وزیر تحصیلات عالی یا ملا عمر دوم!؟
تبعید محصلین از دانشگاه کابل هیچگاه ضعف مدیریتی و ناکارآمدی وزیر تحصیلات را پنهان نگه داشته نمیتواند، بل پرده از فجایع و بیتدبیری جناب وزیر و شرکای درباریاش برمیدارد. وقتی سخن از مشکلات محصلین در این چهاردیواری به نام دانشگاه کابل به میان میآید، چرا یک راهحل بنیادی در نظر گرفته نمیشود تا مشکلات حل شوند؟ چرا حکم یکطرفه صادر میشود؟ چرا محصلین باید تبعید شوند؛ آنهم دختران؟… دهها سوالی است که جناب و شرکای دزدیاش از کنارش به آسانی میگذرند!
جناب عبید! مشکل را با خلق مشکل دیگر نمیتوان به یک راهحل اصولی-قانونی رساند. تبعید محصلین راهکار قانونی نیست برای حل این معضل؛ زیرا گذاشتن سنگ بنای حذفی، میتواند به مرور زمان آسیبهای بزرگتری را خلق کند. گرفتن حق مسلم محصلین، آنهم دختر، فقط در دایرهی اندیشهی ملا عمر ملموس بود… به نظر من، سلطان عبید، ریشهیابی و تحقیق جدی را باید از افراد ماحول خود برای بیرون رفت از این بحران سامان میداد، نه از محصلین.
من به این باورم، اقدام غیرقانونی وزیر تحصیلات عالی در وضعیت شکنندهی موجود، کمک برای حل بحران سرتاسری است، تا حل خود مشکل. تبعید محصلین بدون کدام دفاعیه از خودشان، در حیطهی صلاحیت وزیر عبید نمیگنجد. گرچند لایحه و لایحهبازی یک امر معمول در این وزارت است، بدون آنکه مشکلی را حل کرده باشد، ولی این بار لایحهی ایشان مافوق تمام قوانین ملی و بینالملی است. خصوصاً امر تبعید پنج نفر دختر به نامهای «آسیه، ریحانه، شریفه، نحیبه و شکیلا» خود زیر پا کردن صریح حقوق انسانی اینها میباشد…
فقط در زمان طالبان ما شاهد اینگونه بیعدالتیها در برابر زنان بودیم، ولی حالا وزیر هم یک شینگ نشان داد…
