سناریوی قتل‌های هدفمند

اطلاعات روز

فردین عیار

افغانستان از جمله مرگبارترین کشورها برای تداوم حیات اجتماعی و سیاسی روشنگران، سیاسیون خبره، افرادی با دیدگاه وسیع و نخبگان علمی بوده است. این امر طی سالیان گذشته و در امتداد قتل‌های هدفمند نخبگان و گروه‌های فعال سیاسی بارها به اثبات رسیده است. ترور بی‌رویه‌ی نخبگان ملکی و نظامی در جریان دو ماه اخیر، انفجار خمپاره‌های مقناطیسی در کابل و ولایات، بساط زیست مسالمت‌آمیز را با توجه به شاخصه‌های مدرن حیات اجتماعی به شکل بی‌پیشینه، کمرنگ کرده است. 

قتل نخبگان اجتماعی، سیاسیون و افراد شامل نظام کار همیشگی جریان‌های تروریستی و همفکران داخلی‌شان برای رسیدن به خواست سیاسی نامشروع و یا هم دریافت پول باشد، اما دور از امکان نیست که این ترورها در گفتمان صلح و چیدمان سیاست‌گذاری پساصلح، ریشه داشته باشد. از سوی هم کشتار بی‌پیشینه‌ی شخصیت‌های تأثیرگذار، خبرنگاران و افراد روشنگر این گمان را نزد مردم تقویت می‌کند که افغانستان به‌ویژه پایتخت دیگر مکان نیمه‌مساعد برای تداوم حیات اجتماعی نیست، از این‌رو باید کاری کرد.

اگر نگاه عقلانی به ریشه ترور‌های هدفمند و قربانی مردمان بی‌گناه کشور در چند دهه‌ی گذشته داشته باشیم، کلان‌ترین دلایل ناکارآمدی دستگاه قدرت سیاسی حکومت افغانستان در برخورد با گروهای تروریستی است که ماشین تحرک این جریان‌ها را در رسیدن به اهداف شوم سازمانی‌شان تقویت می‌کند. به گونه‌‌ی مثال، سکان مدیریت استراتژیک کشور همواره دچار توهم دانایی بوده، تا آنجایی که در بده و بستان‌های طرفین، جریان حکومت متاع دانایی طرف مقابل و همفکران منطقه‌ای شان را با نگاه غیرسازنده تحلیل کرده است. از این‌رو با گذشت زمان اندک قربانی کم‌سابقه‌ای را پرداخته است.

از دلایل برجسته‌ی این مدعا، آزادی پنج‌هزار زندانی طالب، اهانت آشکار بر تفکر جمعی یک ملت در جرگه مشورتی صلح و نادیده‌گرفتن خون هزاران شهید این کشور بود. اگر حکومت هدف آلوده نمی‌داشت باید از ابتدا تارنمای سیاسی طالب را شناسایی می‌کرد و تن به این معامله سیاه، نمی‌داد. امروز مردم قربانی ستم روابط حکومت با طالب‌اند و متاع توهم دانایی دولت را با بهای خون می‌پردازند. در مناسبات سیاسی عوض‌کردن غیرموجه دیدگاه سازمانی یک دولت آن‌هم در شرایطی که امکانات به نفع دشمن چیده شده باشد، کودتای درون‌سازمانی تعریف می‌شود که بهای آن را در طول تاریخ ملت در کنار دولت می‌پردازد.

ترور یک نخبه اجتماعی، کدر یک نهاد فرهنگی و فعال یک عرصه سیاسی جدا از خلق غم خانواد‌گی، ستم بزرگی در حق یک ملت است. زیست‌شناسان معتقدند «نبود هرچیز قابل جبران است، به جز انسانی که زیست مسالمت‌آمیز دارد و به هم‌نوع خود کمک می‌کند». به بیان دیگر ترور افرادی با اندیشه‌ی بلند و انسان‌های نیک یک سرزمین به معنای خشکاندن تن درختی است که هر سال با قامت استوار شاخچه و برگ‌های بلندی بر فراز هستی پهن می‌کند تا بساط زمین را از خشکیدن و خشکانیدن نجات دهد.

از سوی دیگر درک نادرست سیاسیون از سیاست و گریز از عقلانیت سیاسی باعث شده تا آن‌ها ناخواسته همرکاب دشمن شوند و با قرارگرفتن در برابر حکومت، به مطالبات انسانی یک ملت وقعی نگذارند. حاکمیت نامطلوب و نگاه غیر‌ملی سیاسیون در یک‌ونیم دهه اخیر نسبت به رویدادهای اجتماعی و سیاسی زمینه‌ساز بسیاری از بحران‌ها در کشور بوده است. چنانچه سیاسیون با در اختیارگرفتن افکار‌ عامه و نقد فعالیت‌های روزمره حکومت، تلاش می‌کنند نقش بی‌طرف اختیار کنند، درحالی‌که در تمامی مناسبات مستقیم دست دارد.

در قتل‌های سازمان‌یافته، مهره‌های ضد منافع ملی و چهره‌های شناخته‌شده‌ای که به اشاره سازمان های استخباراتی کشورهای همسایه رقص می‌کنند، دست دارند. آن‌ها با گریز از عقلانیت سیاسی، قاعده بازی طوری اختیار کرده‌اند که به جز منافع سازمانی خودشان به هیچ ارزشی تن ندهند. در نگاه خاص چهره‌‌های خودفروخته داخلی با ذهنیت ناروشن، هر روز دام بر مردم بی‌گناه این سر زمین می‌چینند و ملت با گذشت‌های اخلاق‌مدارانه از کنارشان ساده عبور می‌کنند.

هر روز به بهانه‌های متفاوت نخبگان سیاسی، کدرهای علمی، نظامی‌های کارکشته و فعالان اجتماعی خود را از دست می‌دهیم. حکومت با ناکارآمدی تمام نظاره‌گر وضعیت است و کار مناسبی نمی‌کند. سیاسیون با اهانت‌های آشکار در برابر ملت خاموش‌اند و کاری از دست‌شان ساخته نیست. مردم که از وضعیت به کلی خسته شده‌اند، قربانی اصلی ماجرا هستند و با گذشت‌های اخلاق‌مدارانه صبر اختیار کرده‌اند. در چنین وضعیت نیاز است تا سکان‌داران مدیریت کشور به‌جای توهم دانایی، تدبیر استراتژیک روی دست گیرند و وضعیت را به هر شکل ممکن عوض کنند. در سوی دیگر باید نیروهای سیاسی و اجتماعی فعال در کشور بسیج شوند و با حمایت از نظام فعلی اهداف غرض‌آلود دشمن را شناساسی و تارنمای سیاسی/دینی تعریف‌نشده شان را در ریشه، تضعیف کنند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه