دان – شیرعلم شینواری
مترجم: جلیل پژواک
بیشتر مؤرخان براین باورند که پشتونها ــ مردمانی که با وجود تقسیمات جغرافیایی در دورههای مختلف، تاریخ و میراث مشترک 5 هزارساله دارند ــ بهعنوان یک هویت فرهنگی، وحدت خود را حفظ کردهاند و با وجود خصوصیات قبیلهای منحصر به فرد خود، از نظر پیشینهی اجتماعی، فرهنگی، سنتی و ادبی یک ملت هستند.
پشتونها از زمانهای بسیار قدیم بین ساحل اُکسوس (رودخانه آمو یا آمودریا که بین آسیای میانه و افغانستان جریان دارد) و رود ایندوس (سند) زندگی میکردهاند. هر طایفه پشتون خصوصیات و رسم و رسوم ویژه خود را دارد، اما وجه مشترک آنها یک چیز است: کُد «پشتونوالی»، که شامل تاریخ، ارزشهای فرهنگی و قواعدی میشود که بر زندگی روزمرهی آنها حاکم است. پشتونوالی همان جوهرهای است که پشتونها از آن روحیه و قوت میگیرند.
زبان «پښتو» یا پشتو در حفظ، اشاعه و ترویج پشتونوالی بسیار مهم است. جالب اینکه صحبت به زبان پشتو از انجام یا اجرای پشتونوالی [به فارسی پشتونگری] کاملا متفاوت است، همانطور که روخان یوسفزی، نویسنده برجسته پشتو توضیح میدهد که «پشتو نهتنها یک زبان یا ابزاری برای بیان است، بلکه یک نمایشگاه عملی از تمام ارزشهای اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، روانشناختی و سنتی است که تحت عنوان پشتونوالی وجود دارند. به عبارت دیگر، پشتو هم یک زبان و هم یک کُد رفتاری است و این ویژگی، آنرا از سایر زبانها متمایز میکند.»
مشتاق مجروح، پژوهشگر، میگوید که ادبیات پشتو پر از اشاره به پشتونوالی است. از رحمان بابا و خوشحالخان ختک گرفته تا غنی خان، قلندر مومند، اجمل ختک و رحمتشاه سائل، تعداد زیادی از ادبای این زبان بهطور مفصل در مورد جنبههای مختلف پشتونوالی نوشتهاند. آنها جلوههای مثبت آنرا ستوده و همچنین خواهان آوردن تغییرات در آن شدهاند.
مجروح مینویسد: «شاعران پشتو تمایل دارند به پشتونوالی دلبستگی نشان دهند و حتا امیرحمزه شینواری، شاعر بزرگ صوفی، اشعار و دوبیتیهایی را در مورد پشتونوالی، در عمدهی آثار خود سروده است. پس از تصوف، پشتونوالی دومین موضوع تألیفات حمزه بابا است و هر شاعر و نویسنده پشتو باید در آثار ادبی خود به کُد اخلاقی و رفتاری پشتونوالی اشاره کند. موضوع پشتونوالی تقریبا یک-سوم از نوشتههای نویسندگان پشتو را تشکیل میدهد.»
روخان یوسفزی میگوید: «پشتونها سنتهای ادبی و فرهنگی زنده و پرجنبوجوشی دارند. “تپی” یک نظم یا شعر سهخطی است که کل سبک زندگی پشتونها را در بر میگیرد. جالبتر اینکه این ژانر ادبی توسط زنان پشتون ایجاد شده است. پشتونها شاعران، نویسندگان، رهبران سیاسی و اصلاحطلبان اجتماعی خود را که به تقویت پشتونوالی کمک کردهاند، تحسین میکنند.»
پروفسور اباسین یوسفزی، محقق شناختهشده، میگوید که «تضادها و اختلافات همیشه وجود دارد اما پشتونها در مورد پشتونوالی همرأی هستند.»
در پرتو پشتونوالی میتوان به راحتی پیکره زبانی پشتونها را درک کرد، زیرا پشتونوالی صرفنظر از تقسیمات جغرافیایی و قبیلهای پشتونها، آیینهای است که سبک زندگی این مردم را به صورت کل نشان میدهد. کُد رفتاری پشتونوالی به قدری قوی است که هر پشتونی که بهدلیل نقض آن مقصر شناخته شود، نهتنها باید با خشم و سرزنش عمومی روبهرو شود بلکه طرد نیز میشود. یک پشتون اگر نتواند وظیفه شرعی خود را انجام بدهد، قابلبخشش است اما نقض پشتونوالی در یک جامعه معمول پشتون غیرقابل تحمل است.
