وضعیت آشفتهی انتخاباتی و موقعیت بهشدت حساس و نازک صفبندیها و یارگیریهای انتخاباتی در جادههای بزرگ شهرها میتواند کشور را وارد فاز جدیدی از بحران سازد. خیزشهای عدالتخواهی حامیان دستهی اصلاحات و همگرایی در جادههای کابل، حق شهروندیشان است که برای امحای تقلب، در مردمیترین روند دموکراتیک صورت گرفته و بانی حقطلبی میباشد. این حرکت ستودنی است، ولی نباید نادیده انگاشت که مدیریت خیزش جادهای، آنهم در حالتی که هر لحظه احتمال اصطکاک و تصادم میرود، فراستی را میطلبد که شاید از دایرهی توانایی دستهی اصلاحات و همگرایی بیرون باشد.
دستههای بحرانزا شاید در کمین باشند که مسیر این خیزشها را به سمت بحران هدایت کنند و آب را گِل سازند تا ماهی مراد خودشان را بستانند. رهبر دستهی اصلاحات و همگرایی، دکتر عبدالله در وضعیتی قرار گرفته است که هرچه در تنور این جنجالها بدمد، آتش بیشتری شعلهور میگردد و هرچه در لجن این مرداب دستوپا زند، بیشتر فرومیرود.
حفظ خونسردی سیاسی و فروکش دادن التهابات ناشی از ظن برگشتن ورق بهنفع تیم تحول و تداوم، بهترین گزینه برای مردی است که بار دیگر تاریخ برایشان تکرار میشود. در انتخابات سال 2009 دقیقا همین وضعیت برای دکتر عبدالله پیش آمده بود که با میانجیگری امریکا بحران خوابید و آشوب در نطفه خفه شد.
در آن زمان نیز دکتر عبدالله حامد کرزی را متهم به تقلب در روند انتخابات کرده بود که با وساطت امریکاییها غایله پایان یافت و دکتر عبدالله از ادامهی رقابتها به نفع حامد کرزی کنار رفت. دیروز نیز قرار بود که نتیجهی قسمی 35 درصدی آرا از طرف کمیسیون اعلان شود که با سرازیر شدن دستههایی از حامیان دستهی اصلاحات و همگرایی در زون غرب و شمال کابل در جادهها، با پادرمیانی سازمان ملل به تأخیر افتاد.
اگرچه نفس اعتراضهای دیروزی در کابل از لحاظ کمی و کیفی در حدی نبود که بتوان آن را ریسکآفرین خواند، ولی تداوم این روند در روزهای بعدی، بهویژه اگر موجسواری سازمان یافته از طریق به خدمت گرفتن شبکههای اطلاعاترسانی جمعی صورت گیرد، میتواند وضعیت را وخامت بخشد. من یکی فکر میکنم روند افغانیزهسازی انتخابات در طرح آغازینش اشتباه و احساساتی بود که احتمال به بنبست رسیدن آن کاملا ملموس بود.
حال که افغانستان به یک بنبست سیاسی برخورده و نفس کارکرد بیطرفانهی هردو کمیسیون از طرف دکتر عبدالله و حلقات پیرامون وی زیر سوال رفته است و حتا زمرمههایی وجود دارند که دستهی اصلاحات و همگرایی حتا بر فرض اینکه عبدالله را کمیسیون انتخابات برنده اعلان سازد، دولت جدید تأسیسی را خواهد ساخت، سفارت امریکا و سازمان ملل را بر آن داشته است که پا پیش بگذارند و بین دو نامزد پیشتاز اعتمادسازی کنند.
چنانچه دیروز شاهد بودیم که مرزهای افغانیزه شدن روندهای بزرگ ملی از جانب سازمان ملل شکسته شدند و این سازمان ندای عبدالله را کمک و همکاری برای بیرون رفت از این بنبست سیاسی لبیک گفت و نتیجهی قسمی انتخابات را به تعویق انداخت.
