دشمن اشتباهی – 61

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش شصت و یکم

7

بازگشت طالبان

در ماه جون، نیروهای ایتلاف هر روز در جایی در یکی از پنج ولایت جنوبی افغانستان با طالبان درگیر می‌شدند. طالبان شش هزار جنگ‌جو را در جنوب به جنگ وارد کرده بودند. در آن زمان،‌ شمار نیروهای ائتلاف در جنوب نیز به همین تعداد می‌رسیدند. با آن‌که در هر جنگ تعداد طالبان متحمل تلفات سنگین می‌شدند، به نظر نمی‌رسید که آنان رام شدنی باشند. سربازان نیروهای ویژه‌ی ایالات متحده و ناتو گزارش دادند که جنگ‌جویان بیش از پیش جوان‌تر، دلیرتر و وفق‌پذیرتر‌ اند.[1] نیروهای تقویتی در حال رسیدن بودند. گزارش‌ها از پاکستان حکایت از آن داشت که صدها مدرسه در مناطق مرزی پاکستان خالی و شاگردان برای جهاد در افغانستان فرستاده شده‌اند. شماری از باشندگان مناطق جنوب افغانستان نیز به طالبان پیوستند و بعضی وقت‌ها به حیث پیش‌آهنگ‌ و راهنمای نیمه‌وقت کار می‌کردند. باشندگان روستاها به آنان سرپناه و کمک فراهم می‌کردند.

مردم خوش‌بینی‌شان را از دست داده بودند. یکی از مجاهدین پیشین و زمین‌دار در پنجوایی به من گفت: «برای ما‌ه‌ها ما به حکومت گفتیم که وضعیت خراب است،‌ طالبان می‌آیند و مردم را می‌کشند و اگر تعداد آنان خیلی زیاد شود، وضعیت بسیار دشوار می‌شود.» به دلیل ترس از مجازات،‌ او از من خواست که نامش گرفته نشود. پیش از این زمان، طالبان در منطقه‌ی او قدرت‌مند بودند و دیدن او در حال صحبت با خارجی‌ها خطرناک بود. در آن وقت‌ها،‌ طالبان رسانه‌های بین‌المللی را در انترنت بررسی می‌کردند. این زمین‌دار فقط به این خاطر که یکی از دوستان مشترک ما از او خواسته بود، به محل اقامتم به دیدارم آمد.

این مرد مانند تعداد زیادی از روستاییان، زمینش را ترک کرده و خانواده‌اش را به شهر آورده بود. او گفت: «اگر حکومت هم‌چنان در خواب بماند،‌ طالبان می‌توانند به شهر وارد شوند.» او اعضای طالبان را که در شهر می‌گشتند،‌ دیده بود. او اضافه کرد: «فکر نمی‌کنم که اکنون حکومت بتواند اوضاع را تغییر دهد.»

 دیوید فرسر ( Brigadier General David Fraser، جنرال کانادایی که فرماندهی نیروها در جنوب افغانستان را به عهده داشت،‌ این تهدید را دست‌کم گرفت. در ماه جون سال 2006 او در مرکز فرماندهی‌اش در میدان هوایی قندهار به من گفت: «طالبان این توانایی را که با مردم روستاها و شهرک‌ها قاتی شوند، دارند- اما آنان ابرستاره‌های که مردم تصور می‌کنند،‌ نیستند. طالبان جنگ‌جویان ماهری اند،‌اما می‌توان شکست‌شان داد.»

در جریان سال 2006، نیروهای ناتو به دنبال شورش طالبان در حرکت بودند و از کنترول آنان عاجز. کانادا 2200 سرباز گسیل داشت تا مسئولیت امنیتی ولایت قندهار را به دوش بگیرند، اما برای راه‌اندازی یک عملیات پاک‌سازی مجبور شد تعدادی از آنان را به هلمند بفرستد. کلونل ایان هُپ، فرمانده کانادایی نیروها در قندهار، اعتراف کرد که نیروهای او خیلی کم و پراگنده‌اند. او گفت: «این اتفاق دوباره رخ نخواهد داد، برای مردم خطرناک است که اعتماد شان را بر ما از دست بدهند.»[2] اما اعتماد به شدت در حال فروکش بود.

