طالبان در حدود ده روز پیش حملهی بزرگی را در شمال ولایت هلمند آغاز نمودند که تاکنون در این حمله به تعداد 260 نفر از طالبان شورشی کشته شدهاند. به گفتهی سخنگوی وزارت داخله، در صف جنگی طالبان افراد خارجی و نظامیان پاکستان نیز شامل میباشند. تاکنون در این حمله 30 سرباز پولیس ملی قربانی و چهل سرباز دیگر پولیس زحمی شدهاند. از اثر این حمله به تعداد 2500 نفر از مردم بیجا شدهاند. قرار آخرین اطلاعات، حملهی طالبان بر ولسوالی سنگین توسط نیروهای نظامی و امنیتی کشور سرکوب شده است. موضوع مهم در این خصوص این است که بهطور آشکار در این حمله طالبان نیروهای نظامی پاکستان، شورشیان وزیرستان شمالی و پنجاپی شرکت دارند و طالبان افغانی را پیشاپیش نبرد قرار دادهاند و از پشتِ حمله طالبان را یاری میرسانند و گفته میشود که به طالبان افغانی هشدار میدهند که موضع جنگیشان را ترک نکنند. در صورتی که طالبان افغانی صحنه را ترک کنند، آنها را به قتل میرسانند و مجبور میکنند که تا پای مرگ بجنگند.
این مداخلهی آشکار پاکستان موازی به حملات راکتی آن کشور در ولایتهای شرقی کشور انجام گرفته است و در مقابل تلاشهای دیپلماتیک از طرف دولت افغانستان برای قطع حملات راکتی و عدم حمایت از طالبان و گروههای تروریستی دنبال شده است. پنجشنبهی هفتهی گذشته دکتر اسپنتا، مشاور امنیت ملی رییس جمهور به پاکستان سفر نمود. وی در پاکستان با نواز شریف، صدراعظم پاکستان و سرتاج عزیز، مشاور شورای امنیت ملی آن کشور در مورد قطع حملات نظامی و مبارزهی مشترک علیه تروریزم مذاکره نموده است و هردو طرف توافق نمودهاند که با حملات مشترک نظامی علیه گروههای تروریستی، مبارزهی مشترکی را انجام دهند.
پاکستان اینگونه در امور افغانستان بازی دوگانه را انجام میدهد و دولت افغانستان در طی دوازده سال از موضع ضعیف در برابر مداخلهی آشکار سیاسی و نظامی پاکستان با رویکرد تملقگرایانهی مبهم کار گرفته است. در حالی که دولت پاکستان بهطور حسابگرایانه هر وقتی که شرایط کشور حساس گردیده است، مداخلات سیاسی و نظامی و حمایتاش را شدت بیشتر بخشیده و گاهی از طالبان و گروههای تروریستی حمایت آشکار نظامی و سیاسی مینماید و گاهی هم حملات راکتی خویش را به خاک کشور، از نو میگیرد.
هم اکنون که بحران انتخابات در جریان میباشد، دولت پاکستان آگاهانه دخالت هدفمندانهاش را به منظور تضعیف دولت و عدم شکلگیری حاکمیت مقتدر ملی در افغانستان شدت بخشیده است. نیروهای نظامیاش را در صفهای جنگی طالبان جا زده و با شکل دادن سناریوی مبارزه با طالبان در وزیرستان شمالی، زمینهی مداخلهی نظامی و فرستادن گروههای تروریستی را در افغانستان آماده میکند. آنچه که در این مورد قابل دقت میباشد، این است که پاکستان نسبت به شکلگیری حاکمیت مقتدر و فراگیر در افغانستان، مخالف است. این سیاست خویش را پس از شکست دولت کمونیستی و پیروزی مجاهدین دنبال نموده است. در آوان پیروزی مجاهدین از سیاسیت تفرقهافگنی میان تنظیمهای مجاهدین استفاده کرد و بهدنبال آن گروه طالبان را به وجود آورد و تفکر طالبانیزم را در قالب مدارس دینی تقویت داد و این گروه را بهطور جدی و آشکار حمایت نظامی و سیاسی نمود. هم اکنون سیاست پاکستان بر همین محور میچرخد. هیچگونه تغییری در این رویکرد پاکستان به وجود نیامده است و هرگونه تلقی که گویا پاکستان خواهان عدم حمایت از گروههای تروریستی و طالبان میباشد، خوشبینی غیرواقعبینانهای بیش نیست. دولت پاکستان هرگز نمیخواهد که برای این شیوهی خویش بدیلی دیگر را جستوجو کند؛ زیرا زمینهی کاربردی سیاست مداخلهگرایانهی پاکستان با حمایت از طالبان، تقویهی افراطگرایی مذهبی و بیثبات کردن افغانستان بیشتر ممکن میباشد. پاکستان از آن طریق خوبتر میتواند زمینهی شکلگیری دولت مقتدر را در افغانستان بگیرد.
پس لازم است که رویکرد حمایتگری پاکستان از افراطگرایی و حمایت از طالبان جدی گرفته شود و دولت افغانستان حمایت آشکار نظامی و سیاسی پاکستان را جدی بگیرد. رویکرد منفعلانه و تملقگرایانهی دولت افغانستان بر متقاعد کردن دولت پاکستان که دیگر از طالبان و گروههای تروریستی حمایت نکند، تاکنون نه تنها نتوانسته است جلو مداخلهی سیاسی و نظامی پاکستان را بگیرد، بلکه این موضع نرمشگرایانه و چشمپوشی افغانستان از دخالت آشکار نظامی پاکستان باعث شده است که پاکستان از روپوش راهحل دیپلماتیک استفادهی بیشتری برای بیثباتی افغانستان ببرد.