اگرچه به تأخیر افتادن اعلان نتایج قسمی در سایهی ریزش حامیان داکتر عبدالله به سرکها، مایهی دلگرمی این دسته به بسیج عمومی مردم برای ایجاد اهرم فشار برطرف میشود، ولی نباید نادیده انگاشت که فرهنگ خیزشهای خیابانی در کشور خیلی جوان و نوپا است و مدیریت اینگونه خیزشها در توان ما نیست.
از طرف دیگر، تجربه نشان داده است، نتایجی که در سایهی فشار، از طریق التهابی ساختن اوضاع از دهلیز ارعاب و تهدید بهدست میآید، چندان پایدار نیست و چالشهای بزرگی را متوجه طرف به خدمت گیرنده میسازد؛ چنانچه تجربهی اخوان در مصر و مخالفان بشار اسد در سوریه را داریم.
اگرچه اتاق فکر تیم حاکم و گردانندگان کمیسیونهای انتخاباتی از این اقدام سازمان ملل حمایت کردهاند، ولی باید پذیرفت که این مداخله میتواند برای جلوگیری از بحران و مدیریت بینظمی اجتماعی، قدم کوچکی باشد. کندوکاو در حواشی مسایل انتخابات ثابت میسازد که اسپ انتخابات واقعا رَم کرده است و چموشی اختیار نموده است. وقتی عبدالله میگوید که کمیسیونها مطلق اعتمادش را شکستهاند، به این معناست که هر نتیجهای که از آدرس این کمیسون اعلان شود، برایش قابل قبول نیست، ولو برنده خودش باشد.
با این وضعیت، پادرمیانی سازمان ملل، بهویژه سفارت امریکا، میتواند مصداق «تاریخ بازهم تکرار میگردد» شود؛ زیرا فرصت اعتمادسازی میان دو فیگور پیشتاز از دست رفته است و هردو جناح؛ یکی در سایهی به خدمت گرفتن مقولههای فروپاشی طرف و دیگری در حولوحوش بسیج مردم در سرکها به تصفیه حساب بپردازند و این روند اوضاع را تیرهتر میسازد.
حال بستگی به این دارد که امریکا و سازمان ملل تا چه حد میتوانند مانند انتخابات 2009 یکی از طرفین را وادار به تمکین سازند. در غیر این صورت، اگر سازمان ملل و سفارت امریکا نتوانند اوضاع را مدیرت کنند، با وصف اینکه دستهی تحول و تداوم از تاریکیها انداخت کند و با سیاست در سایه خزیدن و دشمن را هدف قرار دادن حرکت کند و دستهی اصلاحات و همگرایی روی خیزشهای جادهای حساب باز کند، بهزودی سناریوی میدان تحریر در مصر دست و دامن این دسته را خواهد گرفت و به سرنوشت اخوانالمسلیمن گرفتار خواهد شد.
بهترین گزینه آن خواهد بود که به جای خط و نشان کشیدن روی فرهنگ همپذیر سیاسی کار شود و دولت و کمیسون انتخابات بر شرایط مشروع دستهی اصلاحات و همگرایی مهر تأیید بگذارند و آن را عملی سازند و در سایهی نظارت امریکا و سازمان ملل، دوباره جو اعتمادسازی میان دو کاندیدای پیشتاز صورت گیرد و اعلان نتایج نهایی را ولو با اما و اگرها، طرفین بپذیرند تا اینکه خطر تجزیه و الیگارشی و پلوتوکراسی لجامگسیخته از بستر سیاسی کشور دور و جا به ارزشهای دموکراتیک خالی کند.
ما نفس خیزشهای خیابانی را که برای احقاق حق شود، میستاییم، ولی باید در نظر داشت که متوسل شدن به تعامل خونسردانه با وضعیت التهابی بهمراتب کارسازتر از کوره بهدر رفتن است.
