سفر غنی به قطر در حالی صورت میگیرد که گفتوگوها بهدلیل اختلافها با مشکل روبهرو شده است. بیش از سه هفته از آغاز مذاکرات مستقیم دولت افغانستان و گروه طالبان در قطر گذشته، اما هنوز پس از ده بار دیدار، دو طرف نتوانسته روی طرزالعمل کاری مذاکرات به توافق برسند. ظاهرا گرهی که باعث مشکل شده دو مسأله است؛ طالبان در تلاش آن است که مذاکرات براساس توافقنامه امریکا و طالبان صورت گیرد و مذهب حنفی اساس مذهبی گفتوگوها در بنبستها و اختلافهای احتمالی باشد. حدود یک ماه چانهزدن بینتیجه بر سر طرزالعمل زمان زیادی است. دستکم این پیام سیاسی را میرساند که اختلافها جدی و عمیق است. در یک ماه گذشته مذاکرات ناامیدکننده بوده است. دستگذاشتن طالبان بر رویکرد حذف، تکصدایی، افزایش روزافزون خشونتها و موضع نامنعطف طالبان نگرانی جدی شهروندان را از بینتیجهماندن مذاکرات بالا برده است.
پشت پرده سفر غیرمنتظرهی رییسجمهور به قطر هنوز به درستی روشن نیست. هدف اصلی سفر آقای غنی به دوحه تنها چیزی نیست که روابط عمومی ارگ گفته است. گسترش مناسبات و همکاریها میان افغانستان و قطر در عرصههای مختلف تنها پوششی است برای این سفر. چیدمان دیدارهای آقای غنی نشان میدهد که او برای مأموریت مهمی به این سفر رفته است. دیدار با زلمیخلیلزاد، نماینده ویژه امریکا برای صلح و جنرال اسکات میلر، فرمانده عمومی نیروهای امریکایی در افغانستان بخشی از این سفر غنی است. در فضای سیاسی و رسانهها این گمان مطرح است که مأموریت اصلی آقای غنی در این سفر دستیافتن به آتشبس یا دستکم توافق بر سر نوع کاهش خشونت و احتمالا توافقهای دیگری خواهد بود. به همین دلیل این سفر امید و نگرانیهای زیادی را به همراه دارد. امیدواری این است که این سفر به آتشبس، کاهش خشونت و بازشدن گره مشکل در مذاکرات جاری منجر شود. همزمان نگرانی این است که زیر فشارهای امریکا بهدلیل انتخابات نزدیک این کشور، حکومت افغانستان وادار به پذیرش خواستهایی شود که تنها به سود طالبان باشد.
صلح افغانستان و پایاندادن به طولانیترین جنگ بیرونمرزی امریکا یکی از ابزارهای بازی انتخاباتی ترمپ است. از آغاز رهبران امریکا با روند صلح افغانستان برخورد انتخاباتی کردند. تا روز انتخابات فرصت زیادی نمانده است. اگر ترمپ و تیمش میخواهد پیش از انتخابات صلح افغانستان را به رایدهندگان امریکایی بفروشند، باید به برقراری آتشبس در جریان مذاکرات توجه کند. برای امریکا این امکان وجود دارد که طالبان را وادار به پذیرش آتشبس کند. مذاکره در دوحه و جنگ در افغانستان تنها برای مردم افغانستان پرسشبرانگیز و مورد انتقاد نیست؛ سوال اساسی و نگرانی در امریکا نیز همین نکته است.
بدترین سناریو برای مردم افغانستان، تداوم جنگ است. اگر جنگ همچنان ادامه یابد و سطح حشونتها بلند باشد، مذاکرات صلح بینتیجه خواهد ماند. واقعیت این است که در موازات مذاکرات، جنگ افزایش یافته و این افزایش برای بالابردن جایگاه در میز مذاکرات است. اگر هر دو طرف بهدنبال پیروزی در مذاکرات است، مهمترین گام توافق روی کاهش خشونت و آتشبس است.
این در حالی است که خشونتها در افغانستان بهطور بیپیشینه افزایش یافته است. این کشور هر روز شاهد یک تراژیدی انسانی است. حمله انتحاری بر والی لغمان دیروز هشت کشته و دهها زخمی برجای گذاشت. دو روز پیش نیز یک موتر بمبگذاریشده در ننگرهار دستکم 15 کشته و 40 زخمی برجای گذاشت که کمیسیون حقوق بشر افغانستان این حمله را جنایت جنگی خوانده است. افزایش خشونت همزمان با مذاکرات صلح نه برای مردم افغانستان قابل پذیرش است و نه طالبان میتوانند بیشتر از این ادامه خشونت را توجیه کنند. از طرف دیگر، درک این مسأله برای همهی طرفهای صلح از جمله ایالات متحده امریکا ساده است که خشونتها روند صلح را خدشهدار میکند. گامهای عملی برای برقراری آتشبس، انعطافپذیری در مذاکرات و پرهیز از برخورد سیاسی با روند صلح باشند.
