داکتر عبدالله، انتخابهای محدود و فرصتهای از دست رفته
در اینکه داکتر عبدالله فرصت حکومت کردن بر افغانستان را از دست داده است، نمیتوان شک کرد. امکان رسیدن ایشان به ریاست جمهوری افغانستان- اگر واقعبینانه نگاه کنیم- از میان رفته است. ایشان با پیشتازی در دور اول، دچار خوشبینی سادهلوحانه شدند و با ورود بیسروصدا به دور دوم، فرصت پیشگیری از شکست را از دست دادند.
سوالی که فعلا باید پرسید، این است که آیا ایشان اراده، قاطعیت، توانایی و تیزهوشی آن را دارد که از رسیدن داکتر اشرف غنی به ریاست جمهوری افغانستان جلوگیری کند؟ این سوال را میتوان به گونهی دیگری هم پرسید. آیا داکتر عبدالله توانایی و تیزهوشی آن را دارد که راهحل سومی را بر رقیبانش تحمیل کند؟
دور از انتظار نیست، اگر کمیسیون انتخابات، نتایج را اعلان کند و با این کارش، تیم داکتر عبدالله را در مقابل یک عمل انجام شده قرار بدهد. واکنش کارا، عاقلانه و واقعبینانهی داکتر عبدالله در مقابل این کار چه خواهد بود؟
به نظر نمیرسد که داکتر عبدالله در واکنش به اعلان احتمالی نتایج از سوی کمیسیون، انتخابهای زیادی داشته باشد. ایجاد آشوب، بیشتر از آنکه بهنفع ایشان باشد، به ضررشان است. چانهزنی سیاسی بعد از اعلان نتایج، چیزی بیشتر از تسلیم شدن نیست. مهمتر از همه، در پایداری و همراهی همراهان سیاسی ایشان در درازمدت و در موقعیتهای دشوارتر، تردید وجود دارد. اعلان احتمالی نتایج میتواند محاسبات تعداد زیادی در اطراف داکتر عبدالله را تغییر بدهد.
خواست «دور انداختن دو ملیون رای» که از سوی داکتر عبدالله مطرح شده است، بحران را به مرحلهی حادتری میبرد، اما به نظر میرسد که با راندن بحران به این مرحله، داکتر عبدالله دارد انتخابهای خودش را هم محدود و محدودتر میکند. تهدید تسخیر قهرآمیز قصر گلخانه که از سوی تعدادی از طرفداران اصلاحات و همگرایی مطرح میشود، یک تهدید میانخالی و غیرواقعبینانه است. تشکیل دولت جداگانه یک خودکشی سیاسی است.
فعلا به نظر میرسد که انتخاب بهتر تیم اصلاحات، پایان دادن به جنگ مطبوعاتی، بازگشت به میز مذاکره و رو آوردن به شیوههای کهن سیاستمداران افغانی است. با این کارها لااقل میتوانند از آشوب و فتنهی بیفایده جلوگیری کنند و سهمکهایی هم برای دانههای درشت تیم، بهدست آورند. دموکراسی و انتخابات اما دو هفته پیش به مشکل جوانمرگی دچار شدند. این مشکل چندان هم سطحی نیست!
