طالبان، هفده انسان را در ميانهي راهِ چغچران و لعل و سرجنگل در ولايت غور، با توحش تمام كشتند. به اعترافِ والي غور، از ميان سرنشينان، هزارهها كشته شدند و ديگران زنده ماندند و رها شدند! شيخ آصفِ محسني اما، براي همدردي با فلسطين، در كابل، راهپيمايي روزِ قدس برگزار كرده است. ثمرهي اين راهپيمايي، قبل از رسيدن به غزّه، راهش را به سوي تهران كج خواهد كرد. چه كسي سود كرده است؟
سوي ديگرِ ماجرا اما، وحدتِ ملي يكسويه است. اگر اين هفده تن در خوست يا قندهار كشته ميشدند، هزارهها، در جوّ متزلزل و كاغذي وحدت ملّي، فيسبوك را به مسجدِ و محلِ فاتحه تبديل ميكردند و موجِ رسانهاي شديدي عليه اين جنايت و به نشانهي همدردي آغاز ميشد. ولي چون جغرافياي اين جنايتِ خونبار، جغرافياي قرباني و محروميت است، پندارِ عمومي آنها مبني بر عادي بودنِ جنايت عليه هزارهها، آنان را از مرثيهسرايي و اعلامِ همدردي با قربانيان و ديگر عرصههاي رسانهاي پرداختن به اين جنايت، بازداشته است.
ياد قربانيان گرامي باد!

I have read so many posts about the blogger lovers except
this post is really a pleasant piece of writing, keep it up.
Its not my first time to pay a visit this site, i am visiting
this web site dailly and get nice facts from here
every day.
Thanks for your marvelous posting! I seriously enjoyed reading it,
you’re a great author. I will bee sure to bookmark your blog and will come back later on. I want to encourage yorself to continue your great posts, have a nice
afternoon!