روز یکشنبه (22 سرطان) مجلس نمایندگان قانون مصئونیت و حقوق اعضای پارلمان را تصویب نمود. در این طرح نمایندگان محترم، امتیازهای بزرگ و غیرقابل انتظاری را برایشان قایل شدهاند. امتیازهای مطرح در این قانون، اینها اند: نمایندگانی که دو دور خدمت پارلمانی را سپری کرده باشند، پس از ختم دورهی خدمت پارلمانیشان، مستحق 25 درصد حقوق دورهی پارلمانی، دو نگهبان، یک پاسپورت سیاسی و پاسپورت خدمت برای خانوادهیشان میباشند.
در این موضوع که نمایندگان محترم باید از تهدید، خطر و مصئونیت برخوردار باشند و احترام شوند، حرفی نیست. در این مورد همهی مردم با نمایندگان محترم همنظر میباشند. حرف این است که نمایندگان محترم افراد نزدیک به جامعهاند و از درون جامعه برخواسته و مردم آنها را برای پاسداری از مصالح ملی و کشور به پارلمان فرستادهاند و قانون اساسی هم پاسداری از مصالح و منافع ملی را وجیبهی نمایندگان شورای ملی معرفی کرده است. انتطار میرود که نمایندگان محترم حساسیت وجدانی و اخلاقی حساستری نسبت به منافع و مصالح جامعه داشته باشند و در تمامی موضعگیریهایشان نباید از خط سرخ منافع و مصالح ملی بگذرند. اما نمایندگان محترم مجلس نمایندگان این اهداف انسانی و قانونی را نادیده گرفتهاند و بیشرمانه طرحی را برای بیمه کردن زندگی خویش از جیب مردم فقیر و بودجهی ملی مطرح کردهاند که باید از بودجهی ملی تا زمانی که زندهاند، ماهانه مبلغ 48750 افغانی برای آنها پرداخت شود و مردم آنها را بهروی چشمهایشان جای دهند و احدی برای آنها گفته نتواند که بالای چشمشان ابروست. هرگاه کسی با آنها کدام حرف بزند، از طرف پاسبانهایشان لت و کوب شود و هرگاه که خواسته باشند، بهسادگی، بدون تحمل کدام تکلیف، با گذرنامهی سیاسی به کشورهای خارجی سفر کنند و نیز هرگاه یکی از اعضای خانوادهیشان قصد سفر نموده یا مریض شوند، باید بدون کدام تأخیر با گذرنامهی ویژه سفر نمایند و مردمان دیگر روزها در صفهای طولانی انتظار بکشند تا به روال قانونی گذرنامهای را بگیرند.
همه میدانیم، تمامی کسانی که بهنام نماینده به مجلس آمدهاند، انسانهای وطندوست و خدمتگذار نیستند و به وظیفهی رسمیشان متعهد نمیباشند. از زمانی که نهاد پارلمان و مجلس نمایندگان در کشور دوباره تشکیل شده است، تعداد زیادی از این نمایندگان محترم به وظیفهی رسمی خویش حاضر نشدهاند و نمیشوند و مصروف معاملههای سیاسی و کارهای شخصی خودند. بارها شنیدهایم که شماری از این نمایندگان پارلمان به قاچاق مواد مخدر، آدمربایی و جاسوسی برای سازمانهای اطلاعاتی کشورهای بیگانه متهم میباشند و تعداد این دسته از نمایندگان کم نیستند. اکثر کرسیهای مجلس را همین افراد اشغال کردهاند. آیا این افراد سزاوار این همه لطف و امتیازدهی میباشند؟
راستی، من از این موضوع در تعجبم که چرا نمایندگان محترم گفتهاند که نیاز به نگهبان دارند و نگهبانهایشان را باید دولت استخدام کند و برایشان حقوق دهد. این نمایندگان محترم از بس که مغرور مقام خویش میباشند، فکر میکنند که آنها بهخاطر مقام و نقششان در پارلمان، از طرف دشمنان ملت مورد حمله قرار میگیرند. از این خاطر، نیاز به پاسبان دارند. نه. واقعیت امر چنین نیست. آنها چندان کار بزرگی برای کشور و جامعه انجام ندادهاند که دشمنان این سرزمین قصد گرفتن جان آنها را نمایند. خون آنها از خون انسانهای این سرزمین و خدمتگذاران دیگر جامعه رنگینتر نیست که باید تنها حفاظت جان آنها مسئولیتبرانگیز باشد.
واقعیت این است که نمایندگان محترم بهخاطر دو چیز داشتن نگهبان (بادی گارد) را طرح نمودهاند؛ یکی داشتن محافظ برای این آدمها یک شأن پنداشته میشود و میخواهند با حفظ آن، به جامعه نشان دهند که آنها از دیگران برترند. این انگیزه تجدید ذهنیت اربابسالاری جدید است. دوم، نمایندگان محترم آن قدر سودجو و بیرحم اند که با طرح داشتن محافظ، خواستهاند مبلغ پولی را که تحت عنوان معاش برای نگهبانهایشان اختصاص داده میشود، به جیب بزنند.
نمایندگان محترم مجلس سنا و آقای رییس جمهور!
من یک روزنامهنگارم. هر روز برای گذراندن روزگار و نیاز خانوادهام، مقاله و تحلیل مینویسم، حتا اگر خیلی ناراحت، مریض و سردرد هم باشم، مکلفم که تا نیمههای شب خواب نکنم و بیدار باشم تا مسئولیتم را انجام دهم. من در مقایسه با سایر هموطنانم، در شرایط بهتری قرار دارم و همهروزه که به دفتر کارم میآیم، در چهارراهیهای شهر، صدها کارگری را میبینم که برای پیدا کردن تکهنانی برای خود و فرزندانشان، در انتظار کارند و در معرض آفتاب داغ نشستهاند و هر باری که کسی میآید که کارگری را استخدام کند، صدها کارگر دیوانهوار به سوی آن فرد میدوند. حال و روز آنها هم از کودکان، زنهای بیوه و معلولانی که به روی جاده مجبور به گدایی و کارهای شاقه هستند، بهتر است. زندگی گدایان و کودکان خیابانی در مقایسه به زنان و دخترانی که ناگزیر به تنفروشی میشوند و از آن طریق زندگی میگذرانند، بهترند. به این صورت، همه مسئولیت دارند که خودشان نیازهای زندگیشان را تأمین کنند. آخر با کدام توجیه عقلانی نمایندگان محترم طرح نمودهاند که مادامالعمر برایشان معاش قابل ملاحظهای اختصاص داده شود. شرافتمندانه نیست که نمایندگان محترم چشمشان را به جیب آن کارگران رنجیده، کودکان خیابانی و زنان بیوه بدوزند. نمایندگان باید از این خواست بیشرمانهیشان دست بردارند و خود همت کنند و برای تأمین نیازهای زندگی خویش، همانند سایر انسانهای این سرزمین، کار نمایند.
اگر این طرح نمایندگان پذیرفته شود، پیامدهای منفیای را برای جامعهی فلاکتزده و کشوری که به تأمین بودجهی عادی و معاش کارمندان دولتی خویش گیر مانده و مجبور به گدایی از ملتهای دیگر میباشد، دارد.
فرض کنید که هر پنج سال حداقل یک چهارم (64 نفر) از اعضای مجلس نمایندگان هر دوره، بار دیگر به پارلمان جدید راه یابند. بعد از پنجاه سال تعداد کسانی که شامل این طرح میشوند، به 640 نفر افزایش مییابد و تعداد نگهبانان آنها به 1280 نفر میرسد. به همین صورت، این روند ادامه پیدا میکند. باید سنجید نمایید که بعد از آن، این رقم به چه تعداد افراد میرسد؟
پیامد منفی دیگر آن این است که اگر این طرح از جانب شما تأیید و توشیح شود، دیگر راه یافتن به پارلمان برای نقشگیری در مسئولیتهای بزرگ اجتماعی در نظر گرفته نمیشود، بلکه هدف از رفتن به پارلمان، به کسب این امتیازها تمرکز مییابد و زمینهی راه یافتن افراد نخبه به مجلس و شورای ملی محدود میشود. بنابراین، خواستهام که این نامه را عنوانی شما بنویسم و از شما خواهش کنم که نسبت به رسمیت این مصوبهی شرمآور دقت کنید و آن را تصویب و توشیح ننمایید و شریک این دزدیای که به نام قانون، از خزانهی ملت صورت میگیرد، نشوید.

Pretty nice post. I juust stumbled upon your blog and wished too mention that I’ve
trujly enjoyed browsing your blog posts. After all I will be subscribing for your feed and I hope you write
once more soon!