آتشسوزی در گمرک اسلامقلعه، یک فاجعهی مدیریتی و اقتصادی برای افغانستان بود. نه صرفا از این منظر که بنا بر برآوردهای اولیه، موادی به ارزش دستکم ۴ میلیارد افغانی ظرف چند ساعت آتشسوزی گسترده به خاکستر تبدیل شد. آتشسوزی در گمرک اسلامقلعه بانگ چندین هشدار را به گوش افغانها کوبید که ظاهرا تنها فاجعهای به گستردگی سوختن ۵۰ میلیون دالر در این گمرک، میتوانست التفات افغانها را به این خطرات و هشدارها جلب کند.
بهدلیل گستردگی و حجم انبوه مشکلات و نارساییها در کشور، افغانها تنها پس وقوع این آتشسوزی به عمق فاجعه پی بردند. یکی از بزرگترین بنادر افغانستان که فارغ از اینکه ذخیرهگاهی برای اموالی به ارزش دهها میلیون دالر است، یکی از بزرگترین شاهرگهای ترانزیتی کشور محسوب میشود، به کمترین تمهیدات و زیرساختهای ضدحریق مجهز نیست. چندین ساعت آتشسوزی در این بندر در حالتی ادامه داشت که هیچ اقدامی برای مهار حریق از طرف مدیریت بندر و مقام ولایت هرات صورت نگرفت زیرا اساسا ظرفیتی برای مواجهه با این دست حالتها وجود ندارد. آتشنشانانی از ولایت خراسان رضوی، دهها کیلومتر دورتر از درون خاک همسایهی غربی، برای مهار آتشنشانی گسیل شدند. آتشنشانی در بندر افغانستان رخ داد اما ستاد اضطراری رسیدگی به حریق در ولایت خراسان رضوی ایران شکل گرفت، آتشنشانها و موترهای آتشنشانی از همسایهی غربی به بندر اسلامقلعه وارد شدند تا حریق خاموش شود. تشکر همسایه!
بنا بر گزارشهای اولیه که لزوما باید تحقیق گسترده و جدی در مورد آن صورت بگیرد، این آتشسوزی از یک بیپروایی سطحی آغاز شده است. براساس این گزارشها که صحت و سقم آن جای تأمل دارد، یک تانکر حامل گاز که نشتی داشته، عامل این آتشسوزی بوده است. گزارشهای اولیه میگوید به درخواستهای رانندهی این تانکر مبنی بر جلوگیری از نشتی آن، در بندر اسلامقلعه پاسخی داده نشده و در نهایت با انفجار آن در بندر، آتشسوزی گسترده صورت گرفته است. فارغ از این ادعاها که در گزارشهای اولیه از حادثه آمده، ممکن است این اتفاق ناشی از یک عملیات خرابکارانه در سطح تهدیدی برای امنیت ملی کشور باشد. فارغ از اینکه حادثه ناشی از یک عملیات سازماندهیشده یا بیپروایی انسانی بوده، ناکارآمدی مدیریت در جلوگیری از این فاجعهی سنگین و خسارتبار را نشان میدهد.
واکنش حکومت به این فاجعهی مالی و اقتصادی اما حیرتآور است. معاون رییسجمهور در واکنش به حادثه گفته «سر باشد، کلاه زیاد است». چنین ابراز نظری فارغ از اینکه نشانگر کرختی حکومت نسبت به ابعاد خسارت حادثه است، از سوی دیگر نشان میدهد که رهبری حکومت چقدر با خسارات، مشکلات و دردهای مردم بیگانه است. اموال صدها تاجر به ارزش دستکم ۵۰ میلیون دالر در یکی از بزرگترین بنادر کشور سوخت اما حکومت بهجای تأکید بر تحقیق در مورد حادثه، همدردی با آسیبدیدگان از طریق جبران خسارت یا کمک به کاهش تبعات خسارت آن، به این بسنده میکند که وقتی سر باشد، کلاه فراوان است. واقع اما این است که در آتشسوزی مهیب اسلامقلعه، آنچه دچار سوختی شد، سر بود نه کلاه.
