طالبان برای آتشبس سهروزه در روزهای عید پیشگام شدند. این گروه گفته که براساس دستور رهبری این گروه در سه روز عید فطر آتشبس اعلام میکند. در اعلامیهی طالبان آمده است که این آتشبس برقرار شده تا مردم عید را با آرامی و اطمینان خاطر تجلیل کنند. حکومت افغانستان نیز از این آتشبس سهروزه استقبال کرده است. شورای عالی مصالحه ملی گفته امیدوار است که آتشبس ادامه پیدا کند. این آتشبس زمانی اعلام میشود که سراسر افغانستان را خشونت فراگرفته و جوی خون جاری است. دیروز بهدلیل یک حملهی خونبار در کابل که قربانیان همه کودکان بودند، در افغانستان روز ماتم ملی بود. رویدادی که جهان را تکان داد. حتا طالبان از نسبتدادن مسئولیت این حمله به این گروه، سراسیمه دستداشتن در آن را رد کردند. اما واقعیت این است که چه مستقیم یا غیرمستقیم مسبب اصلی خونهای ریختهی کودکان و جاریشدن جوی خون طالبان هستند. این وضعیت نتیجهی جنگطلبی و فصای جنگی است که طالبان بهوجود آوردهاند.
ترجیعبند اصلی اعلامیهی طالبان به مناسبت آتشبس سهروزه در روزهای عید آرامش خاطر مردم برای تجلیل از روزهای عید بهدور از خشونت و هراس است. واقع همین است که یک آرامش نسبی پس از روزها خشونت و جنگ برای مردم مایهی خوشحالی است. مردم افغانستان از جنگ خستهاند و اندک امیدواری برای پایان خشونت آنها را به وجد میآورد. اما شهروندان بیصبرانه منتظرند که تندادن طالبان به آتشبس دوامدار فتیلهی جنگ را خاموش کند. کاش طالبان به پیشنهاد حکومت افغانستان برای آتشبس در ماه رمضان پاسخ رد نمیدادند تا خونهای کمتری به زمین میریختند. براساس آموزههای اسلامی، رمضان ماهی است که در آن به امتناع از خشم و خشونت و خصومت توصیه شده است. اما شدت جنگی که در ماه رمضان امسال طالبان تحمیل کردند بیسابقه بود. جنگی که عملا حاصلی جز آوارگی هزاران خانواده و فراخشدن سینهی قبرستانها نداشت. آیا این گروه از خود پرسیده که نتیجهی یک ماه جنگ خونبار جز نفرت بیشتر مردم افغانستان از طالبان و ناامیدی جامعهی جهانی از این گروه حاصلی دیگری داشته است؟
درست است که همه طرفها از جمله شهروندان افغانستان از یک آتشبس سهروزه و کوتاهمدت استقبال و برای آتشبس و زندگی بهدور از خشونت لحظهشماری میکنند، اما هرگز این را به معنای اراده و نشانهی تغییر در دیدگاه طالبان نمیدانند. طالبان پس از عید بدون شک جنگ را آغاز و خشونتها را دوام خواهند داد. سال گذشته نیز طالبان در یک آتشبس سهروزه پیشگام شدند، اما پس از آن تا امروز به طبل جنگ کوبیده و به درخواستهای بینالمللی و تمنای مردم افغانستان برای قطع جنگ روی خوش نشان ندادهاند. پینشهاد دولت افغانستان معقول و منطقی است. اگر طالبان اراده برای پایانبخشیدن به جنگ دارند، راهش بازگشت به مذاکرات و تندادن به آتشبس دایمی است. یکی از جدیترین روندهای سیاسی و دیپلماتیک برای پایانبخشیدن به منازعهی کشور در طول چهار دههی گذشته روی میز قرار دارد. اگر طالبان دست از جنگ برندارند، این روند هدر خواهد رفت.
گروه طالبان دیگر طرفها را به شکست مذاکرات متهم میکند. اما واقعیت این است که اخلالگر اصلی در این روند طالبان بودهاند. کافی است که روند چندماههی مذاکرات بینالافغانی با طالبان مرور شود که چگونه دیگر طرفهای جنگ سعی کردهاند برخی از غیرمنطقیترین مطالبات این گروه را برآورده کرده و در مسیر دستیابی به توافق سیاسی برای پایاندادن به خشونت، سخاوت و نرمشهای فراوانی به خرج دادهاند، مثل آزادی پنجهزار زندانی، اما دریغ از یک گام طالبان. برعکس این گروه تمام سعی و مدارای دیگر طرفها را نشان ضعف دانسته و بر طبل بیشتر خشونت کوبیدهاند. کار طالبان در طول مذاکرات بینالافغانی چیزی جز بازی با مشت الفاظ نبوده است. اکنون نیز ترجیح طالبان جنگ است. پیام عیدی رهبر طالبان بهصورت روشن پیام ادامه جنگ را میرساند. با این رویکرد بعید است که روند مذاکرات نتیجه بدهد.
