چند رسانه… یکی دو حرف
خدایی که بگوییم، همین روزنامهی اطلاعات روز به یک رسانهی برتر و پیشگام و پرخواننده تبدیل شده است. روزنامهی جامعهی باز که بیخی صفش معلوم است و اگر تا این دم حداقلِ بیطرفی خود را حفظ کرده بود، با نوشتن سرمقالهی اخیر آقای سلطانی و «ضرورت نبش قبر» توسط آقای جوادی، دیگر آشکارا به یک رسانهی حزبی و شخصی ارتقا یافته است. رسانهکه بیخی معلوم است. حداقل، از اول هم یک رسانهی موضعدار بود و موضعگیریاش هم روشن. البته، زیاد هم ادعای نخبهگرایی، بیطرفی و استقلال مالی-سیاسی نکرده است. روی هشت صبح کم و بیش حساب میشد و همهی تحصیلکردگان و نویسندگان و تحلیلگران هر روز بلااستثنا نسخهی چاپی یا آنلاینِ هشت صبح را میخواندند؛ بهویژه آن روزهایی که تازه نام کشیده بود و اخگر مرحوم مدیرمسئول آن بود. اگرچند هشت صبحیها شاید تا هنوز هم ادعای بیطرفی و استقلال کامل داشته باشند؛ امّا در جریان کمپاینهای انتخاباتی پالیسی نشرانی روزنامه بهتدریج عدم بیطرفی خود را نشان داد. اگرچه جانبداریها و حمایتهای هشت صبح از تیم خاصی در سرمقاله بازتاب نیافته است؛ امّا در نوشتهها و یادداشتهای اعضای هیأت تحریر آن آشکار است. تقریباً اگر آن گزارشهای تحقیقی آقای رستمی نمیبودند، هشت صبح از مدتی بدینسو، در رقابت با روزنامههای نوپا، حرف خاص و متفاوتی برای گفتن نداشته است. وقتی از دید یک خوانندهی بیطرف به مطالب روزنامهی هشت صبح و اطلاعات روز نگاه میکنم، شخصاً در خیلی موارد اطلاعات روز را روزنامهی کاملتر و جذّابتر میبینم. صفحههای هاتف، ترجمهی مقالهها و نوشتههای روزنامههای بینالمللی، یادداشتهای خبرنگار ناراضی، گزارشهای بهموقع و گاهی هم نشر مقاله و نامههای بسیار جاندار و جدّی… همهی اینها نشانگر حرفهای شدن تیم اطلاعات روز اند.
به هر حال، شاید یگانه تفاوت هشت صبح و اطلاعات روز همین باشد که اولی نام و شهرت بیشتر دارد و از نظر مالی، پروژههای بسیار کلانی را به خود اختصاص داده است؛ امّا اطلاعات روز هنوز به آن درجه از شهرت نرسیده که بتواند حمایت سیاسی و مالی نهادهای بینالمللی را جلب کند. من باورمندم که اگر امکانات حداقل کمتر از هشت صبح در اطلاعات روز صرف گردد، این روزنامه به یکی از بهترینها در منطقه تبدیل خواهد شد، البته، حالا هم امیدوارم.