اگر کسی به یک پشتون عادی بگوید که او افغان نیست و به جای افغان او را پشتون صدا بزند، ممکن است ناراحت نشود. تنها شاعران، نویسندگان و معدود روشنفکران پشتون مخالفت خواهند کرد و تلاش خواهند کرد هویت خود را بهعنوان افغان اثبات کنند. به همین ترتیب اگر کسی به یک پشتون بگوید که شایسته نیست پتان، سلیمانی یا روحی صدا زده شود، مشکلی نخواهد داشت. اما اگر کسی یک پشتون را «ناپشتون» یا «بیپشتون» ــ کسی که پشتونوالی را تمرین نمیکند ــ صدا زده و اذیت کند، پس باید انتظار دعوا را نیز داشته باشد، زیرا یک پشتون واقعی میداند در صورتیکه بپذیرد که پشتونوالی نمیکند، چه عواقب اجتماعی منتظرش خواهد بود.
به گفته محققان کلمه «پښتون» از پنج حرف پشتو تشکیل شده است که عبارت از پ، ښ، ت، واو، و نون، است که هرکدام ویژگی خاص پشتونوالی را بیان میکند. روخان یوسفزی میگوید که پ برای «پت» یا تواضع ، خ برای «ښه کاره» یا نیکی به دیگران، ت برای «توره» به معنای «تلوار» یا شمشیر که نماد شجاعت است، واو برای «وفا» یا وفاداری و و نون برای «ننگ» یا غیرت است.
پروفسور فقید پریشان ختک در کتاب مشهور خود «پشتون کی است؟» مینویسد که «پشتونوالی فلسفه زندگی میان مردمانی است که از رسوم پیشینیان باستان و محیط پیرامون خود برخی اندیشهها را قرض و از دیالوگ برخی ملتهای دیگر و مذاهب ساکن در مجاورت خود الهام گرفتهاند.» او میافزاید که پشتونها زرتشتیان و بودائیان بودند و پس از ورود اسلام به مناطقشان، بسیاری از رسم و رسوم و هنجارهای اجتماعی این دین را با آنچه که از قبل در پشتونوالی موجود بود سازگار یافتند. او در ادامه مینویسد که پشتونوالی «یک نظام اخلاقی باورمند به رفاه اجتماعی، عدالت، برابری و انسانگرایی است و عمیقا ریشه در شیوههای فرهنگی دارد که خواستار فداکاری، شجاعت، میهماننوازی و شرافت است.»
روخان یوسفزی در کتاب خود «خط و خال فرهنگ پشتون» که به زبان اردو نوشته شده است، میگوید که ملمستیا [مهماننوازی]، پناه [پناهدادن به افراد بیپناه]، بدل [یک سنت اجتماعی که در آن اعمال نیک ردوبدل میشود]، جرگه [سیستم مشاوره]، نانواتی [آشتی و مصالحه]، تگه [آتشبس] و حجره [مهمانخانه روستا] اساس پشتونوالی است.
با اینحال مشکل این است که خود پشتونها بیش از دیگران این اصطلاحات را نادرست تفسیر کردهاند و حتا اعمال نادرست را بهنام پشتونوالی جایگزین سنتها و رسوم باستانی و بومی کردهاند که زمانی شکوه ملت پشتون خوانده میشد. پشتونوالی همچنین یک ایدئولوژی فرهنگی است که برخلاف باور غالب، حقوق زنان را نیز شامل میشود.
سنا اعجاز، کنشگر برجسته حقوق بشر و رهبر «واک تحریک» [جنبش توانمندسازی زنان پشتون] معتقد است که پشتونوالی ــ مانند سایر نظامهای اخلاقی و فرهنگی ــ پویا و پیرو تغییر است. او میگوید که رهبران آرمانگرای پشتون بر شمولیت زنان پشتون در مبارزات سیاسی تأکید، و برای مشارکت زنان در همه حوزههای زندگی دادخواهی کردهاند.
او میگوید: «باچاخان دختر خود را به تحصیل و زنان را به نوشتن برای “پختون” ــ که یک مجله ادبی-سیاسی و بلندگوی پشتونها در اوایل قرن بیستم در برابر راج بریتانیایی بود ــ تشویق میکرد و از زنان خواست سازمان سیاسی خود را ایجاد کنند. عبدالصمد خان اچکزی [رهبر سیاسی و ناسیونالیست پشتون] وقتی در زندان بود، به جای اینکه یک مرد را انتخاب کند، دختر خود را برای اداره امور خانهی خود پیشنهاد کرد و با وی از زندان و از طریق نامهنویسی مکاتبه میکرد. اوضاع بسیار تغییر کرده است، اما زنان پشتون هنوز برای اینکه بتوانند تغییر اساسی را در سیستم کلی پشتونوالی بیاورند، راه طولانی را در پیش دارند.»
اعجاز میگوید که هدف اصلی واک تحریک انگیزهدادن به زنان پشتون است تا نقش خود را در جامعه از طریق دستیابی به آموزش و تحصیل باکیفیت و داشتن سمت در عرصه سیاست و خدماترسانی صحی ایفا کنند تا بتوانند هنجارهای قدیمی منسوخشده بهنام غیرت را تغییر داده و راه را برای دختران جوان هموار کنند تا آنها در مورد حقوق اجتماعی، سیاسی و انسانی خود آگاه باشند.
پروفسور اباسین یوسفزی معتقد است که پشتونوالی مانعی فراروی توانمندسازی زنان نیست و زنان پشتون دیریست تقریبا در هر بخش از زندگی نقش مؤثری را ایفا کردهاند. او از ملاله میوند یاد میکند که از دوره انگلیس تاکنون نماد مبارزه سیاسی بوده است. آقای یوسفزی میگوید: «سه سال پیش برخی از نویسندگان زن برای مشوره در مورد تأسیس یک سازمان جداگانه برای نویسندگان و شاعران نزد من آمدند. من آنها را تشویق کردم و حتا نامی را برای سازمانشان پیشنهاد کردم ــ “خویندی ادبی لشکر” [لشکر ادبی خواهران] ــ و خوشحالم که بسیار فعال بودهاند، فعالتر از مردان؛ تعداد آنها از چند زن به صدها زن رسیده است. باچاخان و بسیاری از روشنفکران ما خواستار تقویت نقش و مشارکت زنان پشتون در جامعه بودند.»
پروفسور یوسفزی در رابطه به تجدیدنظر در مورد پشتونوالی بهویژه مفهوم جرگه و برخی مفاهیم منسوخ، بیربط و غیرانسانی آن مانند سواره [اجبار دختران به ازدواج برای حل دعواهای قبیلهای] و غږ [وقتی زنی شوهر خود را از دست میدهد و بیوه میشود، یکی از مردهای خانواده شوهر باید با وی ازدواج کند] میگوید که این مفاهم باید دور انداخته شود، زیرا سیستم اصلی جرگه نیز مانند سایر ارزشها فاسد شده است. او میگوید: «درب پشتونوالی برای انتقاد مدرن باز است. نقش زنان باید مورد حمایت قرار گیرد و حقوق آنها، از جمله حق تصمیمگیری، حق آموزش و سهم در میراث، مسائلی است که باید به آن پرداخته شود.»
اباسین یوسفزی میپذیرد که با توجه به شرایط خاص پشتونها، نقش زنان در دورههای اولیه بسیار مهم نبود. اما میگوید که اکنون تغییر، اجتنابناپذیر است و باید آورده شود. او علاوه میکند که تاریخ شاهد داستانهای شجاعت و قهرمانی زنان پشتون است که از خود در کنار مردان به نمایش گذاشتهاند. او میگوید: «زنان در پشتونوالی از جایگاه و احترام ویژه برخوردارند. با اینحال، بازبینی [این کُد] دامنهی آنرا وسیع و اهمیت آنرا در دنیای مدرن امروز افزایش میدهد.»

کدام معنی دکه نداشتی میگفتی ای معنی پشتون از کدام کتاب گرفتی که مه او کتاب به زیر زبر بخوانم یا از دل خود ساختی صدقه او کله پوچت شوم چند ساله قدامت داری پشتون مگر معنی هم دارد