در زمستان ۱۳۹۸ جاوید غرجستانی به ملاقات یکی از زندانیهای محبوس در زندان بامیان میرود. بهرغم فضای حاکم در محبسخانهها اما آن روز آقای غرجستانی زندانیهای زیادی را میبیند که از شور و اشتیاقشان به کتابخواندن حرف میزنند. از آنجایی که زندانیها به کتاب دسترسی ندارند غرجستانی تصمیم میگیرد به همراه دوستانش کتابخانهای را در محبس بامیان ایجاد کند. او بعد از تلاشهای زیاد و طیکردن مسیر پرپیچوخم موفق میشود کتابخانهای را در محبس بامیان ایجاد کند. دیروز برنامهی افتتاحیهی این کتابخانه برگزار شد و محبس بامیان حالا دارای بیشتر از هزار جلد کتاب شده است.
تلاشهای پیگیر برای تأسیس کتابخانه
جاوید غرجستانی، حبیبالله مهرابی، نجیبه نجوا و بقیه دوستانشان قبل از راهاندازی کارزار جمعآوری کتاب برای محبس بامیان میخواستند یک نهاد رسمی برای جمعآوری کتاب ایجاد کنند. اما قوانین دستوپاگیر و بروکراتیک ادارات و نبود هزینهی مالی برای تأسیس نهاد، باعث میشود غرجستانی و دوستانش از این کار منصرف شوند و در عوض آنها کارزار جمعآوری کتاب را راهاندازی میکنند. ولی بعد از جمعآوری نزدیک به ۲۰۰ جلد کتاب سروکله کرونا در افغانستان پیدا میشود و همهچیز تعطیل میشود. بعد از وقفهی چندماههی روند کارزار جمعآوری کتاب، دوستان غرجستانی دیگر آن جدیت سابق را ندارند و ظاهرا هرکس پی کار خودشان میروند. غرجستانی اما مدام به تأسیس این کتابخانه فکر میکند و در ماه اسد سال گذشته به کابل میآید تا کار نیمهتمام را به پایان برساند. او اینبار میخواهد بهجای جمعآوری کتاب، سراغ اشخاص (بهشمول وکلای مردم ولایت بامیان در پارلمان) و نهادهایی برود که هزینه خریدن هزار جلد کتاب را برایش پرداخت کند، اما جواب مثبت دریافت نمیکند. آقای غرجستانی بعد از تلاشهای فراوان با «نهاد خیریه عامد» تماس میگیرد و موفق میشود هزینه خرید این مقدار کتاب را دریافت کند.

بنیاد خیریه عامد در سال ۱۳۹۹ توسط جنرال مسلم عامد تأسیس شده است. هدف کلی از تأسیس این نهاد حمایت از اقشار آسیبپذیر و تلاش در عرصه آموزش و پرورش خوانده شده است. در اساسنامهی «نهاد خیریه عامد» آمده است «تلاش برای ارائه خدمات در عرصه تعلیم و تربیت جهت همکاری با معارف افغانستان هدف اصلی بنیاد خیریه میباشد.» همچنان، در ماده یازدهم اساسنامه این نهاد آمده «[بهدنبال] نهادینهسازی فرهنگ کتابخوانی و تشویق جامعه به تعلیم و تربیت از طریق برنامههای اجتماعی-فرهنگی و سمینارهای آموزشی است.»
کتابهایی برای زندانیان
مطابق به این گزارش دو مورد عمده در افغانستان وجود دارد: میزان مطالعه بسیار کم و وقوع جرم و جنایت بسیار زیاد. از اینرو، میتوان گفت به همان اندازه که زندانهای افغانستان شلوغ و پر از مجرم است اما کتابخانهها خلوت و کتابها بیخواننده میباشد. این واضح است که اصلاح یک جامعه از طریق آگاهی و دانش ممکن میشود. در جامعهای که در آن کتابها غریبترین چیز و کتابخانهها خلوت است میزان جرم و جنایت افزایش مییابد. از اینرو تأسیس کتابخانه در محبس بامیان همزمان با اینکه یک اقدام فرهنگی نیک است تلاش معنادار برای اصلاحکردن روح و روان آدمهای بزهکار نیز قلمداد شده میتواند. فعالان مدنی و مردم بامیان از این اقدام به خوبی استقبال کردهاند و میگویند با انجام فعالیتهایی از این دست امیدوارند جامعهشان پلههای پیشرفت و مدنیت را هرچه زودتر طی کند.

قرار است بهزودی اتاق جداگانه و مخصوص برای این کتابها ساخته شود تا زندانیها بتواند بهصورت منظم از آن استفاده کنند. گفته شده است که هر زندانیای که بتواند صد صفحه کتاب را در ده دقیقه تشریح کند شش روز از مدت حبس آن کاسته میشود.
غلامسخی حلامیس، نویسنده و کنشگر اجتماعی، در گفتوگو با اطلاعات روز در این زمینه میگوید «ایجاد کتابخانه در محبس ولایت بامیان میتواند در جهت اشاعه و نشر آگاهی در میان زندانیان این ولایت و همینطور جامعهی بامیان یک اقدامِ حیاتی و مهم تلقی شود.» آقای حلامیس علاوه میکند «از سوی دیگر، این کار میتواند در عرصهی کاهش جرم و آگاهی از قوانین کشور نیز مفید قلمداد شود. خیلی از جرایم از سوی افراد از سر ناآگاهی از قوانین اتفاق میافتد، ایجاد کتابخانه در محبس میتواند از تکرار جرایم توسط این افراد در آینده جلوگیری کند و جامعه را بهسوی سالمشدن هدایت کند. فقط از رهگذر مطالعه و کتابخوانی است که ما میتوانیم به آگاهی دست پیدا کنیم و با آگاهشدن خود دیگران را نیز آگاه بسازیم.» امیرجان کوثری، یکی از فعالان مدنی بامیان نیز در این زمینه به اطلاعات روز میگوید «موجودیت کتابخانه در محبس بامیان در حقیقت فراهمکردن زمینهی رشد، شکوفایی، بازتربیت و بازپروری، تغییر افکار و رفتار زندانیان است. از اینرو ایجاد کتابخانه در درون زندان اقدام نیک و درخور تحسین است.» حسنرضا خاوری، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در این مورد میگوید «در مناطق محروم، اولاً جرمها بسیار ساده و سطحی و بعضاً بیخود و ناق اتفاق میافتند. ثانیاً این جرمهای ساده و سطحی عمدتاً بر اثر فقدان آگاهیهای لازم و دشواریها و تلخیهای زندگی روی میدهند. نسبت به محرومیت پایدار و گستردهی مناطق مرکزی اما میزان جرایم بسیار پایین است.» آقای خاوری علاوه میکند «در زندان یک مسأله این است که زندانی به خاطر آشنایی با خلافکاران دیگر و به خاطر فراغت دنبال آموختن خلافها و جرمهای دیگر نرود. در این راستا، ترویج کتابخوانی کمک میکند که زندانی فراغت و مرارت حبس را به فرصت آموزش آگاهیها و مهارتهای خوب تبدیل کند. لذا تجهیز کتابخانه محبس یک اقدام بسیار نیک است. امید که کتابهایی مناسب و امکانات بهتر در اختیار زندانیان قرار داده شود.»
آقای غرجستانی میگوید «طبیعی است که وقتی بخواهیم از طریق کارزار کتاب جمعآوری کنیم، کتابهای خوب جمعآوری نتوانیم. چون عموما مردم کتابهایی را میدهند که زیاد قابلخواندن نیست و ارزشی چندان ندارد. اما از آنجایی که کتابهایی کتابخانه محبس بامیان خریداری شده است، اینگونه نیست. یعنی ما تلاش کردهایم بهترین کتابها را مطابق میزان آگاهی و ظرفیت زندانیها، و همینطور همان کتابهایی را که خود ما فکر کردیم برای زندانیها مفید است، بخریم.» غرجستانی در اخیر میگوید «ما فعلا یک نگرانی عمده داریم و آن هم نبود کتابدار است. استخدام کتابدار برای نگهداری کتابهای محبس بامیان نیاز به هزینه دارد. اگر کتابدار استخدام نشود واضح است که کتابها خراب میشود. ما تلاش میکنیم کتابدار استخدام کنیم، اما چیزی مشخص گفته نمیتوانیم.»
