری ندید. کشت و درید و غارت کرد. اما با همهی این احوال ما ثابت کردیم ملتی هستیم که شایستگی آزادی را دارد. ثابت کردیم که لیاقت تحول و تغییر را داریم.
اما انتخابات ریاست جمهوری، این حادثهی تلخ و بویناک چیز دیگری را نشان میدهد. کم کم شیرینی آن همه تحول و تغییر را در کام ما تلخ میکند.
من میگویم که سیاهی انتخابات گناه ما نیست. این گناه کبیره را در نامهی اعمال مردم نباید نوشت. این گناه ما نیست که انتخابات تبدیل به یک بازی کثیف و بیشرمانه شده است.
مسئول درجهیک این کثافتکاری، آقای کرزی است. کرزی اگر در طول سیزده سال گذشته میخواست، میتوانست یک تشکیلات ملی برای برگزاری انتخابات ایجاد کند. کرزی اگر میخواست، میتوانست انتخابات را به صورت یک پروژه ملی طراحی کند تا از گرایشهای تند و تلخ قومی در امان بماند.
کرزی اما سالهای سال، با تقلب حکومت کرد و در آخر کار نیز میخواست که با همان تقلب حکومت آینده را نیز از آن خود کند.
لعنت بر کرزی که دزد دموکراسی و قاتل عزت و غرور مردم ماست.
