دشمن اشتباهی – 57

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش پنجاه و هفتم

7

بازگشت طالبان

طالبان در موعظه و تبلیغ مهارت قوی داشتند و به طور غریزی می‌فهمیدند که چگونه در دل مردان پشتون نفوذ کنند. آنان از ماه‌ها بدین‌سو، راه شان را در سراسر جنوب افغانستان با پخش آگهی‌ها از جانب «امارت اسلامی طالبان» در مسجدها و بازارها هموار کرده بودند. در این آگهی آنان تذکر می‌‌دادند که جهاد وظیفه‌ی هر مسلمان است و خارجی با نیت‌های شیطانی می‌آیند و مردم را با وعده‌ی کمک فریب می‌دهند. آنان به هر طریق ممکن با دولت مخالفت می‌کردند: از مردم می‌خواستند که کودکان‌شان را به مکتب نفرستند و کوکنار بکارند و کارمندان دولت و هم‌کاران حکومت را تهدید به سر بریدن می‌کردند.[1]

فرماندهان طالبان در کجکی بر عملی ساختن همان پیام تأکید داشتند. آنان از روستاییان می‌خواستند که تریاک بکارند و پول به دست بیاورند. اما هشدار می‌دادند که خارجی‌ها آمده و کشت‌زارهای شان را ویران خواهند کرد. آنان به مردم دهکده‌ها می‌گفتند که ایالات متحده برای کمک نیامده است، کافران با اهداف شوم آمده‌اند تا کشور را اشغال کنند. این بحث و استدلال آنان، بهره‌برداری از بی‌اعتمادی تاریخی مردم افغانستان نسبت به مهاجمان خارجی بود. خاطرات اشغال شوروی که هر خانواده‌ی افغانستانی را متأثر کرده بود، هنوز زنده بود و سه جنگ با ارتش امپراتوری بریتانیا در افسانه‌های مردمی هنوز زنده است. اکثر مردم در جنوب افغانستان، ادعا دارند که در برابر بریتانیایی‌ها جنگیده است.[2]

رازق می‌دانست که این چیزها، مانع مستقیم در برابر حکومت است. اما نیروی پولیس او خیلی کوچک‌تر از آن بود که بتواند با آن افراد برخورد کند و احتمال این‌که نیروی قوی‌تری به کجکی برسد، اندک بود. به جای آن، برای مقابله با تبلیغات طالبان، او 450 ملا و بزرگ قبیله‌ای را از اطراف ولسوالی جمع کرد که در برابر اعلام جهاد طالبان، بایستند. جهاد مبارزه‌ای برای اسلام و وظیفه‌ی تمام مسلمانان است. اما بر اساس رواج‌ها و سنت‌های مردم افغانستان،‌ جهاد باید توسط یک رهبر مذهبی اعلان شود و فقط در برابر حکومتی اعلان می‌شود که غیراسلامی پنداشته شود. این جمع چهره‌های مذهبی، ده سخن‌گو انتخاب کردند. آنان اعلان کردند که حکومت کرزی مشروع و اسلامی است و جهاد در برابر آن جواز ندارد. رازق از والی و حکومت مرکزی خواست که این پیام را تقویه کند،‌اما هرگز پاسخی نگرفت. طالبان در عین زمان، به کاروزار پرخاش‌جویانه‌ی شان ادامه دادند. آنان با پشت‌کار به هر مسجد و هر دهکده‌ای سفر می‌کردند. آنان طوری برخورد را شروع کردند که گویا حکمرانان حق به جانب مملکت هستند و هر جا که می‌رفتند با خود سلاح می‌بردند، حتا در مسجد.

عبدالرازق تا حدی توانش بین مردم رفت تا پیامش را بگوید. او گفت: «من به آنان {مردم} گفتم که کجکی مثل یک باغ است. شما باید جلو کسانی را که به منظور ویران کردن آن وارد می‌شوند، را بگیرید.» او نشست دیگری را نیز برگزار کرد که در آن دو هزار تن از بزرگان قبیله‌ها جمع شدند و از آنان وعده‌ی حمایت گرفت. اما وقتی ضعف حکومت آشکار شد، این حمایت از دست رفت. نیروی تازه نفس برای تقویه‌ی پولیس، هرگز به کجکی نرسید. ولسوال خیلی کم پول شد و مجبور گردید که از مردم مرکز ولسوالی پول قرض بگیرد. در این هنگام، طالبان ماین‌گذاری جاده‌ها را آغاز کردند. رازق و افرادش چند ماین آنان را خنثا کردند. اما یکی از این ماین‌ها، موتر او را یک مایل دورتر از قرارگاهش منفجر کرد. هیچ‌کسی از آن آسیب ندید، اما، رازق با تأسف گفت که این نشانه‌ی ضعیف شدن حمایت مردم از اوست. او به من گفت: «من خیلی ضعیف بودم که نتوانستم کشف کنم که در یک و نیم کیلومتری من ماین جاگذاری شده است.» به تدریج،‌ روستاها برای او و افرادش، نامصئون‌تر شد.

