صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت داخله به روز دوشنبه، 30 سرطان در یک نشست خبری اعلام داشت که خودداری مردم از گرفتن شمارهی پلیتی که عدد 39 در آن شامل است، باعث وارد شدن دو میلیارد افغانی ضرر به بودجهی ملی شده است.
ذهنیتی در جامعهی افغانی و جود دارد که عدد 39 نماد بیغیرتی است. گفته میشود که بار اول این ذهنیت منفی در مورد عدد 39 در ولایت هرات شایع شده است. بعدا این ذهنیت در سایر مناطق هم گسترش پیدا کرده است. خودداری مردم از گرفتن شمارهی پلیت 39 که باعث کاهش یک میلیارد افغانی از درآمد دولت شده، دومین باری است که مشکلساز شده است. در 2011 میلادی وقتی که رییس جمهور کرزی لویه جرگهای را برای رایزنی در مورد پیمان استراتژیک با امریکا برگزار کرد، اعضای آن به گروههای کاری تقسیم شده بودند. افرادی که نام گروهشان به شمارهی 39 برخورده بود، نمیخواستند نام گروهشان 39 باشد. برای حل این مشکل، یک شماره به مجموع گروههایی که تعداد آن به چهل رسیده بود، علاوه شد و نمایندگان گروه 39 در گروه شماره 41 تنظیم شدند. به این صورت، ذهنیت خرافاتی در مورد عدد 39 اولین باری بود که در یک برنامهی رسمی و اجتماعی جامعهی افغانستان مشکلساز گردید و بحثبرانگیز شد.
اگوست کنت (1798ـ 1858) فلیسوف فرانسوی و پایهگذار جامعهشناسی باورمند است که معرفت انسان دارای سه مرحله میباشد.
- مرحلهی ربانی: در این مرحله که معرفت انسان از پدیدهها ابتدایی است، انسان نسبت به هستی و واقعیتهای آن شناخت درست ندارد. برای همهچیز و حوادث طبیعی و اجتماعی خدایی قایل است، یعنی اینکه تمامی حوادث بر اثر اراده و خواست خدایان به وجود میآیند. به باور کنت، در این مرحله، معرفت بشر از هستی و واقعیتهای طبیعی ناقص و نادرست است و انسان نسبت به علل و عوامل حوادث و پدیدههای طبیعی شناخت درست ندارد.
- مرحلهی فلسفی: به باور اگوست کنت، مرحلهی معرفت فلسفی نسبت به مرحلهی ربانی متکاملتر، ولی ناقص است. انسان علت همهی پدیدههای طبیعی و اجتماعی را به عوامل مابعدالطبیعی غیرقابل احساس و مجردات نسبت میدهند و برای درک حقیقت و واقعیتها بهدنبال علتیابی هستند. توتمپرستی و جادوپرستی در همین مرحلهی معرفتی به وجود آمده است و انسانها و جوامعی که سطح تفکرشان در این مرحله قرار داشته باشند، برای شناخت پدیدهها و مسایل زندگیشان به پندارهای موهوم و مبهم متوسل میشوند و نسبتهای موهوم و نامشخص را علل پدیدهها میپندارند.
- مرحلهی اثباتی: این مرحلهی معرفت، بعد از مرحلهی فلسفی شکل میگیرد. ذهن انسان بهدنبال علتسازیهاییهای موهوم نیست، بلکه ذهن بشر بهدنبال این است که روابط متقابل میان پدیدهها را مورد شناسایی قرارد دهد و آن را به اثبات برساند. هر آن چیزی که اثباتپذیر و تجربهبردار نباشد، قابل ابطال میداند. در این مرحله ذهن انسان توانایی این را دارد که علل و عواملی اصلی پدیدهها را مورد شناسایی قرار داده و آن را درک و تبیین کند.
اگر ذهنیت منفی و خرافاتی در مورد عدد 39 را بر معیار این تقسیمبندی و سیر تکامل ذهن انسان که اگوست کنت آن را طرح کرده است، ارزیابی کنیم، بهخوبی واضح میشود که پنداری که عدد 39 را نحس میپندارد یا عدد مذکور را عامل زشتی و بیعزتی تلقی میکند، مربوط به مرحلهی فلسفی معرفت بشر است. کسانی که چنین فکر میکنند، هنوز درکشان از واقعیتهای طبیعی ناروشن و مبهم است. صفت بیعزت، نحس و زشتی با عدد 39 هیچگونه رابطهی علی و معلولی ندارد. یعنی عدد مذکور نمیتواند زشتی و نحسیت را برای انسان به ارمغان آورد. پنداشت اینکه عدد 39 عامل زشتی یا بدی میشود، نادرست است. تجربهبردار نیست کسی که پلیت موترش عدد 39 باشد، آن فرد حتما به سرنوشت بدی گرفتار میشود و هرگز به سعادت و خوشی دست نمییابد یا هرکسی که شمارهی تیلفون و خانهاش عدد 39 باشد، آن فرد زشت و نحس است. خوبی و بدی صفت است. هرگز این امر اثباتپذیر نیست که عدد 39 عامل و حامل خصلتهای بد باشد و کسی را زشت بسازد و عواقب ناگواری را در زندگی انسان باعث گردد.
زشتانگاری عدد 39 گویای این واقعیت است که سطح معرفت ما ابتدایی و افسانهای است و ما هنوز از دانش تجربی، خردگرایی و معرفت اثباتی بهرهای نداریم. این مشکل نیاز جدی جامعهی ما را به دانش مدرن و خردباوری نشان میدهد.
