سرگذشت حملهی انتحاری و خودترکانی در میان مسلمانان
حملهی انتحاری یا «خودترکانی» در جهان امروز به نماد گروههای جهادی افراطی سلفی تبدیل شده است. کمتر عملی میتواند به اندازهی حملهی انتحاری، بیانگر توحش و عدم احترام این گروهها به زندگی خود و دیگر انسانها باشد. خودترکانی، برجستهترین نماد روند خودتخریبی است که سالهاست مسلمانان و دنیایشان را فراگرفته است.
حملهی انتحاری اما، مانند رویارویی سراسری شیعه-سنی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به قدرت رسیدن آیتالله خمینی وارد جهان معاصر مسلمانان شد. گرچند در دنیای مدرن، این پدیده را در جریان جنگ جهانی دوم برای اولین بار، جاپانیها با آموزش پیلوتهای انتحاری، به خدمت گرفتند، اما تندروان سنیمذهب و سلفیها آن را از همکیشان شیعهمذهب ایرانیشان فراگرفتند.
اولین مسلمانی که خود را ترکاند، یک کودک 13 سالهی ایرانی بود که در سال 1980 با بستن بمب به تنش، خود و یک تانک عراقی را منفجر کرد. خودترکانی این کودک، مورد ستایش آیتالله خمینی قرار گرفت و نیروهای انقلابی ایران، تلاشهای بسیار کردند که محمد حسین فهمیدهی 13 ساله را به عنوان الگوی جوانان و نوجوانان مسلمان معرفی کنند. اینگونه بود که راه استفادهی گروهی از جوانان انتحاری ایرانی بهدست سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران برای پاک کردن میدانهای ماین باز شد. آنها خودترکانی و حملهی انتحاری را «عملیات استشهادی» یا «عملیات شهادتطلبانه» نام دادند.
شهروند دیگر ایران، اسماعیل عسکری در اکتبر سال 1983، وسیلهی نقلیهی باربری بزرگی را وارد محدودهی قرارگاه نیروهای امریکایی در لبنان کرده، انفجار داد. انفجار آنقدر قوی بود که تمام ساختمان چهارمنزله را از جای کند و همهی ساکنینش را هلاک کرد، بهشمول چند غریبکار بیگناه لبنانی. خودترکان دیگری، ده دقیقه بعد موتر بمبگذاری شدهاش را آنسوتر، در قرارگاه نیروهای حافظ صلح فرانسوی منفجر کرد.
در لبنان و به کمک ایرانیان افراطی-انقلابی، هنر حملهی انتحاری بهدست گروههای فلسطینی رسید و رفته رفته عام شد و زشتی و نفرتانگیزیاش را از دست داد. جمهوری اسلامی ایران، سوریه و گروههای افراطی اسلامگرا، با بیان شکوهمند، حملهی انتحاری را توجیه کردند و از انتحاریان و خودترکانان به عنوان قهرمانان ایثارگر، ستایش کردند.
با پیدایش طالبان و به کمک آیاسآی، این پدیده وارد افغانستان شد. شهروندان بیشمار افغانستان در حملههای انتحاری طالبان و همراهان افراطی داخلی و خارجیشان تباه شدند و بخشهای وسیعی از جامعه، مورد سوء ظن هموطنانشان قرار گرفتند. دیری نگذشت که خودترکانی، آهسته آهسته به سراغ افسران ارتش، پولیس، آیاسآی و مردم عادی پاکستان هم رفت. خودترکانی، دوستان اولیهاش را بهندرت از یاد میبرد!
با قدرت گرفتن تندروان داعش، فروپاشی ارتش رسمی عراق و بسیج دوبارهی ملیشههای تندروان شیعه، از جمله مقتدا صدر که قبلا در مقابل امریکاییها و دولت عراق میجنگید، به نظر میرسد که خودترکانی شیعیان گم کردهاش را بازمییابد.
در این تصویرها، شیعیان انتحاری و خودترکان پیرو مقتدا صدر را میبینید که چند روز قبل در بغداد مارش کردند.
