افشاگری برای تاریخ
تاریخ افغانستان تاریخ جنایتهای آشکار و فراموشیهای احمقانه است. این تاریخ مشحون از جنایتهایی است که کمترین پیامد آن به خاک و خون کشیده شدن هزاران انسان در یک چشم بههمزدن بوده است. با این حال، مردم افغانستان همواره به بهانهی مصلحتسنجیهای احمقانه، از بازگویی و بازخوانی این رخدادهای تلخ و افشاگری جنایات جنایتکارانی که کسب و کارشان خونآشامی است، طفره رفتهاند و عافیتطلبانه از کنار آن گذشتهاند. این فراموشکاری مصلحتجویانه، هزینههای سنگینی را بر مردم و تاریخ افغانستان تحمیل نموده است. نه تنها زمینه را برای استمرار فجایع و تهیشدن جامعه از ارزشهای اخلاقی و حقوقبشری فراهم کرده است، که نقش مستقیمی در استیلای مجدد همین جنایتکاران بر تقدیر سیاسی و اجتماعی قربانیان جنایات نیز داشته است. در همین لحظه و در همین زمانهای که دهها کانال تلویزیونی در کشور فعالیت میکنند و دهها رسانهی صوتی و چاپی در کشور وجود دارند، جنایتهای زیادی در این کشور ناگفته ماندهاند و جنایتکاران زیادی اند که بهرغم جنایتهای سنگین، از قبیل «جنایت علیه بشریت»، به لطف فراموشکاریهای مصلحتسنجانه، در بالاترین سطح سیاسی در کشور فعالیت میکنند و به جای طلب بخشایش از قربانیان جنایت خویش، از آنها طلبکار اند.
اکنون که افشاگری که در دستور کار گروههای سیاسی قرار گرفته است، باید آن را لحظهی میمونی برای تاریخ جنایتبار افغانستان تلقی کرد. شاید در این گیرودار بتوان نیشتری بر این رگ چرکین تاریخ سیاسی افغانستان زد و کمی عفونت پندیده در زیر پوست این تاریخ را جراحی کرد. ناگفتههای زیادی در تاریخ افغانستان وجود دارند و تا کنون تاریخ هرگز از زبان قربانی روایت نشده است. از این لحاظ، دوسیههای زیادی اند که باید غبار فراموشی را از آن زدود، جنایتهای زیادی اند که باید از آن سخن گفت و آنها را بازخوانی کرد و قهرمانان زیادی اند که باید دوسیهی قطور جنایتهای آنها را باز کرد و حداقل برای یکبار هم که شده در تاریخ سیاسی این کشور میان جنایتکار و قهرمان مرز واضح و روشنی ایجاد کرد.
تاریخ سیاسی افغانستان بیش از آنچه که تصور شود، چرکین است و طنز تلخ آن، این است که هرکه بیشتر جنایت میکند، از همه بیشتر طلبکار است. باید این معادله عوض شود و برای بار اول هم که شده، صدای قربانیان تاریخ بلند شود و به ندای جمجمههایی که در زیر چکمههای نظام سلطه و باندهای تبهکار، شرارتپیشه و اوباش خاموش شدهاند، گوش فراداده شود. افشاگری اتفاق میمونی است، شاید در این بحبوحه قربانیان افشار، سیدآباد و ارزگان نیز به صدا درآمدند و صداهایشان شنیده شد.
