عراق خدا بیامرز، عبرتی برای افغانستان
دور دوم انتخابات با تمام خوبیها و زیباییهایی که داشت، مخصوصا حضور گسترده و دلگرم کنندهی مردم، به احتمال زیاد، نتیجهی مفیدی برای کشور و مردم نخواهد داشت. اعلان فوری و غیرمستند تعداد کل اشتراک کنندگان از سوی کمیسیون، داستان امرخیل با آن افسر پولیس و در نهایت، واکنش و موضعگیری تند و قبل از موقع داکتر عبدالله، زمینه و امکان بیرون شدن یک ادارهی قوی و دارای مشروعیت گسترده را تقریبا از میان برده است. حکومتی که از دل چنین جنجالهای سنگین و اتهامات عظیم بیرون شود، به هیچ عنوان یک حکومت قوی و دارای مشروعیت سراسری نخواهد بود.
محدودیت مشروعیت و ضعف حکومت آینده اما کمترین نگرانی است که شهروندان افغانستان میتوانند داشته باشند. جنجال فعلی میتواند پیامدهای خطرناک و فاجعهآمیز برای کشور داشته باشد. گذشته از امکان برخوردهای گرم و خونین، این جنجال، ظرفیت و توانایی افغانستان برای پرورش و پذیرش دموکرسی، ارزشها و قواعد آن را هم زیر سوال برد. این دومین انتخابات در افغانستان است که با تقلبهای گسترده، واکنش غیرمعمول و تند و بههم خوردن کل پروسه، بیاعتبار میشود.
دور دوم انتخابات بهخوبی نشان داد که تا چه حد، زیرساختهای قومی جامعهی افغانستان تعیین کننده و حیاتی اند. جنجال فعلی، ظرفیت راندن جامعه بهسوی یک رویارویی خطرناک قومی را دارد و این رویارویی اگر اتفاق بیافتد، میتواند پایان خیلی از چیزها را برای افغانستان رقم بزند.
به عراق نگاه کنیم. این کشور به آن شکل و شمایل قبلیاش، در پی فتوحات دولت اسلامی عراق و شام و حمایت گستردهی سنیهای عراق از آن، ده روز پیش پایان یافت. این پایان یافتن اما چندین سال در حال شدن بود، سالهایی که در آنها، عراقیها نتوانستند در مورد مسایل مهم و پایهای زندگی ملیشان به توافق برسند. عراق امروز عملا محدودهی کوچکی است که بغداد و مناطق جنوب شیعهنشین را شامل میشود. شمال و غرب آن عراق قبلی، فعلا دولت اسلامی عراق و شام نام دارد. کردستان هم با قبضه کردن کرکوک، دیگر نیازی به نگه داشتن آن رابطهی نیمبندش با بغداد نخواهد داشت. جاگزین شدن شبهنظامیان تندرو شیعه بهجای ارتش، آخرین میخی بود که بر تابوت عراق یکپارچه کوبیده شد. کابوس ساکنان سنی و شیعهی عراق اما، به این زودیها پایان نخواهد یافت.
جنجال فعلی افغانستان هم اگر از همین حالا مهار نشود و تیمها از مدارا، گذشت و دورنگری کار نگیرند، امکان بربادی پدیدهای به نام افغانستان را دارد. با وجود تاریخ دور و دراز و چندین هزار سالهی منطقه، اکثر کشورهای امروزین آن عمری بیشتر از یک قرن ندارند. مشترکات ملی در درون کشورهای این منطقه بهشدت ضعیف است و تعلقات فرامرزی فرهنگی، قومی-تباری و تاریخی، اما بیش از حد قوی. فروپاشیدن سوریه و عراق بهخوبی نشان میدهد که ناکامی در دستیابی به توافق بر سر مسایل مهم و پایهی حیات ملی، میتواند پیامدهای بسیار سنگین داشته باشد و حتا به زدودن کشورها از نقشه بیانجامد. ظرفیت ازهم پاشیدن افغانستان، کمتر از سوریه و عراق نیست. افغانستان قبلا هم گونهای ازهمپاشیدگی را تجربه کرده است.