در ماه می 2006، طالبان یک سلسله حمله‌های دیگر را در شمال هلمند راه انداختند، این بار شمار بزرگ افراد قبایل را با خود داشتند. آنان پولیس را در محاصره گرفتند و تهدید کردند که چندین شهرک را به تصرف شان خواهند آورد. سربازان بریتانیایی تازه در حال گسیل شدن به هلمند بودند. برنامه آن بود که این سربازان مأموریت حفظ صلح را داشته باشند، اما بعد از چند روز، والی هلمند، محمد داوود، از آنان خواست که از افتادن مناطق شمالی هلمند به دست طالبان جلوگیری کنند. سربازان بریتانیایی به ولسوالی‌های نوزاد، سنگین و موسی‌قلعه فرستاده شدند تا خطوط دفاعی پولیس را تقویه کنند. این سربازان خود را در جنگ با چندین حمله‌ی طالبان در روز یافتند.

در اوایل ماه جون، طالبان به کجکی حمله کردند. ارتش افغانستان و مشاوران آن‌ها، آن‌جا را ترک کرده بودند. رازق با پنجاه پولیس‌اش تنها مانده بودند. آنان که برای مدت درازی ارتباط شان قطع شده بود، مهمات و مواد غذایی شان کم مانده بود. آنان با استفاده از بسکویت‌های که حکومت هند برای شاگردان مکاتب فرستاده بود، خود را زنده نگهداشته بودند. یک گروه پنجاه نفری طالبان پیشروی کردند و در فاصله‌ی نیم مایلی شمالِ بند کجکی موضع گرفتند. در عین زمان، گروه دیگری از طرف جنوب پیشروی کردند و قرارگاه رازق را با خمپاره کوبیدن گرفتند. رازق به من گفت: «ما کاملا توسط دشمن محاصره شده بودیم. وضعیت بسیار دشوار بود و ما حتا نمی‌توانستیم سر خود را بلند کنیم.» نیروهای طالبان که به گفته‌ی او شامل جنگ‌جویان خارجی نیز می‌شدند، تلاش کردند که بند آب را به چنگ آورند. تصرف چنین منبع اقتصادی مهم، ویران کردن آن یا قطع کردن برق جنوب افغانستان، برای حکومت کرزی و نیروهای ناتو، می‌توانست فاجعه‌ی سیاسی و اقتصادی تلقی گردد. رازق گفت: «آنان خیلی نزدیک آمده بودند.»

ادامه دارد…


[1] یک برگه‌ی تبلیغاتی طالبان که در ماه فبروری سال 2006 از مسجدی در زنگ‌آباد به دست آمده بود و به من نشان داده شد. در آن چنین نوشته شده بود:

اطلاعیه‌ی امارت اسلامی طالبان

پیام ما به تمام برادر مسلمان:

امروز بر تمام مردان و زنان مسلمان جهاد واجب است؛ این جهاد بر خود شان، دارایی شان و فرزندان شان واجب است. کافران به کشور ما آمدند که اسلام را ویران کنند. اگر شما خود را مسلمان می‌دانید، بیایید و برای اسلام کار کنید.

وقتی که کافران به شما می‌گویند آنان برای کمک آمده اند، آنان دروغ می‌گویند. یقین داشته باشید که آنان هیچ‌گاهی درباره‌ی آنچه می‌گویند صادق نیستند. هرگز حرف آنان را باور نکنید. آنان اولاد شیطان‌اند. اگر کسی به هر طریقی آنان را کمک کند، او نیز کافر است و به او جزای مرگ داده خواهد شد. خیلی زود دست از پشتیبانی از حکومت بردارید. اگر کسی دست از حمایت بر ندارد، طبق قانون شریعت جزا داده می‌شود.

به مکتب نروید. اگر کسی به مکتب برود، طبق شریعت به جزا محکوم خواهد شد. اگر کسی ریش خود را بتراشد ویا از آنچه در قانون شریعت گفته شده، کوتاه‌تر کند و یا اگر کسی به سگ جنگی برود ویا راننده‌ای مردم را به سگ جنگی ببرد، آنان به جزای سنگینی محکوم خواهند شد.

شما باید تریاک بکارید؛ این کار جهاد علیه کافران است و اطمینان داشته باشید که هیچ‌کسی کشت‌زارهای تریاک شما را از بین برده نمی‌تواند.

کارمندان دولت باید سر برنده شوند و دارایی آنان به غنیمت گرفته شود.

[2]سه جنگ افغانستان-انگلیس بین سال‌های 1839-1842، 1878-1880 و 1919 رخ داد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
2 دیدگاه