از مدتیست که نمایندهگان ستادها روی ایجاد «حکومت وحدت» ملی بحث مینمایند.
روز نخست: ما روی تعریف «وحدت ملی» کار کردیم.
تبصره: اگر نمایندهگان ستادها تعریف وحدت ملی را نهایی سازند تاریخ سیاسی افغانستان را رقم خواهند زد و جهان اولین تجربه تعریف وحدت ملی را در افغانستان گواه خواهد بود. دیگر اینکه این نمایندهگان با کدام بار مشروع حقوقی دست به چنین شهکاری میزنند؟
روز دوم: ما روی ساختار «نظام سیاسی» کار کردیم.
تبصره: آیا تشخیص و تعیین ساختار نظام سیاسی کار چهل تن از نمایندهگان ستادهای انتخاباتی است؟ به باور این قلم حتا لویه جرگه نباید دست به چنین کاری بزند. فقط ریفریندوم صلاحیت چنین کاری را دارد. از تجربه ترکیه باید آموخت!
روز سوم: ما روی صلاحیتهای رییس جمهور و رییس اجراییه بحث داشتیم.
تبصره: هیچ نهادی بهنام رییس اجراییه با قوانین امروزی افغانستان سازگار نیست. مگر چگونه ممکن است که شما روی صلاحیتهای رییس جمهور تصمیم میگیرید؟
به باور این قلم این چهل تن خانمها و آقایان بایست روی نکات زیر کار نمایند:
– زمینهسازی ذهنیت سیاسی برای ریفرمهای حقوقی. این اصل پیششرط مهم برای همه برنامههای جاری در کشور است.
– ایجاد میکانیسمهای گرایش برای پذیرش اصلاحات از سوی نهادهای حقوقی و سیاسی.
– مدیریت و سازماندهی گروههای تخنیکی، سیاسی و تخصصی کاری روی مفاهیم و اصطلاحات ملی و زمینهسازی برای همآهنگی آنها با فرهنگ سیاسی ملی و بینالمللی.
– طرح منشور همگرایی هر دو ستاد برای پذیرش اصلاحات حقوقی بهصورت قانونی و فرسایشی به عنوان اولویت کاری حکومت جدید.
من به عنوان متخصص علوم سیاسی دیدگاههایم را مطرح کردهام و حاضر به معاونت و همکاری برای بهبود وضعیت کنونی هستم. نقد من کاملاَ بر بنیاد اندوختههای تخصصی من است و هیچگونه مخالفت و یا همگرایی سیاسی با هیچ جانبی ندارد.
