Hashmat Radfar

اطلاعات روز

به آقای جان کری، وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا نامه نوشتم…

گپ‌های زیادی از آن‌چه مایه‌ی نگرانی مشترک ما و آن‌ها بوده است.

– از انتخابات، از رسوایی‌ها و مصیبت‌های ناشی از جانب‌داری افراد و نهاد‌هایی که نباید در انتخابات جانب‌داری می‌کردند، از این‌که امروزه تنها مرجع امید مردم افغانستان برای پایان این غایله‌ی رسوا و فساد‌اندود، ایفای نقش بی‌طرفانه، شفاف و مسئولانه‌ی جامعه‌ی جهانی می‌باشد…

– برایش نوشتم که جوانان زیادی مانند من در این کشور وجود داشته و دارند که بسیاری از آن‌ها نه فرصت و امکان دیدار و دست‌رسی به شما و نمایندگان کشورتان و نه هم تحصیل و آموزش در دانشگاه‌های غرب را د‌اشته‌اند؛ اما 14 سال گذشته را در سایه‌ی حضور سنگین نظامی و سیاسی شما برای تأمین و نهادینه‌سازی دموکراسی و ارزش‌های نوین شهروندی تلاش کرده‌اند. در رویا‌رویی با طالبان و طالبانیزم بیش‌تر از شما و از نزدیک قربانی داده‌اند و اما نه شما و نه هم طیف سیاسی و دولت افغانستان به این نسل نگاه واقع‌گرایانه‌ای ‌داشته‌اید. در حالی که طالبان و دیگر گروه‌های تندرو و بنیادگرا این نسل را نشانه رفته‌اند.

– نوشتم که برای فهم افغانستان به گفته‌های لابی‌گر‌های بیمار سرگردان در دهلیز‌های کانگرس و دیگر نهاد‌های تصمیم‌گیرنده در پیوند با قضایای افغانستان در کشورتان بسنده نکنید؛ زیرا همه‌ی آنان از یک قماش اند، از افغانستان و واقعیت‌های این کشور درک واقعی و تصویر حقیقی ندارند. آن‌چه به شما بیان می‌کنند، درک خشک و کتاب‌خانه‌ای از اوضاع این کشور است که با غرض و مرض‌های عصبیت‌آمیز عجین است.

– از تجربه‌ی 8 ماه کارم در چارچوب کمیسیون انتخابات نوشتم و این‌که در همین مدت نتوانستم بی‌طرفی و عمل‌کرد غیر‌جانب‌دارانه‌ی این کمیسیون یا هم به رسمیت شناخته شدن استقلال این نهاد از سوی بلند‌پایگان نظام افغانستان را باور کنم.

– نوشتم که در صورت پیروزی هریک از دو کاندیدای رقیب در دور دوم انتخابات، چه سرنوشتی در انتظار دموکراسی نوپا و ثبات نیم‌بند کنونی در این کشور خواهد بود.

– و در فرجام نوشتم، در حال حاضر دست‌کم در کوتاه‌مدت، بهترین گزینه برای حکومت 5 سال آینده‌، همین حکومت وحدت ملی یا هر‌نوع ساختار مشارکتی دیگر که هر‌دو تیم و طرف‌داران آن‌ها خود را در آن ببینند، می‌باشد. آن‌چه به نظر من به قطعیت رسیده است، این‌که با توجه به تنوع ساختاری جامعه و دیگر ویژگی‌های افغانستان، نظام ریاستی کنونی کارآیی خود را از دست داده و باید نظام صدارتی که تقسیم معنادار قدرت میان مجموعه‌های بشری متنوع افغانستان در وجود آن متصور باشد، جا‌گزین شود‌ و در دراز مدت تن دادن به نوعی ساختار فدرال می‌تواند گزینه‌ای از سر ناگزیری برای جلوگیری از تجزیه‌ی افغانستان باشد. حل معضله‌ی دیورند و تبدیل کردن بیشه‌های طالب‌پرور دوسوی این خط خشونت و مرگ به مناطق امن، توسعه یافته و دموکرات می‌تواند گره از کار فروبسته‌ی بحران و بی‌ثباتی در منطقه بگشاید…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه