جمشید وکیلی
ارسطو میگفت «با دوستانتان بحث سیاسی نکنید؛ سیاست دوستیها را خراب میکند. درحالیکه سیاستمداران راهشان را دوام میدهند شما دوستانتان را از دست خواهید داد.» ارسطو این سخن را بیش از دوهزار سال قبل از امروز به یونانیان بیان کرده بود. یونانی که در آن روزگار مرکز بحثهای علمی، فلسفی و سیاسی بود. گفته میشود یونانیان دوست داشتند در هرجا با همدیگر وارد بحثهای فکری و سیاسی شوند؛ در کنار جاده و در میان بازار هرجا سرپا ایستاده و بحثهای داغ به راه میانداختند. ارسطو متوجه شده بود که بحثهای سیاسی دوستیها را از میان میبرد و باعث ایجاد نفرت میان انسانها میشود. از اینرو به مردم توصیه میکرد با دوستانشان بحث سیاسی نکنند. امروزه نیز بحثهای سیاسی، علمی و فلسفی همانند یونان قدیم در هر گوشه و کناری جریان دارد. تنها فرق ما با یونیایان باستان این است که ما این بحثها را در کنار جاده و سر بازار و لب جوی نه بلکه بهشکل مدرن آن در صفحات اجتماعی و رسانههای جمعی انجام میدهیم. اگر ارسطو در روزگار ما میزیست شاید به مردم توصیه میکرد که در صفحات اجتماعی و رسانههای مجازی پستهای سیاسی ننویسند!
در دنیای امروز رسانههای اجتماعی به یک فضای «تخلیه» تبدیل شده است. با وارد شدن بحثهای سیاسی و افراط و تفریطهای اغراقآمیز سیاسی، صفحات اجتماعی خصوصا فیسبوک به یک دستگاه نفرتپراکنی در میان انسانهای جامعه بدل شده است. خصوصا در جامعههای مانند افغانستان که مردم پس از سالیان دراز جنگ و خشونت تازه با چنین فضای اجتماعیای آشنا شدهاند که میتوان در آنجا همه گفتنیها را آزادانه و بدون هیچگونه قید و شرطی بیان کرد؛ بدون شک بغضها، کینهها و نفرتهایی که سالیان دراز جنگ در نهاد انسانهای این جامعه بهجا گذاشته است در بستر این صفحات آشکار میشود. از آنجا که فرهنگ احترام یه دیدگاههای متفاوت هنوز در جامعه ما نهادینه نشده؛ امکان دارد نشر غیرمحتاطانه بعضی دیدگاهها در این رسانهها باعث خفگیهای چشمگیر در میان دوستان و فضای پیرامون ما شود. شاید شما نیز تجربه کرده باشید که با نشر مطالبی در مورد سیاست، فرهنگ و اعتقادات جامعه، تعدادی از دوستان و نزدیکانتان از شما دلخور شده باشند. یا هم امکان دارد دوستانتان برای پستهای فیسبوکی شما در مقابلتان کینه گرفته و حتا گاهی این اختلاف دیدگاهها، منجر به تنشهای لفظی با دوستان نزدیکتان شده باشد.
ولی آیا این کار پسندیدهای است تا بابت پستهای فیسبوکی دوستانمان در مقابل آنها کینه به دل بگیریم؟ میخواهم پرسش این پاسخ را با نقل قولی از دانشمند انگلیسی (جان میلتون) ارائه کنم. جان میلتون برای توضیح ارزش آزادی بیان چنین میگوید: یک مفکوره هرچند حقیقت محض باشد، تا با مفکورههای متفاوت برخورد نکند ارزشی ندارد. و امروزه رسانههای اجتماعی زمینهی برخوردهای فکری در میان جامعه را برای ما میسر ساخته است. در حقیقت باورهای جمعی یک جامعه در نتیجهی چنین برخوردهایی شکل میگیرد و به پختگی میرسد. ما اگر تاریخ اروپا را ببینیم در قرون وسطا، قبل از شکلگیری دوره رنسانس، قهوهخانهها مکان جروبحثهای فکری و سیاسی بودند. شکلگیری دوره رنسانس که در حقیقت یک انقلاب همهجانبه در زندگی مردمان کشورهای اروپا بود، در نتیجهی همین بحثهای قهوخانهای و مکانهای جمعی شکل گرفت.
