دشمن اشتباهی – 58

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش پنجاه و هشتم

7

بازگشت طالبان

سربازان بریتانیایی در تابستان آن سال به کجکی رسیدند. اما به جز دفاع از بند و قرارگاه نزدیک آن، کار دیگری نتوانستند. در تمام مناطق شمال هلمند، سربازان بریتانیایی در قرارگاه‌های موقتی که اکثر خانه‌های شخصی بودند در گرمای جهنمی هلمند، در جنگ با موج حمله‌های طالبان گیر مانده بودند. آنان در طول تابستان با طالبان جنگیدند و با کمبود مواد غذایی و مهمات مواجه شدند. در زیر تیرباران سنگین دشمن،‌ هلیکوپترها تلاش می‌کردند که برای آنان مهمات و غذا برسانند. بعضی وقت‌ها ساعت‌ها منتظر می‌ماندند که ساحه از وجود زخمی‌ها تخلیه گردد و به دلیل تأخیر، تعدادی از سربازان جان شان را از دست می‌دادند. تا ماه سپتامبر، آنان 33 تن را از دست دادند. برای مردم بریتانیا که توقع داشتند مأموریت آنان در افغانستان بر توسعه و بازسازی متمرکز باشد، این تعداد تلفات تکان دهنده بود.

این پالیسی که از سربازان بریتانیایی برای حفاظت از مواضع دولتی در این شهرک‌ها و محله‌های کوچک استفاده گردد، مصیبت‌بار بود. بدون حضور سربازان کافی برای گزمه و جنگ برای بیرون راندن طالبان، آنان در داخل خانه‌هایی که به حیث قرارگاه استفاده می‌کردند گیر ‌مانده و فقط از خود دفاع می‌کردند. وقتی آنان خواستار حمله‌های هوایی و موشکی می‌شدند، شهرک‌ها و محله‌های اطراف شان ویران می‌گردید. نوزاد، موسی‌قلعه، سنگین و کجکی و همچنان ولسوالی‌های جنوبی گرمسیر و نوا پس از فرار کردن باشندگان شان، به شهرهای ارواح تبدیل شده بودند و سربازان ناتو و طالبان بالای ویرانه‌های آن‌ها شب روز در برابر هم می‌جنگیدند.

رییس جمهور کرزی برای مبارزه با شورش و حفظ حمایت مردم از حکومتش، کار اندکی انجام داد. او بیش از اندازه به شهرت خود اتکا کرد. کرزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004، رای قابل ملاحظه‌ای به دست آورده بود. هم‌چنان، مقام‌های حکومتش، برای او درست کار نکردند. تعداد زیادی از تحلیل‌گران، کرزی را در انتخاب شیرمحمد آخوندزاده و مسئولان امنیتی ولایت هلمند، نکوهش می‌کردند. این مقام‌ها با آشوب و سؤ اداره،‌ بسیاری از مردم را از حکومت روگردان ساختند. برادر ناتنی کرزی، احمدولی کرزی، که به حیث نماینده‌ی رییس جمهور در جنوب کار می‌کرد و از نفوذ گسترده‌اش در تعیین مقام‌ها و برکنار کردن مخالفانش کار می‌گرفت، نیز، باعث ناراضی شدن تعداد زیادی گردیده بود. حکومت باید در جلب حمایت مردم، مقابله با تبلیغات طالبان و گوش دادن به رنج‌های مردم، مانند طالبان سعی و پشت‌کار می‌داشت. مهم‌تر از همه، حکومت باید در برابر طالبان نیروی دفاعی قوی می‌داشت. به جای آن، کرزی به سربازان خارجی رو کرد تا وظیفه‌ی حکومتش را انجام دهد و این اشتباهی مرگ‌بار بود.  استفاده از سربازان خارجی برای دفاع از مرکزهای ولسوالی‌ها و حضور کمرنگ و نامناسب نیروهای محلی، استفاده از ابزار نادرست برای این کار بود.

در جریان بهار و تابستان سال 2006، هزارها جنگ‌جوی طالبان با سلاح‌های شان به جنوب و شرق افغانستان نفوذ کردند. طالبان تغییر شکل یافته بودند. تا آن زمان، آنان یک لشکر چریکی بودند. اما اکنون طالبان برای رسیدن به خواست بلندپروازانه‌ی شان که کنترول جنوب افغانستان بود، می‌جنگیدند و می‌خواستند از گسترش حضور صلح‌بانان ناتو در قلمرو سنتی شان جلوگیری کنند. ملا دادالله مغز متفکر این حمله‌ها بود. او از دو سوی مرز، هزارها افغان را برای جنگ استخدام  و با رهبران نظامی القاعده و پاکستان دیدار کرده بود. او در سال‌های 2005 و 2006 چندین بار به وزیرستان شمالی و جنوبی سفر کرد تا افراد، مواد انفجاری و آموزگاران نظامی بیش‌تر جمع‌آوری کند.[1]

