مسلمانان توضیحالمسایلی
هر آنچه کلههای ما بهنام اسلام پر هست، توضیحالمسایل فلانی مرجع تقلید است. توضیحالمسایلی که یکهزار قصه برای آداب دستشویه رفتن دارد و هیچ سخنی هم فراتر از آن ندارد. مسلمان توضیحالمسایلی انسان خُردشده و تحقیرشدهای است که بعد از چهارده صد سال، تا هنوز هم نمیداند، چطور خودش را تخلیه کند. آن را باید از دینفروشی بهنام متخصص دین، یا مرجع تقلید بپرسد. مسلمان توضیحالمسایلی انسان سراپا تقلیدی که عقل و شعور و منطقش را تعطیل کرده و سرنوشت خودش را میمونوار بهدست دینفروشانی بهنام مرجع تقلید میسپارد. این مقلدان محترم هستند که سالهاست این مراجع تقلید را رنگارنگ سواری میدهند.
نه اینکه این دینفروشان سالها انسانهای بیعقل بادین را سوار شدهاند، بلکه این مراجع تقلید امروزها در ایران، مرکز شیعههای جهان، یکی از سرمایهدارترین و مرفهترین مردم این سرزمین هستند.
در کتابی خواندم، موقعی که قند از کشور بلژیک وارد ایران میشد، آخوندها رابطهیشان با رییس این شرکت بلژیکی خراب شد و فتوا دادند که قند چون از کشور کفر میآید، حرام است و شرکت بلژیکی چون نمیخواست بازار گرم فروشش در ایران را از دست بدهد، به نزد مراجع تقلید رفته و خمس و زکات قند را وعده نمود و بعد از آن مرجع تقلید فتوا داد که قند در صورتی حرام است که بدون تر کردن در دهان بگذارید. اگر اول در پیالهی چای داخل کرده و بعد بخورید، حرام نیست. بازار قند دوباره رونق گرفت و بعد هم دیده شد که پیروان یا مقلدان، قند را اول در چای داخل کرده و بعد میخوردند. به یاد شعر مولانای بزرگ افتادم که میگفت:
خلق را تقلیدشان برباد داد
ای دو صد لعنت به این تقلید باد
