عبدالله؛ از آرمان تا واقعیت
اکثر کسانی که در دو دور انتخابات ریاست جمهوری به دکتر عبدالله عبدالله رأی دادند، آرمانشان این بود که با پیروزی وی، سنت سنگشدهی قبیلهسالاری در افغانستان از هم بپاشد و راه برای پیروزی دموکراسی و شایستهسالاری هموار گردد. اما عبدالله که امروزه در کنفرانسهای مطبوعاتی ظاهر میگردد، قبیلهسالارتر از یون و احدی عمل میکند و چنان به ارزشهای قبیلهیی حرمت میگذارد که پیامدی جز تحکیم قدرت قبیله، در پی ندارد. نمیگویم با عبدالله مقاطعه کنیم، بل میخواهم پیشنهاد کنم بیایید عالیجناب را بفهمانیم ما به خاطر چیزهای دیگری حمایتت کردیم. بیایید برایش بفهمانیم که تو با حمایت گل آغا شیرزوی و جمیل کرزی و محمود کرزی بدینجا نرسیدهای، بل با حمایت مردمی، بزرگ شدهایی که ترا تجسم شایستهسالاری میدانستند، نه قبیلهسالاری.
من طرفدار نقد بنیادین انحرافات عبدالله عبدالله هستم. پیشنهاد میکنم بیایید با نقد رادیکال و بنیادین کارنامههای عبدالله در دودور انتخابات، از رأی مان پاسداری کنیم. پاسداری از رأی تنها اعتراض در برابر تقلبهای گستردهی انتخاباتی را نمیگوید، بل شامل نقد کسی نیز میشود که بر خلاف آرمانهای رأیدهندگاناش عمل کند. تنها کمیسیون، متقلب نیست، بل کسی که از آدرس شایستهسالاری رأی گرفته و حالا اکت و ادای وفاداری به قبیلهسالاری را در میآورد، نیز متقلب است. یکی رأی جعلی به صندوقها ریخته، و دیگری چهرة تقلبی از خود به نمایش گذاشته است.