در ماه آگست، طالبان یک قرارگاه مرکزی در پنجوایی ایجاد کردند و به شمول صدها مرد از هلمند و چند صد جنگ‌جو از پاکستان، یک هزار جنگ‌جو را گرد آوردند. فرمانده ارشد آنان، ملا عبدالرئوف،‌ با طعنه و شماتت به نظامیان امریکایی در مصاحبه‌اش با شبکه‌ی تلویزیونی الجزیره گفت: «قدرت امریکا کجاست؟ چرا  آنان نمی‌توانند طالبان و مجاهدین را در پناه‌گاه‌های شان دست‌گیر کنند؟» او پیش‌بینی کرد که مردم افغانستان، قدرت برتر امریکا را درهم خواهد شکست. «تاریخ این مردم پر از جهاد است. شما خواهید دید که این جهاد {امریکایی‌ها} را شکست خواهد داد.»[3] جنگ در حال در گرفتن بود،‌ اما او با تمام لاف‌های دلیری‌اش، پیش از شروع جنگ پس به پاکستان فرار کرد.[4]

برای هفته‌ها، شهر قندهار پر از شایعه‌هایی بود که طالبان بر شهر حمله خواهند کرد. مقام‌های دولتی، بزرگان قبایل و مردم را جمع کرده و از آنان خواسته بودند که در برابر حمله‌ی مقاومت کنند. اما مردم افغانستان یاد گرفته بودند که چطور خود را زنده نگهدارند. شمار زیادی از مردم ولسوالی‌های شان را به مقصد شهر ترک می‌کردند تا در امنیت باشند و بازرگانان پیش از پیش با طالبان تماس گرفته بودند تا اطمینان یابند که اگر شورشیان بر شهر حمله کردند، کالا و مواد تجارتی آنان محفوظ بماند.

این وضع تا 2 سپتامبر 2006 ادامه داشت. در این هنگام،‌ ناتو یک نیرو برای آغاز عملیات میدوسا(Medosa Operation) فراهم کرد. فرمانده جدید کل نیروهای آیساف و 16000 نیروی قوی ناتو،‌ جنرال چهار ستاره‌ی بریتانیایی- دیوید ریچاردز- بود. او عزم راسخ داشت که به طالبان نشان دهد که درگیری با ناتو آسان نیست. او بعدتر به من گفت: «ما باید نشان می‌دادیم که ناتو می‌تواند جنگ کند. ما شمار زیادی از شورشیان را کشتیم و به این کار خویش ادامه می‌دهیم- از بعضی جهات این کار غمگین‌کننده است. اما هرگاهی که من با بزرگان گفت‌وگو داشته باشم،‌ این چیزی‌ست که اکنون آنان اول‌تر از همه، از ما می‌خواهند و به دنبال آن باید اوضاع به شکل درست بهبود یابد.» او اظهار داشت که هفتاد درصد مردم افغانستان بر سر مرز نشسته‌اند، نه با طالبان‌اند و نه میل دارند از حکومت حمایت کنند. «در شرایط کنونی، تمرکز اصلی من نیز بر آنان است. بهبود قابل ملاحظه‌ای در امنیت، حکومت‌داری، ‌بازسازی و انکشاف باید در جنوب رخ‌نما گردد تا ما بتوانیم این 70 درصد را متقاعد کنیم که ما برنده خواهیم بود.»

ادامه دارد…


[1] مصاحبه با یک دپلومات غربی، کندهار، می 2006.

[2]کارلتا گال، «همزمان با کاهش مأموریت امریکا در افغانستان،‌ حمله‌های طالبان کاهش یافته است،» نیویارک تایمز،‌6 جون 2006. لینک گزارش: http://www.nytimes.com/2006/06/11/world/asia/11afghan.html.

[3]رییس متهور دفتر الجزیره در افغانستان،‌ سمیر علوی، یک ژورنالیست فلسطینی بود که یک تکسی گرفت و به پنجوایی در جستجوی طالبان رفت.  این مصاحبه‌ توسط الجزیره به تاریخ 27 آگست 2006 در پنجوایی ثبت شده بود و من در ماه سپتمبر 2006 در کابل آن را تماشا کردم. ‌

[4]مصاحبه با مقام نظامی کانادایی، پشمول،‌ افغانستان، 22 سپتمبر 2006. این ملا عبدالرئو گفت که او از اسپین بولدک است. او ارتباطی با عبدالرئوف کجکی نداشت.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه