ظاهرا امریکا برای خروج از افغانستان لحظهشماری میکند. در نزدیک به دو دههی گذشته، این جنگ هزینههای مالی و انسانی زیادی را روی دست ایالات متحده گذاشته است. بنابراین، بیزاری از ماندن در افغانستان پس از نزدیک به دو دهه جنگ، برای امریکاییها جای تعجب ندارد. گفتههای اخیر ترمپ در مورد خروج از افغانستان ریشه در همین بیزاری و لحظهشماری برای رفتن از افغانستان دارد. در نتیجه مذاکرات صلح امریکا و طالبان و مطرحشدن بحث خروج از افغانستان، برنامهریزی که برای این کار روی دست گرفته شد، شتابزده بود. بهنظر میرسد، رهبران امریکا میخواهند از این هم شنابزدهتر عمل کند. دونالد ترمپ، رییسجمهور امریکا دو روز پیش گفته است که امریکا باید تمام نیروهای خود را تا کریسمس امسال یعنی تا دو ماه دیگر، از افغانستان خارج کند.
خروج شتابزده از افغانستان برای رییسجمهور فعلی امریکا معنای دیگری هم دارد. دلیل مهم دیگر این رویکرد عمل به وعدهای است که آقای ترمپ به مردم امریکا داده بود. در حال حاضر سعی دارد نشان دهد که به قول انتخاباتی خود برای به پایان رساندن «جنگهای بیپایان» جامهی عمل میپوشاند. واقعیت این است که این رویکرد به معنای برخورد انتخاباتی کاخ سفید با مسأله خروج از افغانستان است که میتواند برای افغانستان به معنای افتادن در باتلاق یک جنگ ویرانگر دیگر و برباد رفتن دو دهه هزینههای مالی و انسانی جامعهی جهانی و برای امریکا یک شکست تاریخی باشد.
خروج کامل نیروهای رزمی امریکا از افغانستان وابسته به شرایط است. امریکا و ناتو به این پیششرط به افغانستان قبلا متعهد شدهاند. شرایط حاکم در افغانستان به هیجوجه آمادهی این نیست که نیروهای رزمی امریکا بهطور ناگهانی و شتابزده افغانستان را ترک کنند. از زمان حملهی امریکا به افغانستان و سرنگونی رژیم طالبان، شاید هیچ زمانی جنگ در افغانستان به پیمانهی امروز شعلهور و طالبان قدرتمند نبودهاند. سلطهی طالبان در بخشهایی از افغانستان بیشتر شده و کمترین نشانهای از تعهد طالبان به دستبرداشتن از خشونت دیده نمیشود. مرور تحولات و جنگ جاری در کشور نشان میدهد که طالبان هنوز متکی به خشونت و متمرکز بر جنگاند. بهرغم مذاکرات جاری در قطر، این روزها ثبات امنیتی افغانستان بیش از هر زمان دیگری آشفته و شکننده است. هر روز سرخط خبرهای رسانهها بهجای پیشرفت مذاکرات آمارهای درشت از تلفات جنگ است.
اگر ایالات متحده بدون توافق صلح و ضمانت لازم از افغانستان خارج شود، مردم افغانستان بیشترین آسیب را میبینند و این کار به معنای خروج غیرمسئولانه است. پیامدهای این نوع خروج سقوط افغانستان در کام بحران است. بسیار محتمل است که اگر گروه طالبان موفق شود بدون ضمانتهای لازم، سربازان امریکایی را از افغانستان خارج کند، دوباره افغاستان در کام بحران فرو خواهد رفت. دل خوش کردن به روند جاری مذاکرات زیاد خوشبینانه نیست، زیرا تمرکز طالبان بر جنگ و خشونت هر نوع صلح و توافق را دشوار میکند. از اینرو، خروج نیروهای امریکایی و ناتور چه بهصورت تدریجی یا غیرتدریجی، باید براساس شرایط افغانستان باشد. تأکید بر خروج عجولانه و پراکندگی موضع امریکاییها و متحدین از نظر سیاسی در جریان مذاکرات برای طالبان یک وضعیت ایدهآل است و برای این گروه حس پیروزی میدهد. بنابراین، طالبان دلیلی نمیبینند که در میز مذاکره به طرفهای دیگر امتیاز دهند. وقتی که امریکا برای خروج لحظهشماری میکند و همه میتوانند شکنندگی حکومت افغانستان را ببینند، روی چه حسابی طالبان از موضعشان کوتا بیایند؟
برخورد شتابزده و خروج بیبرنامهی نیروهای خارجی در این وضعیت سرعت زوال ثبات سیاسی را در افغانستان سریعتر و زمینه را برای برگشت امارت طالبان فراهم کند. تجربهی دولت اسلامی در عراق و سوریه بین سالهای 2014 و 2017 نشان داد که اگر به گروهی که هنوز باور به خشونت دارد، میدان داده شود، چه اتفاقی میتواند بیفتد. یا تجربه مشابه افغانستان در دههی هفتاد، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سابق از افغانستان خارج شد، ارتش و پولیس بهطور ناگهانی سقوط کرد و نتیجهی آن جنگ و ویرانی عظیم بود.