هر جامعهای برای رشد فکری خود مکلف به طی نمودن یک دوره از برخوردهای فکری است. متأسفانه در افغانستان جنگهای پیدرپی نگذاشت تا ما به دوره برخورد فکری خود زودتر برسیم. آنچه اروپاییان در قرون وسطی طی کردند ما امروزه در یک فضای متفاوت و در قالب صفحات اجتماعی آنرا تجربه میکنیم و منحیث یک جامعه مجبور و مکلف به طیکردن این دوره هستیم. همچنان جنگهای درازمدت، فرهنگ مصالحه و گفتوگو را از ما گرفته است. در بسیاری مواقع وقتی برخورد فکری میان دو انسان ایجاد میشود عوض این که کوشش شود تا از لابلای تفاوت دیدگاهها چیزهای جدیدی بیاموزیم و در راستای رشد فکری خود استفاده کنیم، برعکس جانب مقابل را همچون دشمن مینگریم و کوشش میکنیم به هرصورت ممکن باور خویش را به جانب مقابل بقبولانیم. این مورد باعث خفگیها، کشیدگیها و ایجاد نفرت میان انسانهای جامعه میشود. صفحات اجتماعی زمینهی خوبی را برای ایجاد تبادل نظر با انسانهای متفاوت از هر گوشه دنیا میسر ساخته است. ولی متأسفانه به هر اندازه که دامنه این بحثها در فضاهای مجازی بیشتر میشود سطح نفرتها میان انسانهای یک جامعه – چه دوستان نزدیک ما و چه آنانی که هیچ نمیشناسیم – نیز به همان اندازه گستردهتر میشود. گاهی انسانهایی را که هیچگاه از نزدیک ندیدهایم و با آنها صحبت نکردهایم، تنها با پستهای فیسبوکیشان آنها را مورد قضاوت خویش قرار میدهیم.
کمبود فرهنگ احترام به دیگران منحیث انسانهای صاحب فکر و صاحب نظر باعث شده است فضای آزاد رسانههای اجتماعی در میان ما بهطور چشمگیری تنگ شود. یک عده از روی حفظ دوستیهایشان در میان جامعه دست از هر نوع حرف و سخن در رسانههای اجتماعی برداشته اند و عدهای دیگر نیز برای ابراز نظریاتشان در مورد مسائلی مانند سیاست، فرهنگ و غیره در چشم اطرافیانشان خوار شده اند.
بیایید به قسمت دوم سخن ارسطو در مورد بحثهای سیاسی دقیقتر شویم. ارسطو به این باور است که سیاستمداران راهشان را با وجود تمام اختلافات سیاسی دوام میدهند و این شهروندان عادی اند که دوستانشان را برای بحثهای سیاسی از دست خواهند داد. آیا اینجا سوال خلق نمیشود که چرا سیاستمداران قادرند راهشان را با وجود تمام اختلافات دوام بدهند و ما سایـر شهروندان، با اندکترین بحث روی موضوعات سیاسی از همدیگر نفرت پیدا میکنیم؟ پس بیایید دوستان خود را با تفاوت دیدگاههایشان دوست داشته باشیم. و برای اختلاف دیدگاهها با دیگران کینه نگیریم. باید بدانیم که رشد دیالکتیک جامعهها نیازمند چنین برخوردهای فکری است و هیچ نیازی نیست برای اختلاف دیدگاهها در مورد مسائل اجتماعی با دیگران، خصوصا با دوستان و اطرافیانمان، کینه به دل بگیریم.

کجا این را گفته ارسطو؟ همینجور بیخود که نمیشه گف ارسطو چنین گفته و چنان
کشور مان افغانستان معاصر از فرهنگ استفاده از صفحات مجازی را درست درک نکردند. یعنی بعد از چهار دهه جنگ هنوز هم در صفحات مجازی از لهجه خشن و الفاظ رکیک استفاده میکند. حتا به باور من به گونه وقت ضایع کردن از این صفحات مجازی استفاده میکنند.
متاسفانه در جامعه امروزی ما، پرخاشگری یا خشونت کلامی در رسانه های اجتماعی در اوج اش قرار دارد. امروزه استفاده مثبت از رسانه های اجتماعی کمتر صورت میگیرد. هستند کسانیکه از صفحات اجتماعی صرف برای نفرت پراگنی و خشونت کلامی استفاده میکنند.
سلام برتمام کارمندان و دست اندرکاران روزنامه ای شما.!
خیلی خوشحال هستیم که در جامعه عقب مانده و جنگ زده ای افغانستان همچو روزنامه های را داریم و از مطالب زیبا که نشر میکنند مستفید میشویم.
تنها خلایی که در کار شما من میبینم این است که در قسمت نوشتن اعداد به فارسی دقت لازم ازجانب شما صورت نگرفته است که این خود زیبایی یک زبان را زیرسوال میبرد.
امیدوارم در این زمینه اقدامات لازم صورت بگیرد.
ممنون.