پس از آنکه هنر مینیاتوری در پانزدهمین اجلاس مجازی کمیتهی بینالدول میراث فرهنگی ناملموس بهعنوان میراث فرهنگی ناملموس بشریت در یونسکو ثبت شد، وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به این اتفاق اعتراض کرد. وزارت فرهنگ افغانستان مدعی است که در پروندهی ثبت هنر مینیاتوری فقط کشورهای ایران، ترکیه، آذربایجان، ازبکستان و ترکمنستان حضور دارند و افغانستان که زادگاه اصلی این هنر کهن است، غایب بزرگ این پرونده است.
افغانستان، هندوستان و تاجیکستان پس از ثبت مینیاتوری در یونسکو، خواستار اضافهشدن به فهرست مشمولین این پرونده شدهاند. معاون میراث فرهنگی ایران در اجلاس مجازی کمیتهی بینالدول میراث فرهنگی ناملموس گفته است که کشورهای شامل در پرونده، در صددند سه کشور دیگر را که خواهان حضور در این پرونده هستند شامل کنند.
بهنظر میرسد اعتراض افغانستان به غیبت در پروندهی این هنر کهن، مثمر ثمر واقع شده و در فهرست میراثداران این هنر افزوده شود. اما فارغ از موفقیت افغانستان در به کرسینشاندن مطالبه و دریافت پاسخ مثبت به اعتراضاش، ماجرای درخواست ۵ کشور مبنی بر ثبتشدن مینیاتوری در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت، برای چندمین بار نشان داده است که سیاست فرهنگی افغانستان، در خواب غفلت قرار دارد. سیاست فرهنگی در افغانستان، دنبالهرو اتفاقات و رویدادها، منفعل و از حوادث و رخدادهای فرهنگی عقب افتاده است.
اعتراض به غیبت افغانستان در پروندهی ثبت هنر مینیاتوری در یونسکو صرفا نشان میدهد که مسئولان و نهادهای فرهنگی ما بهصورت خاص و سیاست فرهنگی کشور بهصورت عام، چقدر از باغ فرهنگ و هنر پرت است. مدتها قبل، کشورهای ترکیه، ایران، آذربایجان، ترکمنستان و ازبیکستان، مقدمات ارائهی پروندهی هنر مینیاتوری را به کمیتهی بینالدول میراث فرهنگی ناملموس چیدند. مسئولان فرهنگی این کشورها برای تصویب این طرح، رابطه ایجاد کردند، لابی کردند، اسناد و مدارک و استدلال ارائه کردند و تا مرحلهی تصویب طرح، امکانهای موفقیت درخواستشان را مرحله به مرحله فراهم نمودند. افغانستان اما، زمانی از ماجرا مطلع شد که خبرگزاریها و رسانهها گزارش کرد این طرح به تصویب کمیتهی بینالدول میراثهای فرهنگی ناملموس رسیده است. این اتفاق نشان میدهد که افغانستان از جرگهی روابط، سیاستگزاریها و اقدامات فرهنگی کشورهای منطقه که میراثهای فرهنگی مشترک فراوانی دارند، به کلی پرت است.
چگونه ممکن است نهادها، مسئولان و سازوکارهای فرهنگی رسمی دولت افغانستان، تا زمان اعلام اتفاق در رسانهها از روندی که توسط ۵ کشور در یکی از ارگانهای فرهنگی سازمان ملل متحد پیگیری میشد بیخبر مانده است؟ پاسخ این پرسش چیزی جز انفعال در دستگاه و سیاست فرهنگی افغانستان نیست.
سیاست فرهنگی افغانستان باید از حالت دفاعی و انفعالی خارج شده و رویکرد پیشروانه بگیرد. افغانستان یکی از کهنترین کشورها و میراثدار تمدنها، هنرها و آثار فرهنگی ارزشمندی در سطح جهانی است. سیاست فرهنگی فعال، کمک میکند که وجههی تاریخی، تمدنی و فرهنگی افغانستان در سطح جهان معرفی و به رسمیت شناخته شود. آشکارشدن این چهره، به افغانستان کمک میکند که بخشی از غبار خشونت، فقر، جنگ و نابهسامانی را که اکنون بر هویت کشور سایه افکنده و به بارزترین شاخصهای کشور برای جهانیان تبدیل شده است، از هویت باستانی، فرهنگی و تمدنی خود بزداید.
فارغ از سهمگیری در روندها و تلاشهای فرهنگی منطقهای و جهانی، یکی از اولویتها، توجه جدی، متعهدانه و واقعی به حفظ، مرمت و ارزشگذاری به آثار و آبدات تاریخی، فرهنگی و تمدنی ملموس و فیزیکی در داخل مرزهای کشور است. صدها آبده و مکان تاریخی، اثر فرهنگی و میراث تمدنی در کشور نیازمند حفاظت، مرمت، توجه و برجستهسازی است. در نبود سیاست فرهنگی پیشرو و فعال، نهادهای فرهنگی مسئول، فقط در مواقعی به خود تکان اندکی میدهد که باران، باد، برف، گذر زمان و فرسایش، آبدهای از آبدات تاریخی را در معرض نابودی کامل قرار دهد. بارها شاهد این رخداد بودهایم.
گزاف نیست اگر بگوییم اعتراض افغانستان به غیبتاش در پروندهی ثبت هنر مینیاتوری در فهرست میراثهای فرهنگی ناملموس بشریت، چیزی بیشتر از «بالا آمدن رگ غیرت افغانی» نیست. صدها آبده، میراث، و مکان فرهنگی، تاریخی و تمدنی در افغانستان نیازمند توجه و مرمت و حفاظت است اما برخیها حتا به تشنابهای عمومی تبدیل شده است. این اتفاق برای فرهنگ و سیاستگزاری فرهنگی کشور یک فاجعهی شرمآور است. خواب غفلتی که سالهاست ادامه دارد باید پایان یابد. سیاست فرهنگی کشور باید از انفعال و دنبالهروی به رویکرد پیشروانه تغییر مسیر دهد.
