در برابرِ بدي
بدی سراسر لحظات زندگی ما را تسخیر کرده است. نه در قلمرو ِشخصي دست از سرِ ما بر ميدارد و نه در قلمروِ عمومي فرصتِ خنديدن و نفس كشيدن باقي است. لحظهای اندک برای خودمان باقی نگذاشته. اما باید با آن جنگید و دست و پنجه نرم كرد، آن گونه كه ديگر جوامعِ با آن ميجنگند. ترس از بدي وضعيت را بدتر ميكند. سالها سرسپردگي و ترس از آن ره به جايي نبرده است و نميبرد. در برابرِ بدي نبايد مسلمان بود و راهِ تسليمِ مطلق پيشه كرد. شرك، رهايي از زندانِ بديِ مطلقي است كه در تن پوشِ معنويت، بديهايش را پنهان ميدارد. كفر ورزيدن در برابرِ بدي دير يا زود راهي را به سوي بهشتِ رستگاري خواهد گشود.