در ماه سپتامبر گذشته، وزیر دفاع ایالات متحده، دونالد رامسفلد، خروج سه هزار سرباز امریکایی را از افغانستان اعلان کرده بود. این سربازان برای جنگ عراق که نیروی انسانی بیش‌تری می‌خواست، نیاز شده بود. این سربازان از افغانستان بیرون نشدند،‌ چون نیاز به سربازان بیش‌تر در شرق افغانستان در حال افزایش بود. با آنهم، این اعلام نشانه‌ای از کاهش تعهدات امریکا دانسته می‌شد. این پیام به مردم افغانستان که در دهه‌ی 1990، پس از بیرون شدن سربازان شوروی، تنها گذاشته شده بودند و به ویژه به مردمی که در  جنوب افغانستان زندگی می‌کردند،  هشدار می‌داد که ایالات متحده در رابطه به مبارزه با شورش مجدد طالبان جدی نیست. این اعلام، محاسبه‌های پاکستان را نیز متأثر ساخت. نظامیان پاکستان به این نتیجه رسیده بودند که ایالات متحده نمی‌تواند دو جنگ علیه تروریزم را همزمان به راه بیندازد و برای پیش‌برد جنگ در عراق، تمام سربازانش از افغانستان را بیرون خواهد کشید.[2]  پاکستان از این‌که نیروهای ایالات متحده را در حال ترک کمربند جنوبی پشتون‌نشین ببیند، خوش‌حال بود. پاکستان این مناطق را حیاط خلوت خود می‌دانست. با این وجود، ناتو در ماه دسامبر اعلان کرد که سربازان حافظ صلح را در جنوب افغانستان افزایش می‌دهد. شش هزار سرباز بریتانیایی، کانادایی، آلمانی و دیگر کشورها به زودی در جنوب افغانستان رسیدند.

اعزام این سربازان به آی‌اس‌آی فرصت داد که بر سر راه آنان قالین سرخ فرش کند و طالبان را وادار کند که از سربازان ناآشنا با محیط، چگونه استقبال کنند. این سازمان استخباراتی محاسبه کرده بود که اکنون زمان آن است که طالبان برای به دست آوردن کنترول جنوب افغانستان حمله‌های ناگهانی شان را آغاز کنند.

کرزی و مقام‌های امنیتی‌اش تلاش کردند که این توفان درحال آمدن را خنثا سازند. در ماه فبروری، کرزی به اسلام‌آباد سفر کرد و در آن‌جا با جنرال پرویز مشرف و نخست وزیر شوکت عزیز، دیدار و در کالج ملی دفاعی پاکستان سخنرانی کرد. رییس جمهور افغانستان تلاش کرد پاکستان را متقاعد کند که دیگر از طالبان پشتیبانی نکند. کرزی به آن‌ها گفت که حکومت طالبان بار دوش پاکستان بود و حکومت جدید او برای همسایه‌اش فرصت‌های تجارتی فراهم می‌کند. صادرات پاکستان در زمان طالبان، به 25 ملیون دالر می‌رسید، اما از زمان سرنگونی طالبان تا آن زمان، صادرات پاکستان به 1.2 بلیون دالر رسیده بود. او هشدار داد که تقویت تندروی و آموزش دادن طالبان فقط به پاکستان آسیب خواهد رساند. او استدلال کرد: «اگر کسی فکر می‌کند که او می‌تواند یک مار را پرورش دهد تا کس دیگری را نیش بزند، او باید بداند که این مار ممکن است هر لحظه، پرورش‌دهنده‌اش را بگزد. تروریزم مانند این مثال است و دوست هیچ‌کس نیست.»[3] او رییس استخباراتش، رییس امنیت ملی، امرالله صالح را نیز با خود برد تا با مشرف دیدار کند. آنان دوسیه‌ا‌ی اعضای القاعده و طالبان را که در جنگ افغانستان فعال بودند، به شمول جزییات محل بودوباش آنان در پاکستان به مشرف سپردند. دو تا سه صحفه‌ی اول این دوسیه، درباره اطلاعات استخباراتی که عوامل القاعده در خانه‌های امن در منسیهره (Mansehra) پنهان‌اند، جزییات ارایه می‌کرد. منسیهره یک ناحیه‌ی تپه تپه در شمال پایتخت پاکستان و هم‌جوار با شهرک‌های هریپور و ایبت‌آباد است.

ادامه دارد…


[1] مصاحبه با یک خبرنگار از وزیرستان جنوبی که به شرط افشا نشدن نامش با من صحبت کرد. هم‌چنان شما می‌توانید به کتاب سید سلیم شهزاد، درون القاعده و طالبان: فراتر از بن لادن و یازده سپتمبر مراجعه کنید. عنوان اصلی کتاب:

Syed SaleemShahzad, Inside Al-Qaeda and the Taliban: Beyond Bin Laden and

9/11 (London: Pluto Press, 2011), p. 24.

[2]مصاحبه با دیپلومات امریکایی،‌ واشنگتن دی.سی،‌ جون 2012. این دیپلومات به خاطر پیروی از اصول دیپلوماتیک به شرط افشا نشدن نامش صحبت کرد.

[3]گزارش خود کرزی از ملاقاتش در جریان یک کنفرانس خبری پس از برگشتش از اسلام‌آباد  به تاریخ 18 فبروری 2006.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه