دیلی ماوریک و ابتکار جهانی علیه جرایم سازمانیافته فراملی
مترجم: جلیل پژواک
افغانستان بهدلیل نقش مرکزیاش در تجارت جهانی هروئین مشهور است، اما در چند سال اخیر، تولید «متآمفتامین» یا «شیشه» در کوههای این کشور رشد چشمگیری داشته است؛ در حدی که ممکن است نیاز بازارهای دور، حتا در آفریقای جنوبی و استرالیا نیز از همین منبع جدید تأمین شود.
تا همین اواخر ایران بزرگترین بازار برای تولید و نیز مصرف شیشه بود. استفاده از شیشه در کنار هروئین طی یک دهه گذشته در ایران بهطور فزایندهای رایج شده است. با اینحال، همانطور که پژوهش دیوید منسفیلد و الکس سودرهلم، از مدرسه اقتصاد لندن نشان میدهد، افزایش فشار ناشی از اجرای قانون و مقررات تنظیم تولید و عرضه مواد شیمیایی «پیشساز» شیشه در ایران، تولید شیشه در مقیاس بزرگ را در این کشور محدود کرده است. به نظر میرسد که تولیدکنندگان شیشه در ایران با انتقال مهارتها و دانش تولید شیشه به همتایان افغان خود، از کاهش سطح تولید این محصول جلوگیری کردهاند. این البته در صنعت تولید مواد مخدر یک تحول طبیعی است، زیرا مواد شیمیایی پیشساز لازم برای تولید شیشه ــ مانند افدرین ــ اکنون بهطور گستردهتری در افغانستان قابلدسترسی است.
همزمان با رشد تولید شیشه، مناطق زیرکشت تریاک در افغانستان در سال ۲۰۱۸ بهشدت کاهش یافته و طبق برآوردها، تولید تریاک نسبت به سال قبل ۲۹ درصد کاهش داشته است. در آنزمان این کاهشها بهویژه در مناطق شمالی و غربی افغانستان عمدتا به تأثیر شدید خشکسالی بر این مناطق نسبت داده شد. اما برای کشاورزان خشخاش که معیشتشان وابسته به تریاک بود، روشهای جدید تولید شیشه به یک بدیل سودآورتر تبدیل شد. در نتیجه، اکثر «کارخانه»های تولید تریاک و هروئین در این مناطق به «لابراتوارهای تولید شیشه» تبدیل شد و تعداد این لابراتوارها بهصورت قابلتوجه افزایش یافت.
با اینحال، پیشرفت واقعی در تولید شیشه زمانی رقم خورد که معلوم شد گیاه «افدرا» ــ بوتهای معمول در افغانستان که در مناطق شمالی و مرکزی این کشور به وفور رشد میکند ــ حاوی نوعی افدرین است. افدرین یکی از اساسیترین مواد شیمیایی پیشساز لازم برای تولید کریستال شیشه است. به این ترتیب افدرا به عنوان یک منبع داخلی و در دسترسِ مواد اولیه لازم برای تولید شیشه، به تغییردهنده بازی در تولید متآمفتامین در افغانستان تبدیل شد. اینگونه زنجیرهی تولید بهصورت قابلتوجهی کوتاهتر شد و هزینههای کلی تولید شیشه بهطور چشمگیری کاهش یافت. در نتیجه افغانستان در سالهای اخیر شاهد افزایش تولید، توزیع و استفاده از شیشه بوده است.
در ماه می ۲۰۱۹ ایالات متحده در واکنش به این جهش ناگهانی در تولید شیشه در افغانستان کارزار هوایی را به راه انداخت. هدف این کارزار نابودکردن لابراتوارهای تولید شیشه بود که در مناطق زیرکشت کوکنار در افغانستان گسترش یافته و برخلاف تریاک (یک محصول زراعتی و فصلی)، میتواند یک تهدید امنیتی فعال در تمام طول سال باشد. توجیه ایالات متحده این بود که با راهاندازی کارزار هوایی، از دستیابی طالبان به منبع درآمد جدید و دائما فعال ــ از طریق اعمال مالیات بر کارخانهها و محصول تولیدی آنها ــ جلوگیری میکند. با اینحال، این توجیه انتقاد ناظران را برانگیخت. آنها معتقد بودند که کارخانههای شیشه نمیتواند اهداف نظامی قانونی باشند (و در هر صورت میتوانند با سهولت نسبی دوباره احیا و بازسازی شوند) و درآمدی که از این کارخانهها به طالبان میرسد و ایالات متحده میگوید که جلو آنرا گرفته است، بزرگنمایی شده است. مخالفت با بمبارانها پس از آنکه مشخص شد منجر به کشتهشدن دستکم ۳۰ غیرنظامی شده، افزایش یافت.
بازارهای شیشه تولید افغانستان
درحال حاضر شیشه در افغانستان در مقیاس بسیار عظیمی تولید میشود و جای تریاک را که مدتها ماده مخدر غیرقانونی اصلی این کشور بود، گرفته است. با اینحال، یکی از پرسشهای مهم که در خصوص صنعت نوپای تولید شیشه در افغانستان بدون پاسخ مانده، در خصوص بازارهای مصرف این ماده مخدر است. هرچند قرار گزارشها استفاده از این ماده مخدر در داخل افغانستان بهشدت افزایش یافته است و ایران و پاکستان نیز در همسایگی این کشور بازارهای مصرف این مواد را فراهم میکنند و ممکن است بخشی از این محصول جدید افغانستان را در خود هضم کنند، اما تخمین زده میشود که حجم تولید شیشه در افغانستان از تقاضایی که در داخل کشور و در بازارهای دو کشور همسایه برای این ماده موجود است، به مراتب بالاتر است. این حجم از عرضه باید بازاری با تقاضای بیشتر داشته باشد، اما سوال این است که این بازار کجاست؟
پژوهش جاری «ابتکار جهانی علیه جرایم سازمانیافته فراملی» تا حدودی این مسأله را روشن میکند. همانطور که میدانیم، هروئین از تریاک افغانستان بهصورت عمده تولید و در پاکستان بستهبندی میشود و توسط «کشتیهای یک دکلی عربی» از بندرهای سواحل «مکران» پاکستان در امتداد مسیر جنوبی راهی بازارهای آفریقا و اروپا میشود. شواهدی در دست است که نشان میدهد محمولههای شیشه تولید افغانستان نیز همراه با محمولههای هروئین در امتداد مسیرهای سنتی توزیع بینالمللی مواد مخدر، منتقل میشود.

در سال ۲۰۱۹، نیروهای دریایی بینالمللی که به عنوان «نیروی مشترک ۱۵۰» یا CTF150 فعالیت میکنند، از افزایش چشمگیر موارد کشف و توقیف محمولههای شیشه در منطقهی عملیاتیشان (که منطقه گستردهای از اقیانوس هند، خلیج فارس و خلیج عدن را در بر میگیرد) خبر دادند. این نیروها تا اواخر دسامبر سال ۲۰۱۹، حدود ۲۵۷ کیلوگرم شیشه را توقیف کردند، درحالیکه در سال ۲۰۱۸ فقط ۹ کیلوگرم شیشه را توقیف کرده بودند.
شباهتهایی که بین محمولههای توقیفشده وجود دارد نشان میدهد که ظاهرا زنجیره عرضهی شیشه و هروئین به هم وصل است. در دسامبر ۲۰۱۹، یک کشتی یک دکلی عربی حامل اتباع پاکستانی در سواحل «پمبا» در «موزامبیک»، درحالیکه یک محموله بزرگ هروئین و ۲۹۹ کیلوگرم شیشه را حمل میکرد، رهگیری و توقف داده شد. پمبا به عنوان بندر اصلی ورود کشتیهای یک دکلی حامل هروئین به سواحل آفریقای شرقی شناخته میشود، اما این بار اول بود که محموله مشترک شیشه و هروئین وارد موزامبیک میشد. (کشتیهای یک دکلی عربی معمولا از بنادر ایران و پاکستان میآیند.)
مدتی بعد از آن در ماه می سال ۲۰۲۰، یک موتر باربری درحالی که محموله بزرگ هروئین و شیشه را حمل میکرد و درحال تلاش برای عبور از مرز موزامبیک به آفریقای جنوبی بود، توسط پولیس آفریقای جنوبی در پاسگاه مرزی «کوماتیپورت» کشف و ضبط شد. در موردی دیگر در ماه فبروری ۲۰۲۰، نیروهای دریایی سریلانکا دو «کرجی ماهیگیری» را که حامل ۴۰۰ کیلوگرم هروئین و ۱۰۰ کیلوگرم شیشه بودند، رهگیری و توقیف کردند. این بزرگترین محموله مواد مخدر بود که نیروهای سریلانکایی در دریا متوقف میکردند. در این عملیات هشت تبعه پاکستانی بازداشت شدند و تحقیقات نشان دادکه قایقها از سواحل مکران پاکستان آمده و مواد مخدر احتمالا تولید افغانستان بوده. قرار گزارشها، این دو کشتی راهی ایستگاه ترانزیتی در «پنانگ» مالیزیا بوده تا از آنجا محموله موردنظر توسط کشتی دیگری به استرالیا منتقل شود، جایی که قیمت شیشه بسیار بالا است.
در جولای ۲۰۲۰، یک تیم تحقیقی ابتکار جهانی علیه جرایم سازمانیافته فراملی از محموله هروئین که تازه به «دوربان» در آفریقای جنوبی رسیده بود تصویربرداری کردند. تصاویر مشابه از یک محموله هروئین و شیشه که به «کیپتاون» رسیده بود نیز گرفته شده است. هرکدام از این محمولهها در هنگامی که عکسها گرفته شده است، در مرحله تخلیه بودهاند تا بعدا محتوایشان برای بازارهای خردهفروشی بستهبندی و آماده شود. طبق این تصاویر، بستههای هروئین و شیشه در کیسههای پلاستیکی یک کیلوگرمی سفیدرنگ پیچیده شده و برروی کیسهها با رنگ آبی بهصورت واضح «Pa Pa Jone 100%» و «۵۱۶۱» نوشته شده بوده. این علامتگذاریها در بستههای به دست آمده از هردو محمولهی توقیفشده مشابه بودند و پس از بررسیها مشخص شد که منشأ تمام موادمخدر به دست آمده از کشتی یک دکلی در موزامبیک در سال ۲۰۱۹، از محمولههایی که در گذرگاه مرزی کوماتیپورت متوقف شدند و نیز از محمولهای که توسط نیروی دریایی سریلانکا کشف و ضبط شده است، همگی یکی بوده است.
مصاحبه پژوهشگران ابتکار جهانی علیه جرایم سازمانیافته فراملی با مصرفکنندگان و توزیعکنندگان محلی شیشه در کیپتاون در آگست ۲۰۲۰، تأیید میکند که «طی هشت تا ۱۰ ماه گذشته» شیشه از منبع جدیدی وارد بازارهای آفریقای جنوبی شده است. هم مصرفکنندگان و هم توزیعکنندگان این مواد جدید را «شیشه پاکستانی» توصیف کردهاند که به نظر میرسد از طریق سندیکاهای محلی آسیای جنوبی مستقر در آفریقای جنوبی و موزامبیک که با تأمینکنندگان شیشه در پاکستان ارتباط دارند، به بازارها آفریقای جنوبی عرضه میشود. خلوص این به اصطلاح «شیشه پاکستانی» از نظر مصرفکنندگان آفریقای جنوبی کاملا بالا است و کیفیتش «به همان خوبی» کریستال شیشه تولیدشده در مکزیک است که از نایجریا وارد آفریقای جنوبی میشود. مصرفکنندگان و توزیعکنندگان در مصاحبههای خود گفتهاند که کیفیت محصول جدید، از شیشه تولید چین که در مکانهای مختلف در اطراف «ژوهانسبورگ» تولید میشود، بهتر است.
کنارهم قراردادن این نشانهها ممکن است به ما در درک اینکه شیشه تولید افغانستان سرانجام از کجا سر در میآورد، کمک کند. زیرساختها و مجراهای موجود در امتداد مسیرهای سنتی قاچاق هروئین ــ مانند خدمههای کشتیهای یک دکلی که در قاچاق دست دارند، بندرهایی که در آن محمولههای مواد مخدر میتوانند بدون شناسایی وارد شوند و مجراهای حملونقل توزیعکنندگان در آفریقای جنوبی ــ باعث شده است که زنجیره عرضهی شیشه نیز در امتداد همین مسیر شکل بگیرد. شواهد اخیر نشان میدهد که شیشه افغانستان از موزامبیک عبور میکند و اکنون به کالای عمده و در دسترس در بازار رو به رشد شیشه در آفریقای جنوبی تبدیل شده است. و کانالهای حملونقل «شیشهی درجهیک» که بهنظر میرسد اخیرا در مالاوی، تانزانیا و کنیا شکل گرفته ممکن است نشاندهنده این باشد که این تحول جدید یک پدیده منطقهای نیز است.
